نمونه کار های سندخوانی
صلح نامۀ دو باب دکان علافی در جنب مسجد وشاد مورّخ سال 1250 هجری

خوانش: وبعد، صلح صحيح شرعى نمود خير الحاجّ والعمّار حاجى على ابن حاجى حسين آرانى، بجناب مستطاب نخبة العلماء والفضلاء حاجى ملّا عبدالله زيد شأنه،، خلف مرحوم آقاى حاجى ملّا عبدالرحيم من القرية، مقروناً بقبوله منه، بر تمليك و تسليط در تصرّفات مالكيّت. همگى و تمامى دو باب دكّان علّافى شرقى الجهة غربىُّ الباب واقع در جنب مسجد وشاد من محلّات قريه آران بانضمام متعلّقات آنها از باب و غلق و غيرهما، بمقدار يكمن سنگ شاه نمك حومه آران كه آن را هبه نمود. و فى ضمن العقد مقرّر شد كه جناب مصالح له مرقوم از تاريخ ذيل السطور الى انقضاء غايت يكصد سال مصالح له كه هر سالى يكتومان قران محمّد شاهى صرف مسجد وشاد مرقوم كند از قبيل بنائى و روشنائى مسجد و غيره بنمايد، و ثواب آن را ايثار بروح پدر مصالح نمايد. و صيغه شرعيّه با كافّه شرايط لازمه جارى شد. وكان ذلک وقوعاً وتحريراً في يازدهم شهر شوّال المكرّم من شهور القمرى سنه 1250.

مشاهده جزئیات
استشهادیه موقوفات مسجد قاضی و چند مسجد دیگر از جمله در خصوص قپانهای وقفی مربوط به سالهای 1229، 1254 و 1262 هجری

خوانش: وبعد، چون عاليجناب مرحمت و غفران مآب حاجى عبدالرحيم ولد مرحوم شيخ ابوالقاسم آرانى شرحى در باب قپانهاى وقف نوشته بودند خواستم تجديد كنم آنرا بشهادت شهود تا از اندراس محفوظ باشد. و تفصيل خطّ ايشان اينست : ]تفصیل استشهاديه :[ امّا بعد، غرض از تحرير اين حروف آنست كه چون در قديم الايّام يكحلقه از قپان ميان ده و بارانداز ميدان بزرگ و كوچك كه در جنب ميدان بزرگ واقع است وقف مسجد قاضى و مسجد ملّا شكر الله و مسجد بالا ده و مسجد زير ده و مسجد بابا حاجى بود كه هر ساله اجرت آن صرف روشنى مسجدها مى‌شد، و يكحلقه و نيم از قپان و ميدانهاى مذكور ملك ورثه حاجى شكور و ورثه حاجى ابراهيم شتر شهره بود و قاطبه دو ورثه در نزد حقير اقلّ الطلبه عبدالرحيم بن المرحوم شيخ ابوالقاسم وقف مسجد قاضى نمودند، و بتصرّف اقلّ الطلبه دادند، و اقلّ الطلبه دو سال به آقا على رضا باجاره داده و اجاره آنرا داده صرف موقوف عليه شد. بناءً عليه از نوروز ايت ئيل سنه 1229 دو حلقه و نيم و دو سهم ميدانها را حسبةً بعاليشان معلّى مكان آقا محمّدسليم خلف مرحمت مآب آقا محمّد على در مدّت يكسال باجاره دادم، بمال الاجاره مقدار پنجمن بوزنشاه روغن چراغ كه به هر مسجدى يكمن رساند، و مبلغ پانزده هزار از قرار روپيه دو مثقال و ربعى فتحعلى شاهى در آن سال؟ كه بمسجد قاضى رساند، و روغن چراغ را اوّل ديماه و نقد بقسط الشهور. و چون قپان ميدان در مسجد قاضى وقف مسجد قاضى و حسينيّه در مسجد مزبور يعنى قاضى است بالمناصفه آن را نيز در مدّت يكسال فوق بعاليشان فوق باجاره دادم بمبلغ چهار تومان فوق كه اوّل محرّم الحرام دو تومان آن را در حسينيّه مرقوم صرف اخراجات تعزيه ابا عبدالله الحسين نموده و دو تومان مابقى را بمباشرين امور مسجد رساند كه صرف تعمير مسجد نمايد، فمن بدّله بعد ما سمعه فإنّما اثمه على الذين يبدّلونه. وبه وقع الإشهاد، استدعا كه هر كه بهر چه اطلاعى بهم رسانيده آن را در حاشيه رقمى نمايد. فى شهر ربيع الاوّل من شهور سنه 1262. ] واگذارى دوم :مصالحۀ بیست و دو ساله[ وبعد، مخفى نماند كه اهالى شرع از مجتهدين نافذ الحكم جامع الشرائط علماى كاشان منافع دو حلقه و نيم و دو سهم از شش سهم از تمامى دو ميدان بزرگ قريه آران را مع ميدان كوچك آن را كه واقع است در جنب دكّان حدّادى و نعله بندى و بقّالى و خانه قميان؟ از حال تحرير الى مدّت بيست و دو سال شمسى منتقل نمودند بعنوان مصالحه مع متعلّقات آنها بعاليجناب ملّا محمّد حسن ولد حقير غلامرضا بن ملّا محمّد على آرانى، بمال المصالحه هر سالى موازى سى و چهار روپيه سلطانيه ظلّ اللهى حال تحرير بيست و هشت نخودى كه هر ساله در وسط آن وجه را صرف روغن چراغ مساجد خمسه مرقومه متن كند. و صيغه مصالحه هم خواند شده. و امّا يكحلقه قپان در مسجد قاضى پس منافع آنرا منتقل نموده‌اند بمومى اليه هر سالى بمبلغ شش تومان روپيه موصوفه كه آنرا در عرض سال صرف مسجدات و حسينيّه كند كه ثلث آن صرف حسينيّه شود، و تاريخ مواجره آن بموجب قباله عليحده از نوروز سنه ايت ئيل است در شهر شعبان از شهور سنه 1254. و تقرير اين وريقه در بيستم ربيع الثانى است از شهور سنه 1262. [شهادات شهود:] 1. آنچه در ضميمه مرقومه مسطور است مطابق با اصل كه بخطّ مرحوم مبرور حاجى عبدالرحيم (ره). حرّرها ]سجع مهر:[ عبده ابن حسين محمدمهدى 2. مضمون مزبور بتفصيل مرقوم مطابق است با نوشته جناب رضوان مآب جنّت اياب حاجى عبدالرحيم. حرّرها ]سجع مهر:[ عبده الراجى محمدعلى بن حسن 3. مخفى نماند كه هفت سهم است بدل شش سهم از مرافق دو ميدان مذكورين و سهو نوشته شده. 4. مضمون مرقوم مطابق است با نوشته جناب مرحمت مآب رضوان اياب ابوى‌ام ]سجع مهر:[ عبده على بن ابوالقاسم 5. مضمون مرقوم مطابق است با نوشته جناب مرحمت مآب رضوان اياب ابوى‌ام ]سجع مهر:[ عبده الراجى محمد جعفر 6. مضمون مرقوم مطابق است با نوشته جناب مرحمت مآب و رضوان اياب جدى‌ام ]سجع مهر:[ عبده محمدرضا ابن عبدالله  

مشاهده جزئیات
اجاره نامۀ یکدر دکان عطاری در بازار مسجد قاضی بمدت سه ماه و بیست یوم دیگر یعنی نوروز سلطانی مورّخ سال 1328 هجری

خوانش: قبول اجاره شرعيّه نمود از جناب مستطاب عمدة العلماء ونخبة الفضلاء، شريعت مدار، ملّا غلامرضا ابن خلد مقام جنّت مكان ملّا محمّد حسن طاب ثراه، آقا حسين ابن جناب مستطاب فضائل مآب، علّام فهّام آقاى آميرزا أبو تراب أخوى موجر، همگى و تمامى يكدر دكّان عطّارى واقعه در بازار مسجد قاضى جنب مسجد مرقوم غنيه از تحديد و توصيف. از حال تحرير كه غرّه ذى الحجّه است الى مدّت سه ماه و بيست يوم ديگر كه نوروز سلطانى خواهد بود. بمال الاجاره مبلغ سه هزار دينار قران سلطان احمد شاهى 24 نخودى رواج. و صيغه اجاره واقع شد و شرائط آن مرعى گرديد، و قبض و اقباض بعمل آمد، بتاريخ غرّه شهر ذى الحجّه من شهور سنه 1328.

مشاهده جزئیات
استشهادیه در خصوص پانزده سرجۀ موقوفۀ مزرعۀ خرم آباد مورخ 1309 هجری

خوانش: شريعت مدارا! بعرض مقدّس جناب عالى مىرساند در باب مجارى پانزده سرجه آب خرّم آباد من مزارع قريه آران با اراضى تابعه آن كه مرحوم حاجى ابوطالب جدّ ابى حقير وقف بر مسجد قاضى شهره آران نموده موافق نوشتهجات معتبره و اسناد متقنه محكمه سابقين و توليت آن را مادام الحياة با خود و بعد از خود با ارشد اولادش نسلاً بعد نسل قرار داده است و در سنوات سابقه از همان عصر وقفيّت تاكنون بعد از فوت مرحوم حاجى ابوطالب هركس ارشد اولاد مرحوم حاجى ابوطالب بوده متولّى و متصرّف آن عرصه بوده است و تقريباً در بيست تا سى سال قبل كه مرحوم والد حيات داشتند و با مرحوم ملّا محمّد على عمو زاده و معاصر بودند بحكم علماء اعلام سابقين و مجتهدين سالفين راشدين كلاهما متولّى مجارى مرقومه بودند تا زمانيكه عموى مرقوم مرحوم شد عاليجناب شيخ محمّد فرزند آنمرحوم در مقام دعواى توليت بوراثت از والدش برآمده خدمت بندگان خلد آشيان مرحوم حجّة الاسلام آقاى حاجى ملّا محمّد نراقى طاب ثراه ترافع حضورى نموده مجاب شد و حكم فرمودند باينكه توليت خاصّه مرحمت مآب ملّا محمّد مهدى والد حقير است و بعد وفاته رحمه الله اجلّه علماء اعلام و ركن ركين از مجتهدين عظام حكم فرودند باينكه چون اليوم تو ارشد اولاد واقف مرحوم حاجى ابوطالب مىباشى لهذا اليوم توليت خاصّه تو مىباشد و نظر باينكه در چند سال قبل تاكنون عاليجناب شيخ محمّد را من باب گرفتارى و بىمجالى خود وكيل و مأذون نموده بودم كه رتق و فتق در مجارى و اراضى متعلّقه بآن مجارى نمايد در اجاره دادن و اخذ مال الاجاره و صرف آن در مصارف مقرّره واقف و در اين مدّت خيانتهاى فاش واضح بيّن نمود و جماعتى از معتبرين آران بر او مدّعى شدند و خلاف امانت و ديانتش آشكارا شد او را از دخالت در امور اين موقوفه خلع و معزول نمودم استدعا اينكه با وجود اسناد و احكام كه ملاحظه فرموديد و با وصف اطلاع بر لياقت اولاد حاليه واقف آنچه مطابق شرع و حكم الله تعالى شأنه است مرقوم و بخاتم مبارك مختوم فرمايند، في صفر الخير سنه 1309. (پاسخ): بسم الله تعالى. بلى در سابق حقير نوشتهاى در اين فقره دادهام و ولى قبل از ملاحظه بعضى از احكام صادره از بعضى از فقهاء عظام كثّر الله امثالهم بود و چنين گفته شد كه متولّى از بابت اين فقره موقوفه معيّن شده بعد ذلک احكام مسطوره را از آنجمله حكم محكم بندگان خلد آشيان طاير روضات جنان حجّة الاسلام آقاى حاجى ملّا محمّدا نور الله مرقده كه بخطّ شريف خود صريحاً قلمى فرموده بودند كه واقف متولّى تعيين نموده علاوه بر اين در ذيل حكم خود قلمى فرموده كه توليت بارشد اولاد واقف است علاوه بحكم بندگان معظّم اليه احكام ديگر ملاحظه شد در ا ين باب بناء عليه چون الحال جناب شرايع آداب سائل دام فضله ارشد اولاد واقف است توليت موقوفه مفوّض بآن جناب است و بمقتضاى شريعت مقدّسه كسى را نمىرسد مزاحم ايشان شود. حرّره في 12 شهر ربيع المولود من شهور سنه 1309: [سجع مهرٍ:] عبده الراجی عبدالغفور بن ابی القاسم

مشاهده جزئیات
استفتاء درباب یکباب باغچۀ اختصاصی و حقابه مورخ 1301 هجری

خوانش: بشرف عرض ملازمان عالى مىرساند كمترين ميرزا احمد كه در باب يكباب باغچه خانه اختصاصى ما كه از مجارى يكدنگ آب از لايه؟ شربهاى آب مىشود و بعضى معترضين كه قدرى از اين مزرعه مالك هستند و از اين دنگ بهيچوجه حقّى ندارند نظر باينكه بايد اهل اين طرف ده بجهت حوضها و حمّامها و باغچهها و انبارها و رش اقرصه و استعمالات ديگر از تطهير و غيره شرب نمايند و علاوه بر آنكه حقّ موهومى خود را وقف بقعه متبرّكه حضرت شاهزاده هلال بن على عليه السلام نمودهاند كه هرچه از استعمالات مردم فاضل آمد در خارج قريه زراعت شود اجرت آن صرف روشنائى بقعه متبرّكه بشود موافق وقف نامه معتبره با وجود اين مانع مىشوند در آب برداشتن لهذا بندگان عالى حسب الاحتياط بموجب ولايت شرعيّه و استصواب عاليجنابان ملّا لطفعلى و ملّا محمّد حسين كه از جانب شما و جمعى از احكام شرع منصوبند بتوليت آن بقعه مصالحه نمودید حق الشرب از اين يكدنگ بقدريكه حاجت اين باغچه باشد الى مدّت پنجاه سال شمسى ابتداء از اوّل فروردين ماه هذه السنه پيچى ئيل مطابق جمادى الثانى تاريخ هجرى كه هر سالى مبلغ پنجهزار دينار به متولّى آن بقعه كه شما بفرمائيد بدهم صرف روشنائى آن بقعه نمايند و احتياطاً از اهل آن مزرعه و مستأجرين و شاربين اين يك دنگ كه بعد از اين ظاهر باشد الى اوّل بقعه متبرّكه و ضمن العقد الخارج وكيل بلا عزل نمودند مرا كه با انهدام باغچه با عدم شرب اين آب بجهتى از جهات ذمّه خود را از اجاره آنسال برى نمايم با اين حالت كسى تسلّط ممانعت دارد از شرب اين يك دنگ باشد، مستدعى آنكه حكم شرعى آن در صدر عریضه مرقوم و بخاتم شريف مختوم فرمائيد إنّ الله لا يضيع اجر المحسنين. (پاسخ): بسم الله خير الأسماء. بلى بمقتضاى اين مصالحه مرقومه و اذن شاربين خانهاى بعد از اين باغچه سرا و اذن جماعتى از مالكين مزرعه سائل تسلّط آب برداشتن الى مدّت پنجاه سال شمسى از تاريخ اوّل فروردين پيچى ئيل مطابق تاريخ هجرى ذيل دارد و شرعاً كسى تسلّط مزاحمت ندارد نه مالكين و نه شاربين پائين ده بعلاوه آنكه ظاهر تصرّف اين سمت قريه در نهرها و باغچهها آنست كه حقّ الشرب دارند چنانچه از نوشتهجات قديم هم چنين معلوم مىشود و بتواتر از اسلاف اين طبقات نقل شده، في رجب المرجّب من شهور سنة 1301: [سجع مهرٍ:] عبده الراجی محمدعلی ابن مهدی

مشاهده جزئیات
سؤال اهالى محلّۀ مسجد قاضى و غالب اهالى آران مورخ 1297 هجری در خصوص تولیت مجاری قنوات مزارع مختلف آران

خوانش: هو الموفق المعین سؤال اهالى محلّه مسجد قاضى و غالب اهالى آران بشرفعرض اقدس بندگان عالى مىرساند، اهالى قريه آران از مؤمنين و موحّدين و ثقات و مدرّسين و فضلاء و اعيان و اشراف و كدخدايان و ريش سفيدان و نماز گذارندگان بجماعت: در خصوص اينكه سر كار شريعتمدار عالم عامل ربّانى مجتهد العصر والزمانى، حاكم شرع مطاع در اين قريه و توابع آن از اهالى بيدگل و نوشاباد در باب اينكه مسجد جامع آران مشهور بمسجد قاضى كه يك وقت ظهر را آقاى معظّم اليه در آن نماز جماعت بامامت غالب اهالى قريه كه حاضر مىشوند مىنمائيد و بعد از فوت مرحوم ملّا محمّد على والد شيخ محمّد بتوسّط شما بجهت او مجارى پانزده سرجه وقف مسجد مرقوم از مزرعه خرّم آباد كه متولّى او آقاى والد شما است اجاره داديد بشيخ محمّد مفسد بى عقل بى تدين، و دكاكين و نه سرجه شير آباد كه نيز وقف است چون اين دو فقره متولّى خاصى مشخص نبود حاكم شرع متولّى او بود از خرمآباد بتوسط شما از جناب والد و از مابقى دكاكين و آب شير آباد من باب توليت شرعيه واگذار نموديد بشيخ محمّد و در مدّت چهار سال منافع آنها را كه مقدار سى شش خروار جو است و سالى هفتاد من خربوزه آقانبات و از دكاكين مبلغ هفتاد پنج تومان اجاره آنها را اخذ كرده و مجموع را صرف معیشت خود نموده و ميل نموده و بسطور؟ آمدن اهل محلّه بلكه اهالى آران و محصّلى ایشان صرف مسجد نكرده مگر جزئى و اين مرحله اظهر من الشمس است و مسجد خرابه و ويرانه شده و گربه و حيوانات داخل و خارج مىشوند و فضله مىاندازند بعضی موقع آن بى در است و فرش و حصير و بوريا ندارد مگر جزئى، و هرگاه متوجّه تعمیر او کسی نشود صد تومان هم چاره آن را نخواهد نمود، بكرّات و مرّات شهود بسيار بر خيانت او و بردن اجارات و عدم صرف مسجد و خرابى آن اداى شهادت نمودند و مرتبه فسق و خيانت و بى تديّن بودن او واضح و ثابت شد لهذا آن را عزل نموديد از آنچه باو واگذار نموده بوديد و حال مجدّداً در تدليس كارى و دويدن بشهر و اشقیا؟ و كارى است كه من باب العدوان موقوفات را ضبط نمايد از آب خرمآآباد كه رجوعى باو ندارد و از دكاكين و غيرها اين مرحله نزد شما واضح و ثابت است حكم فرمود كه موقوفات را باجاره دادند بعضى ارباب ديانت از محلّه و متديّنين كه آنها تصرّف نمايند در وقف كه مسجد آباد شود و خراب نشود معلوم است شيخ محمّد مرد خائن و خورنده موقوفات كه باكی از مردم ندارد تصرّف نكند و لهذا لازم بر سركار شيرعتمدار من باب خشنودى خداوند حكم آنرا در حاشيه محرّر فرمائيد بر ثوبت خيانت و عدم صرف مسجد از مداخل آن را و اينكه تصرّف در موقوفات نكند بگذارد جمعى كه پيش اجاره را مىدهند بجهت مسجد بعد بردارند و بختم شريف زينت دهيد كه رفع اين بى تديّن را از اين تصرّفات بشود، إنّ الله لا يضيع أجر المحسنين وأجر من أحسن عملاً، كان في أوائل شهر جمادى الثانية من سنة 1297. (پاسخ): بسم الله خير الأسماء. بلى نظر بناقابلى شيخ محمّد و خيانت او و خرابى مسجد او را از تصرّف در موقوفات مرقومه معزول و بجاى او آقا محمّد باقر بن على خواجه محمود و آقا محمّد باقر بن آقا حسن و كدخدا رجبعلى را نصب كردم كه باستصواب امام مسجد مرقوم غلّات او را صرف مسجد مرقوم نمايند، بايد از اين قرار تخلّف نشود كه مورث هدم مسجد مىشود، حرّره الخاطي في جمادى الأُولى من سنة 1297: [سجع مهرٍ:] عبده الراجی محمد علی ابن مهدی

مشاهده جزئیات
استشهادیۀ مورخ 1314 هجری در خصوص تولیت مجاری قنوات مزارع مختلف آران از موقوفات مسجد قاضی، مسجد بالاده، چهارسوق حاجی محمود، مسجد ملاشکر الله، هلال علی (ع)

خوانش: حجّة الاسلاما، غیاث الاناما! بعرض اقدس عالى مىرساند كه چند فقره موقوفات است بر مصارف مشخّصه موافق بعضی از وقفنامههاى معتبره ممهوره به امهار جمعى كثير از اجلّه علماى فحول كاشان و غيرهم و خطّ مرحوم خلد مكان آخوند ملا مهدى آرانى طاب ثراه كه متولّى آنها خود آن مرحوم بوده و بعد هر كه را خود آن مرحوم براى توليت تعيين كرده و خود آن مرحوم بر حسب حقّ التعيين، توليت رقبات مشروحه را مفوض نموده به دو فرزند ارجمند خود و صريحاً در دستک مختصّ خود بخطّ خود نوشته كه متولّى را قرار دادم كه دو نفر ولد آن مرحوم باشد موافق تفصيل ذيل السطور كه بنظر مبارك عالى رسيده و عارف بخطّ آن مرحوم هستيد و جمعى هم شهادت دادند كه دستخطّ آن مرحوم است، مقصود اين است بعد از اينكه مرحوم مغفور آخوند ملا مهدى بر حسب حقّى كه واقفين براى ايشان مقرّر داشتند متولّى را بندگان شريعت بنيان عمدة الفقهاء والمجتهدين آقاى ملّا محمّد على مدّ ظلّه العالى و جناب قدسى القاب حقيقة الفضلاء الأطياب آقاى ملّا محمّد حسين سلّمه الله راقرار داده این فقره لازم است و بايد جنابان معضم اليهما بالاشتراك در اعيان موقوفه تصرّف نمايند و منافع اعيان موقوفه را استيفاء نمايند و بمصارف مقرّره خود برسانند و تصرّف احدهما بدون رضاى ديگری جايز نيست، مستدعى اينكه حكم شرعى آن در صدر سؤال مرقوم و بخاتم گرامى مختوم فرمائيد كه نيز مرعى باشد و صورت خطّ مرحوم آخوند ملّا مهدى كه در دستك خود مرقوم نمودهاند كه بنظر مبارك عالى رسيده از قرار رقوات ذيل السطور است: آب مزرعه سعادت آباد واقف حاجى عبدالله، سى سرجه مصارف روضه و صرف امام حسين(ع) و ختم قرآن بتفصيل وقفنامه متولّى خود و محمّد حسين و محمّد على و بعد بر اولاد ايشان ان شاء الله داخل است در آن باغ سرچشمه كوچك . باغ بزرگ حاجى عبدالله وقف است بر سيّدالشهداء، متولّى خود و ملّا محمّد حسين و ملّا محمّد على و اولاد ايشان. مجارى هجده سرجه و چهار دانگ و نيم مدار قنات فتح آباد وقف مسجد بالا ده، متولّى خود و اولاد خود. دوازده سرجه مدار قنات مباركه وقف بر مسجد بالا ده، واقف عاليشان حاجى محمّد صادق و بعد از آن متولّى آن عاليجنابان ملّا محمّد حسين و ملّا محمّد على و اولاد ايشان والوارث نیز متولّى است. دوازده سرجه و نيم آب گلچين آباد وقف بر مجلس و روضه خوندن، متولّى خود و بعد از آن ملّا محمّد على و ملّا محمّد حسين و اولاد ايشان. مجارى پنج سرجه خرّم آباد وقف است دو سرجه بر مسجد زير ده و يكسرجه حمّام كوچك و دو سرجه و قطعه زمين یک جریب بر ختم قرآن ، متولّى خود هستم. مسجد بالا ده حاجى حسين حاجى محمّد حسين وقف نموده بر هلال على(ع) و مسجد ملّا شكر الله بتفصيل وقفنامه مجارى پانزده سرجه آب خرّم آباد با اراضى آن متولّى خود و ملّا محمّد على و بعد از آن بر اولاد خود داد. مجارى نُه سرجه و دو دانگ و ربع دانگ آب شعیب را على سید على وقف نموده، متولّى آن محمّد على حاجى شفيع و اجاره را تسليم مىنمايد بجهت ختم قرآن در ماه رمضان، متولّى نمودم ملا محمّد حسين و ملا محمّد على و اولاد ايشان را. مجارى ده سرجه آب ابراهيم آباد شيخ واقعه وقف نمود بر چهار سوق حاجى محمود، متولّى جناب ملّا حيدر على، ناظر استصوابى خود و بعد از آن اولاد خود. اين صورت موقوفات است كه مرحوم آخوند ملا مهدى توليت آن را مفوّض داشتهاند به جنابان معظّم اليهما. مقصود اين است كه پس از ملاحظه مرقوم فرمائيد كه چنانچه بعد از تعيين جنابان مومى اليهما هرگاه تغيير بهد و يكى از آن دو فرزند مكرّم خود را براى توليت آن رقبات معین نموده صحيح است یا خیر؟ والتحرير في تاسع شهر صفر المظفّر سنه 1314. (پاسخ): 1. هو. آنچه را مرحوم مغفور آخوند ملّا مهدى رحمه الله از موقوفات مزبوه متولّى بودهاند و تعيين متولّى بعد با ايشان بوده و تعيين نمودهاند دو فرزند خود را موافق خطّ آن مرحوم بايد در تصرّف جناب شريعتمآب عمدة العلماء العظام ملّا محمّد على سلّمه الله و جناب مستطاب ملّا محمّد حسين باشد و تصرّف ايشان بر حسب توليت و بر نهج شرع انور است و بايد بوظائف توليت رفتار نموده منافع آن املاك و مجارى را بمصارفى كه واقفين تعيين نمودهاند برسانند. حرّره الخاطى: [سجع مهرٍ:] الراجی عبده فخرالدین ابن محمد، 1282 2. مجدّداً قلمى مىشود هركه را آن مرحوم بجهت توليت يا نظارت تعيين كردهاند تبديل بديگرى نمىشود كرد و او معيّن است مادامى كه بوظيفه خود رفتار نمايد. حرّره الخاطى: [سجع مهرٍ:] الراجی عبده فخرالدین ابن محمد، 1282 3. باسمه تعالى شأنه. حقير ملاحظه يك طغرى دستك كه خطّ خلد آشيان ملّا محمّد مهدى آرانى را رحمه الله نمودم، موقوفاتى در آن ثبت و ضبط شده که توليت آن موقوفات با خود آن مرحوم است و چون تعيين متولّى با خود آن مرحوم است كه بعد از خود هركه خواهند متولّى نمايند و جنابان شريعت مدار عمدة العلماء العظام آقاى ملّا محمّد على و ملّا محمّد حسين مخدوم زاده خود را متولّى نموده و بعد اولاد جنابان مومى اليهما را لهذا تغيير جايز نيست و چنانچه تغييرى داده شود باطل است اگرچه خود او مرحوم مرقوم تغييرى داده صحيح نيست، حرّره في 5 شهر ربيع الثاني من شهور سنه 1314: [سجع مهرٍ:] عبده الراجی عبد الغفور بن ابی القاسم

مشاهده جزئیات
استشهادیۀ مورخ 1265 و1294 هجری در خصوص تولیت موقوفات مسجد قاضی و حسینیۀ آران از مجاری قنات خرم آباد، شیرآباد، ابراهیم آباد دکان بقالی، قصابی، علافی، عصاری و حوض خانۀ مسجد

خوانش: بشرف عرض مقدّس عالى مىرساند كه املاكى چند وقف بر مسجد قاضى جامع قريه آران و بر حسينيّه كه قريب بمسجد مرقوم است بموجب تفصيل ذيل كه بايد بموجب وقف نامه منافع آنها صرف مسجد و حسينيّه بشود: آنچه وقف بر مسجد است: مجرى المياه پانزده سرجه از يكشبانه روز از شبانه روزات معيّنه آب قنات خرّم آباد من توابع آران با اراضى تابعه و متعلّقات آن. مجرى المياه هشت سرجه از آب شير آباد با اراضى تابعه آن. تمامى يكباب دكّان خبّازى. دو جريب زمين املس در دشت طلق آباد. تمامى يكباب دكّان بقّالى. تمامى يكباب دكّان قصّابى. تمامى يكباب دكّان علّافى. تمامى يكباب دكّان عطّارى. جميعاً واقع در جنب مسجد مرقومه. آنچه وقف بر حسينيّه است: تمامى مجرى المياه هفت سرجه از آب قنات ابراهيم آباد شيخ شهره من توابع قريه آران. و موضع جاپاى قازورات حوض خانه مسجد مرقومه كه در جنب دكاكين مىباشد نيز وقف است بر مسجد. و متولّى خاص از براى آنها نمىباشد و از براى ضبط وجه اجارات و بمصارف مقرّره آن رسانيدن وجود شخصى لازم است، شرفياب خدمت شدم و مطلب را بعرض سركار رسانيدم، هركه را معيّن بفرمائيد در ضبط آن بيان بفرمائيد، دام مجدكم. (پاسخ): (1) موافق نوشته مرقومه بايد اين املاك مرقومه در تصرّف جناب فضائل مآب آخوند ملّا محمّد حسن سلّمه الله باشد، حرّره: [سجع مهرٍ:] الراجی عبده محمد صادق بن ابی القاسم؟ (2) بسم الله الرحمن الرحيم. إنّ وليّي الله نزّل الكتاب وهو يتولّى الصالحين. بلى چون جناب فضايل اكتساب ديانت و شريعت آداب، زبدة الفضلاء الكرام آخوند ملّا محمّد حسن بسمت ورع موصوف و بوصف تقوى و صلاحيّت معروف متولّى شرعى موقوفات مفصّله مىباشند كه باطلاع و استحضار جناب مكرمت آثار زبدة الاطياب حاجى ملّا عبدالباقى تصرّف در آنها نموده بمقتضاى مصلحت وقف اجاره و عمل در آنها نمايند و مستغلّات آنها را صرف تعمير و مصالح مصارف معيّنه آنهانمايند بنهجى وقف بر آن جارى شده ولو بالشياع والاستفاضه، وكان ذلک في 15 شهر رمضان المبارک من شهور 1265: [سجع مهرٍ:] عبده الراجی محمد مصیر بن احمد (3) بسم الله خير الأسماء. از قرار نوشتهجات جمعى از فضلاء از جمله جناب عليّين آثار حاج آميرزا محمّد نصير كه در صدر اين ورقه مرقوم شده تصرّفات جناب فضائل مآب آخوند ملّا محمّد حسن در موقوفات مسجد قاضى آران معتبر و شرعى است و باذن ايشان بوده و مىباشد و نماز در آن مسجد با ايشان بوده از قديم و ايشان امام در آن بوده و مىباشند ديگرى را نمىرسد مداخله در اين دو فقره و نوشته كه حقير بديگرى دادهام از بابت عدم اطلاع بر اين نوشتهجات بوده، والله المسدّد للصواب، حرّره في شهر جمادى الاوّلی سنه 1294: [سجع مهرٍ:] عبده اسماعیل ابن عبدالرزاق الحسینی

مشاهده جزئیات
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
نظرات مشتریان