نمونه کار های سندخوانی
عریضه در باب تولیت آمیرزا احمد آرانی بر مجاری بیست سرجه و کسری آب مزرعۀ گلچین آباد مورّخ سال 1327 هجری

خوانش: بشرف عرض مقدّس بندگان عالى مى رساند: در باب مجارى بيست سرجه و كسرى آب مزرعه گلچين آباد من مزارع قريه آران كه با اراضى آن وقف است بر مصرف قرائت كلام الله مجيد، و وقفيّت آن در اعلى درجه ثبوت است موافق اسناد معتبره و احكام عديده مطاعه كه از لحاظ انور گذشت، واقف آن مرحوم حاجى على اصغر آرانى، است، و بعد از آن توليت با پسر آن مرحوم آقا محمّد حسن بوده، و پس از فوت او توليت با بندگان شامخ الاركان حجّة الاسلام حضرت فرودس مكان آقاى ملّا محمّد على اعلى الله تعالى مقامه بوده، و همه ساله از سنوات ماضیه مال الاجاره آن را استيفاء نموده و به اين داعيان مى‌داده. و پس از ارتحال آن بندگان طوبى مكان، موافق حكم خود بندگان عالى و خطّ شريف و مهر آن بندگان عليّين مكان، و احكام صادره از علماء اعلام كه در خصوص مطلق موقومه مرقوم شده است، اليوم توليت با بندگان مروّج الاحكام عماد الاسلام آقاى آميرزا احمد است. حال مسموع مى‌شود بعضى من باب غرض درصدد اخلال وقفيّت یا توليّت برآمده‌اند، و اين بديهى است كه مدّعى بر خلاف مراتب مذكوره كاذب و آثم است و دعواى او باطل و عاطل است. مستدعى از مكارم اخلاق آنكه آنچه در اين باب ثابت و محقق است مرقوم فرمائيد. تحريراً في شهر جمادى الاولى، مطابق خرداد ماه هذه السنه تخاقوى ئيل سنه 1327. [پاسخ] بسم الله الرحمن الرحيم موافق جمله‌اى از نوشتجات ملحوظه و احكام عديده معتبره وقفيّت مجارى مسئوله مزبوره محلّ شکّ و شبهه نيست، و چون توليت مجارى مسطوره با خلد مقام شيخ العلماء الاعلام آقاى ملّا محمّد على آرانى قدّس سرّة الشريف بوده، و زمان توليت خود منافع موقوفه مزبوره را بمصارف مقرّره رسانيده، و بموجب نوشته علیحده تفويض توليت مرقومه را با ساير موقوفات كه تصرّف ايشان بوده به ولد ارشد خود سركار شريعتمدار عمدة العلماء الاعلام مجتهد الزمان ملاذ الاسلام آقا ميرزا احمد سلّمه الله تعالى كه متصف بصفات حميده و داراى ولايت شرعيّة هستند نموده، فبناء عليه اليوم توليت مجارى مزبوره با جناب مومى اليه است، و مزاحمت ديگرى خلاف قانون شريعت مقدّسه است، و شما هم مشغول به امورات مرجوعه خود بوده باشيد در كمال آسودگی، و آنچه از منافع بشماها مى رسد البته جناب مومى اليه خواهند داد. حرّره الاحقر في عاشر من شهر جميدى الاُولى سنه 1327.

مشاهده جزئیات
عریضۀ قاری قرآن در باب مجاری بیست سرجه و کسری از موقوفۀ آب مزرعۀ گلچین آباد بر قرائت قرآن مجید مورّخ سال 1327 هجری

خوانش: [ مورّخ سال 1327 هجری ] بشرف عرض مقدّس بندگان عالى می‌رساند: كمترينان قاريان قرآن در باب مجارى بيست سرجه و كسرى آب مزرعه گلچين آباد كه وقف است با اراضى آن بر مصرف قرائت كلام الله مجيد. واقف مرحوم حاجى على اصغر آرانى، و پس از فوت او مرحوم آقا محمّد حسن پسر آن مرحوم بوقفيّت و توليت معمول مى داشته و پس از فوت او توليت با بندگان شامخ الاركان حجّة الاسلام حضرت فردوس مكان آقاى ملّا محمّد على آرانى اعلى الله تعالى مقامه بوده و همه ساله منافع و مال الاجاره آن را استيفناء نموده و باين داعيان مى‌رسانيده، و پس از ارتحال آن بندگان طوبى مكان بر حسب ورقه مباركه كه بخط مبارك خود آن مرحوم است، و احكام ساير علماء اعلام كه در خصوص كليه موقوفات متصرفى آن بندگان خلد مقام مرقوم شده است، توليت با بندگان شامخ الاركان مروّج الاحكام عماد الاسلام آقاى آميرزا احمد است. و حال مسموع مى شود كه بعضى درصدد اخلال توليت برآمده‌اند و از حضرت مستطاب عالى استدعاى ادلّه؟ در توليت نموده‌اند، در صورت تعيين متولى به شرح معروض آیا استدعاى آنها بر وفق شرع است يا خير؟ و آن نوشتجات معروضه را بلحاظ انور رسانيديم. مستدعى از مكارم اخلاق آنكه آنچه ثابت است در اين باب مع اذن صريح بر طبق آنچه مرقوم فرموده‌اند حضرتعالى هم مرقوم فرمائيد تا لدى الحاجه سند اين داعيان باشد، أمركم العالي مطاع، شهر جمادى الاولى سنه 1327. [پاسخ] هو الله تعالى، علاوه بر اينكه جناب مستطاب شريعتمدار خلايق افتخار عمدة الفقهاء الأخيار، آقاى آقا ميرزا احمد، سلّمه الله تعالى شايستگى و اهليّت از براى تصرّف در كليّه اين گونه امور را دارند، در ذیقعده هزار و سيصد بيست و پنج هجرى موافق مرقومه مباركه كه مرحمت و غفران مآب خلد مقام آقاى والد ماجد ايشان بخطّ خودشان مرقوم فرموده‌اند، توليت كليه موقوفاتى كه در تصرف خودشان يا ديگرى از قبل ايشان بوده بجناب معزى اليه معظّم تفويض فرموده‌اند، و علاوه از همان ماه بعض ديگر نيز از علماى اعلام ايشان را بتوليت منصوب فرموده‌اند، بناء على هذا، چنانچه اينجانب ديگرى را منصوب بتوليت نموده باشم از باب عدم اطلاع بر مراتب مرقومه بوده، بالجمله توليت تمام موقوفاتى كه در تصرف آن خلد مقام بوده مفوّض است بجناب معزى اليه و ديگرى را حقّ مزاحمت و اخلال نيست. حرّره الاحقر في الثانيعشر من شهر جمادى الاولى 1327.

مشاهده جزئیات
مصالحۀ مجری المیاه بیست سرجه و دو دانگ از یکسرجه از اصل هفت شبانه روز اتمدار قنات مزرعۀ گلچین آباد، مطابق اجاره نامچه سابق] [ مورّخ سال 1355 هجری

خوانش: وبعد، قبول مصالحه شرعيّه نمود از بندگان آقاى آقا مهدى عاملى آقا زاده آقاى حجّة الاسلام آميرزا احمد مجتهد مدّ ظلّه العالى، عاليشان كدخدا على گرجى آرانى، دارنده ورقه هويّت نمره 155 صادره از دفتر قريه آران. همگى و تمامى مجرى المياه بيست سرجه و دو دانگ از يكسرجه از اصل هفت شبانه روزات مدار قنات مزرعه گلچين آباد، بانضمام اراضى متعلّقه بمجارى مرقومه مطابق اجارت نامچه سابق ابتدا از يوم بيست و يكم مهرماه ماضيه هزار و سيصد و چهارده شمسى (1314) الى مضى مدّت سه (3) سال تمام شمسى كامل الايّام والشهور. بمال المصالحه هر سالى مقدار يكصد من بوزن شاه جو كه در تيرماه هر سال رساند، و مقدار بيست من بوزن مزبور خربزه آقانبات كه در فصل خود رساند. حسب الشرط رفع ماليات و عوارض ديوانيّه در عرض مدّت بر عهده مستأجر است، و قنائى از قرار ساير اهالى مزرعه معمول خواهد شد، و آنچه عمل اشجار كه مى باشد از مال آقاى موجر و عمل خشگ از مال مستأجر است، و قبض و اقباض بعمل آمد، و مستأجر مزبور اقرار بتصرّف مورد اجاره نمود و در مدّت مرقومه مالك منافع آن خواهد بود. وكان تحريراً في شهر ربيع الثاني من شهور سنه 1355. *** اثر انگشت كدخدا على گرجى را تصديق مى نمايد اقلّ الحاج

مشاهده جزئیات
بخشی از یک مصالحه نامه مورّخ حدود سال 1340 هجری

خوانش: وبعد، حسب المصالحه الشرعيّه منتقل نمود عاليقدر آقا محمود ولد صدق آقا محمّد صادق خلف مرحوم حاجى محمّد آرانى...

مشاهده جزئیات
بخشی از یک صلح نامه و الزام نامه با اجرای صیغۀ الزام مورّخ سال 1325 هجری

خوانش: [آغاز سند افتاده است] ... يك هزار دينار. و صيغه مصالحه با جميع شرايط صحّت و شرعيّت جاريشد و مصالح كافه مصالح عنه را بتصرف شرعى مصالح لهما داد و مال المصالحه را تماماً كمالاً فى المجلس اخذ و قبض شرعى نمود و به وصول تمام آن لا على رسم القبالة اقرار و اعتراف شرعى نمود و اسقاط كافه مقاطعه خيارات متصوره من الجانبين شد خصوصاً خيار الغبن از طرف مصالح الى معادل مال المصالحه و از طرف مصالح لهما الى معادل نصف مال المصالحه اسقاط شد و ضامن كشف الفساد در مصالحه مرقومه گرديد و ساير شرايط صحّت و لزوم در مصالحه كما هو المقرّر فى الشرع الانور معمول و مرعى گرديد. و ثانياً در ضمن عقد خارج لازم جداگانه ديگر مصالح بر خود شرط و الزام شرعى نمود كه چنانچه ابتدا از حال تحرير الى انقضاء مدّت پنجاه سال شمسى تمام ديگر در مصالحه مرقومه ظاهر شود و مصالح عنه كلّاً ام بعضاً، عيناً او منفعةً مستحقّا للغير برآيد و شرعاً ثابت شود، از يد مالكانه مصالح لهما انتزاع نمايند علاوه تمام مثل مال المصالحه و الغرامات الشرعيّه معادل مال المصالحه را از مال خود معجّلاً مجّاناً به مصالح لهما بدهد و عين و عوض آن را مطالبه بكند و صيغه الزام جارى شد. تحريراً و وقوعاً في يوم جمعه هجدهم شهر شعبان المعظّم من شهور سنه 1325.

مشاهده جزئیات
عریضه و کسب تکلیف در خصوص حقوق صغار و پاسخ ملا غلامرضا آرانی بدون تاریخ

خوانش: هو بعرض مقدّس عالى مى‌رساند كه: بيان فرمائيد حكم اينكه ورثه مرحوم حاجى ملّاعبدالله كه محمّد رضا نام باشد ادّعاء مى‌كند بر حقير كه مايملك حاجيه فاطمه نسا از املاك صحراء و منقولات كائناً ما كان كه منتقل نموده است بچهار صغير تو بموجب قباله عليحدّه توزيع آنها را منتقل نموده ولايةً از صغار بپدرم بنمك و يا غير آن كه تو در عوض باطفال خود نان بده ، و شما مطلع هستيد كه چهار سال قبل از اين يا قليل كمتر كه چون حاجيه فاطمه نسا ما يملك خود را منتقل نمود بصغار حقير مرحوم حاجى ملّا عبدالله و اخوان ايشان با من بد شدند و معارضه نمودند و من از اين حرف گريزان بودم و ايشان چون مأيوس بودند خواستند كه ربع را من بايشان واگذارم من از سركار عالى استفسار نمودم با وجود آنكه خود مى‌دانستم كه آيا ولايةً مى‌توانم چنين كارى را بكنم با وجود عدم صرفه و غبطه صغار سركار فرموديد نمى‌توانى چون ملىّ؟ نيستى املاك مرغوب صغار با وجود عدم احتياج ايشان منتقل نمائى بغير، چون صرفه اطفال نيست و بسركار عرض كردم كه من چنين كارى نمى‌كنم و شما مطلع باشيد كه من به اطفال مجاناً اخراجات آنها را مى‌كشم و من آن عمل را نكردم و الى الحال مجاناً اخراجات آنها را كشيده‌ام و محمّد رضا نام الحال مدّعى آنست كه صيغه جارى شده آيا بنا بر قول آن و فرض حرف آن صيغه اگر جارى شده صحيح است يا نيست؟ بر من تسلطى دارد يا ندارد؟ استدعاء آنكه شما چون سركار بَدْواً الى الحال همراه بوده‌ايد و از شما مشورت اطفال را نموده‌ام حكم آنها را در حاشيه وريقه محرّر فرمايند كه عند الله والرسول ضايع نخواهد شد. ]پاسخ :[ بسم الله تعالى بنده آنچه از اين اوضاع اطلاع دارم در حيات مرحوم حاجى ملّا عبدالله آنمرحوم و متعلّقات او گريبان عاليجناب ملّا مهدى را گرفتند كه تو بيا از اموال عفّت پناه حاجى فاطمه نسا كه آنها را منتقل نموده به اولاد تو، تو ولىّ آنهائى ربع آنها مصالحه كن يعنى بانمرحوم كه ما در باب اموال حاجى فاطمه نسا با تو حرفى نداشته باشيم و چون آنمرحوم و سائر اخوان او قائل بودند كه مومى اليها اموال خود را باولاد اخوند صلح كرده و حقير هم مى‌دانستم و از او اقرار را شنيدم چنان پنداشته‌اند كه آخوند هر تصرفى در اموال اولاد خود بكند او صحيح است و حال آنكه شرط صحّت تصرّف در امور اطفال خود موقوف بغبطه و صرفه است و آخوند از من تحقيق اين امر را ميكرد من گفتم كه هرگاه باين راضى‌اند و تو هم اين عمل را بكنى فاسد خواهد بود چون اولاد تو ملى‌اند بعد از انتقال اين اموال بانها و تو هم نفقه را مجانا ميدهى باقرار خود و بر فرضى كه مجانا ندهى آنها احتياجى بنفقه تو ندارند بهر حال از علم ملّا مهدى دور است كه اينعملرا كرده باشد امّا من مجلس صيغه نبودم و او منكر است. و بر فرض وقوع و اقرار او آن مربع اموال را قيمت نكرده‌اند و آنچه مذكور مينمايد مدّعى ربع بچيز قليل ادّعاى انتقال را مى‌كند و ملّا مهدى مع ذلک قادر بر قوت عيال خود نيست و مقروض است و فقير است و تصرّف در اموال اولاد خودش بعنوان آنكه من عوض آنرا به آنها مى‌دهم غير مشروع است از وجوهى كه مذكور شد. و اين دعوى را بر فرض ثبوت هم بى‌ثمر و بى‌فائده مى‌بينم. و در باب كتب؟ حاجى فاطمه نسا و ملك مهمانخانه كه عاليجناب مخدوم‌زاده حاجى ملّا عبدالله ادّعا مى‌كند كه مومى اليها به پدرم مصالحه كرده به صيغه، و سهم خود را اقرار نمود كه من شاهدى ندارم كه اثبات كنم اينرا طى ميكنم بقسم . بارى اين دعواها را بعضى بى‌ميراث اوّل و بعضى ديگر بالاخره كه پاى صغار/2/ در ميان مى‌آيد اقرار ملّا مهدى چه فائده مى‌كند در باب غير كه اولاد دار باشد با وجود آنكه آنهم منكر است. و در باب ادّعاى طلبى كه در غلّات مى‌كند كه مرحوم مذكور گفته كه من مجّاناً ميكشم اگر ثابت شود ظاهراً از راه اين كرده كه املاك را كه باولاد خود منتقل كرده چون زوجه ملّا مهدى هم سهيمه است در ارث خواسته بعد از خود كسى نفقه را بر اولاد آن مرحوم ادّعا نكند كه اموال آنرا هم بگيرد به سهم خود با وجود آنكه بعد از ثبوت گرفتن آن مرحوم غلّاترا هر روزى تقريباً بيست و پنج غلّه تقريباً سهم شود چون تمام آن سالى چهل من است و او تقسيم شود بر اولاد خودش، بايد ديد چيز قليلى هر يوم ميشود ظاهراً از غرض او نمى‌يابم كه گفته من اين چيزيرا ميدهم باولاد بلكه ظاهراً غرض او اين بوده كه علاوه را نميخواهم باقى هر كه مرافعه ايشانرا كند امر را تمام خواهد كرد. اين چند كلمه فى الجمله چيزى است كه در نزد حقير است ، والله العالم

مشاهده جزئیات
ظهر سند پیشین؛ واگذاری جمیع حقوق به نورچشمی خانم جان، در عقد هبه مورّخ سال 1248 هجری

خوانش: وبعد، بموجب صيغه شرعيّه لازمه منتقل ساختم اين احقر عبدالله مشترى مورد مبايعه ظهر جميع حقوق خود را در نفع مرقومه ظهر به نور چشمى خانم جان مقروناً بقبولها منّي كه مقدار يك من نمك سفيد حومه آران كه آن را بخشيد به آن و به اينكه از تاريخ وقوع هبه الى بيست سال هر سالى ده عدد قرآن مجيد از براى من قرائت كند. و صيغه هبه جارى شد مع شرايط ، وكان ذلک في شهر شوّال المكرّم هزار و دويست و چهل و هشت.

مشاهده جزئیات
بیع نامۀ یک باب خوانه خرابه موروثی جنب حسینیه محلۀ وشاد مورّخ سال 1246 هجری

خوانش: وبعد، به مبايعه شرعيّه منتقل نمود عاليحضرت خير الحاج و العمّار حاجى محمّد على خلف مرحوم حاجى عبدالله آرانى به جناب شريعتمدار آقاى حاجى ملّا عبدالله سلّمه الله تعالى فرزند ارجمند آقاى حاجى ملّا عبدالرحيم آرانى زيد شرفه؛ مع قبول جناب المشتري منه: همگى و تمامى مبناى يك باب خوانه خرابه ارثيه پدر خود را كه واقع است در جنب حسينيه محلّه وشاد آران، و محدّد است به: - حسينه مرقومه - و به شارع در محاذى بقعه اسحاق سليمان (ع) بمال المبايعه مبلغ بيست تومان قران جديد الضرب رايج مملكت ايران كه بعد از فوت آن صرف تلاوت قرآن مجيد كند بجهت خود آن يا پدر آن و شرط نمود كه در اين قطعه زمين يك حوض بنا كند بجهت وضو ساختن و نماز در مسجد و چند چشمه بيت الخلاء و دستك و حطار؟ بجهت كوت انداز و استنجا بنا كند و منافع جميع آنها را بعد از وضع مخارج آنها از بنا و غيره صرف كند در مسجد محلّه وشاد يا بدهد به امام جماعت مسجد صرف امورات خود كند، اختيار تعيين و صرف منافع با خود آقاى حاجى ملّا عبدالله مىباشد. و صيغه صحيح شرعى با شرائط آن واقع شد در شهر ذى الحجّة الحرام از شهور سنه 1246.

مشاهده جزئیات
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
نظرات مشتریان