نمونه کار های سندخوانی
فسخ اجارۀ مسطوره بجهت نرساندن مال الاجاره مورّخ سال 1284 هجری

خوانش: مخفى نماند كه در سال گذشته بجهت نرساندن بعض مال الاجاره در موعد خود اين صيغه اجاره مسطوره در ظهر در حضور اينجانب فسخ شد، تحريراً في هفدهم جمادى الثانيه من شهور سنه 1284.

مشاهده جزئیات
اجاره نامۀ پنج ساله مجری المیاه بیست و هشت سرجه و سه ربع دنگ قنات مزرعۀ معین آباد مورّخ سال 1282 هجری

خوانش: هو امّا بعد، استيجار شرعى نمود عزّت شعارى آقا ابوالقاسم ولد عاليحضرت آقا على اكبر حاجى على نوشابادى از عاليجناب فضائل مآب سعادت اكتساب ملّا محمّد مهدى خلف مرحوم حاجى محمّد حسين آرانى، و عاليجناب معزی اليه نيز به اجاره داد به او بر وفق شرع همگى و تمامى مجرى المياه بيست و هشت سرجه و سه ربع دانگ از سرجه من جمله هفت شبانه روزات مدار قنات مزرعه معين آباد نوشاباد من مزارعه قريه نوشاباد مع اراضى و صحارى و آبار و انهار و اشجار و توابع و لواحق مشخصه معيّنه آن را كه مفروزه است. بمدّت پنجسال تمام شمسى ابتداء از يوم چهاردهم مهر ماه جلالى هذه السنه اودئيل بمال الاجاره هر سالى مبلغ بيست و هشت تومان پول نيم روپيه ناصر الدين شاهى سيزده نخودى از قرار عددى ده شاهى، و هر سالى مقدار شصت من بوزن شاه خربوزه گرمك و جعفرى و هندوانه خوب اثلاثاً مؤاجره صحيحه شرعيّه و معاهده صريحه ملّيّه جامعه جميع شرايط صحّت و اركان ، مشتمله بر قبض و اقباض عين مستأجره ، جارى شد به عقد مصالحه متعلقه بمنافع مجارى و اراضى و اشجار. و ضمن العقد شرط شد كه عوارضات و ماليات و صادريّات ديوانيّه بهر اسم و رسمى باشد تا نوروز سال آخر رجوعى بموجر نداشته باشد چنانچه سال اوّل رجوعى به مستأجر نداشته و اخراجات قنات غير از كار نو نيز در مدّت اجاره رجوعى به موجر ندارد و مال الاجاره را نصفه آن را در اوّل تير ماه هر سالى و نصفه ديگر را از اوّل آبان ماه آن سال تا نصفه آن برساند به موجر و الور را در فصول خود نیز برساند، و با نرسانيدن اجاره كلّاً يا بعضاً در پانزدهم آبانماه آن سال تا آخر آبانماه خيار فسخ اجاره با موجر است و ایضاً دعوای غبن مستأجر اگرچه آفت آسمانى يا زمينى يا قلّت آب كه مالكين مزرعه اضعاف مضاعف كسر بدهند تسلّطى از براى مستأجر نیست بايد اجرت مسمّات را بدهد و موازى هفده هزار دينار به اقرار مستأجر عمل خشك نزد او هست سال آخر بايد بدهد بهمان مقدار، و اشجار قطعه شش قفيز اصول آن از موجر و نماء آن از مستأجر است، و گردوی؟ جنب زمین عالیشان آقا ميرزا جانى اشجار آن از مستأجر است و شرط شد كه آنچه اشجار زياد نمايد سال آخر علاوه را سقط داشته باشد و اشجار قدّى ملك موجر است ، كان ذلک في شهر جمادى الثانية من سنة 1282.

مشاهده جزئیات
شهادات

خوانش: بعد از فوت آن مرحومه حاجى رضا بمرافعه آمده بودند، شهود بر وصيّت در نزد او شهادت دادند اقرار نمود فى الجمله و انكار هيچيك را نكرد و والده پهلوان ميرزا دو دفعه آمد بخانه ما اقرار كرد كه وصيّت وقف به آب معين آباد كرده است امّا ميرزا دست ندار و زوجه من فقير است آنها بايد ببرند، اين را هم شنيدم . حرّره . [سجع مهر:] عبده محمد مهدی ابن حسین چون حاجيه خير نساء بجهت معامله نزد اين خادم علماء بسيار آمد و شد مىنمود، بكرّات و مرّات در نزد حقير مذكور نمود كه جناب ملّا محمّد على بايد مجارى نه سرجه و كسرى آب معين آباد را با اراضى آن وقف نمايد بر جناب سيّد الشهداء كه همه ساله صرف او نمايد و در شب فوت او من نبودم و اطلاع دارم كه همين وصيّت وقف را بخود با ده سرجه تلق آباد و دو جريب زمين فاضلاب كه صرف خود او شود لكن من خود آب تلق آباد را نشنيدم شفاهاً وصيّت او را، هذا ما عندي ، والله العالم. [سجع مهر:] عبده محمد مهدی ابن حسین عاليحضرت استاد حسن بنّاء ابراز شهادت نمود كه در شبى كه عمه ام حاجى خير نسا فوت شد از عقب من فرستاد رفتم ، سفارش بسيار به من نمود عاليجناب ملّا محمّد على را به من برسان من مىخواهم وصيّت نمايم ، من كوتاهى كردم تأكيد نمود كه وصيّت خواهم نمود، به او گفتم هرچه مىخواهى بگو، وصيّت كرد، بعد از من عاليجناب ملّا محمّد على وصىّ من است بايد آب معين آباد مرا وقف كند بر جناب سيّد الشهداء اجاره او را همه ساله صرف آنجناب نمايد، ده سرجه آب طلق آباد مرا با زمينهاى او با دو جريب زمين بى آب بفروشد صرف حمل نعش بنجف و صوم و صلاة و ختم قرآن نمايد، و حاجى رضا شوهر او و جمعى از زنان و مردان حاضر بودند، من به او گفتم : مىخواهى آقا سيّد محمّد طبيب را بياورم ، گفت : بيار، چون آقا سيّد محمّد آمد دوباره در حضور او همين وصيّت را مكرّر كرد، والله العالم. عاليحضرت آقا حسين ولد مرحوم آقا بابا آقا قاسم اداء شهادت نمود كه من همسايه او بودم ، در شب فوت مرا فرستاد همراه استاد حسن بنّا برادر زاده او من بگفته او او را آوردم و همان تفصيلى كه استاد حسن شهادت [داد] منهم در مجلس بودم كه قبل از آمدن آقا سيّد محمّد و چه بعد جميع تفاصيل را در مجلس من هم شنيدم از آن مرحوم بدون كم و زياد، والله العالم. (5) حقير فقير را حاجيه خير نساى مرحومه در شب وفات احضار نمود، جمعى هم بودند، گفت : مى خواهم وصيّتى بكنم جناب ملّا محمّد على را به من برسانيد، اقوام قدرى مسامحه نمودند، گفت : شماها شاهد باشيد كه جناب ملّا محمّد على وصىّ من است ، حقير گفتم : كدام ملّا محمّد على ؟ حاجيه خير نسا گفت : جناب ملّا محمّد على ولد عاليجناب آخوند ملّا مهدى كه شصت تومان مال اوستاد حسن بنّا نزد من مىباشد باو بدهند و آب تلق آباد من خرج خودم بشود، و آب معين آباد را وقف بر سيّد الشهداء بكند، حقير به او گفتم : سيّدالشهداء او را چه بكند؟ گفت : بجهت او روضه بخوانند، ختم قرآن بکنند، هذا ما عندى. [سجع مهر:] عبده محمد بن باقر الحسینی (6) عالى حضرت حاجى على اكبر ولد مرحوم حاجى حسين اداى شهادت نمود كه من در شب فوت حاجى خير نسا حاضر بودم ، وصيّت نمود كه آب معين آباد مرا عالى جناب ملّا محمّد على وقف نمايد بر جناب امام حسين ع و منافع آن را آنجناب نمايد و آنچه استاد حسن مذكور نمود تمامى را وصيّت نمود. (7) عاليحضرت آقا باقر حاجى شفيع نيز اداى شهادت نمود و تفصيل حاجى على اكبر را گفت شنيدم از آن . (8) حقير اطلاع بر مراتب مسطوره دارم و فقرات مرقومه اظهر من الشمس و ابين من الامس است، والله العالم . [سجع مهر:] عبده محمد حسین (9) عفّت پناه شهربانو زوجه آقا بابا آقا قاسم اداى شهادت نمود كه در شب فوت حاجى خير نسا من حاضر بودم تمامى آنچه استاد حسن مذكور نمود وصيّت نمود بدون كم و زياد. (10) عفّت پناه شرف نسا زوجه استاد حسين حدّاد اداى شهادت نمود كه من نيز حاضر بودم حاجيه خير نسا وصيّت نمود در باب وقف آب معين آباد و ده سرجه آب تلق آباد بتفصيلى استاد حسن شهادت داد تمامى را مذكور نمود و گفت عاليجناب ملّا محمّد على وصىّ من است از براى من بايد بجا بياورد. (11) و جماعتى از نسوان ديگر نيز اداى شهادت نمودند بمثل استاد حسن كه ما حاضر بوديم . (12) عفّت پناه شهربانو ليلى اداى شهادت نمود كه من در شب حاضر بودم ، بتفصيل زوجه استاد آقا بابا شهادت داد. (13) موافق تفصيلى كه جناب قبله مكرّم آقا سيّد محمّد طبيب مرقوم فرمودهاند و سائرين مذكور نمودند علم قطعى از براى حقير حاصل است كه حاجى خير النساء از قرار تفصيل وصيّت نمودهاند، والله العالم . [سجع مهر:] عبده الراجی محمد رضا بن عبدالله (14) خواهر مرحومه حاجيه خير نسا بعد از فوت حاجيه خير نسا كه يكى از دو وارث اوست اقرار نمود بوصيّت حاجيه خير نسا بتفصيليكه مرقوم شده است و ليكن در يك مجلس مذكور نمود كه صيغه وصيّت را نخوانده است و در مجلس ديگر گفت: دخترم جونى فقير است و رضا فقير است و آقا ميرزا دست ندارد اينها بخورند بهتر از وقف است. حرّره الاقل، و بحاجى رضا شوهر آن مرحومه بعد از فوت حاجيه خير نسا گفتم كه در باب وصيّت آن مرحومه دلّال مظلمه نشوى، گفت درست خواهم شد، هذا ما عندي. حرّره الاقل. [سجع مهر:] عبده الراجی محمد علی بن محمد حسن (15) حقير اقلّ الطلبه از تقرير شهود علم قطعى بر مراتب محرّره ظهر دارم چنان است كه در ظهر قلمى شده، حرّره. (16) موافق تفصيلى كه بعضى ذكر نمودند حقير از تقرير آنها علم قطعى بر مراتب محرّره ظهر دارم چنان كه در ظهر قلمى شده، والله العالم . [سجع مهر:] یا امام حسین (17) حقير اطلاع بر مراتب مسطوره متن دارم ، والله العالم بحقائق الامور. [سجع مهر:] المتوکل علی الله الغنی عبده محمد بن محمد علی [توضیح افزوده] نوشته معين آباد نه سرجه وقف قرائت. (18) حقير از جناب سيادت پناهى آقا سيّد محمّد و استاد حسن بنّاء مكرّر شنيدم وصيّت مرحوم حاجيه خير نساء را و در بعضى ديگر هم شنيدم و شكّى و شبهه در اين وصيّت نيست . [سجع مهر:] عبده الراجی محمد حسن (19) حقير از شهود استماع نمودم مراتب مسطوره ظهر را، و مجارى مرقومه را وقف مىدانم و مرا شبهه در آن نيست كه وصيّت نموده تفصيل محرّره ظهر را. [سجع مهر:] عبده محمد حسین (20) اقلّ الخلائق صادق از بعضى كسانى كه شهادت ايشان در ظهر اين وريقه بطريقى كه نوشته شده شنيدم و بعض ديگر هم از زن و مرد كه نوشته نشده اداى شهادت نمودند كه مسمّات مرحومه در حال ناخوشى گفت كه نه سرجه آب معين آباد من وقف است بر حضرت سيّدالشهداء و ده سرجه آب تلق آباد على يار و دو جريب زمين باير منكول بوصايت جناب ملّا محمّد على بمصارف خودم از حمل نعش به نجف اشرف و صوم و صلاة و ختم قرآن و غيره فروخته صرف نمائید. [سجع مهر:] یا صادق الوعد (21) هو. كمترين محمّد ابن سيّد على اكبر الحسينى النوش آبادى از محمّد و صادق ابنان آقا حسن نصير و از آقا حسن مرقوم كلّهم تفصيل مثل اين شنيدم كه اداى شهادت نمودند كه ماها در ازمنه و سنوات سابقه مجارى مرقومه را از قريه معين آباد از مسمّات مرقوم اجاره كرده بوديم و زراعت مىكرديم همه ساله پنجهزار زياده تر مىخواست بگيرد و ماها مماطله مىنموديم ، مومىه اليهاى مرقومه مىگفت بدهيد و بى اجر نخواهيد بود، گفتيم چه اجرى ، اقرار نمود كه مجارى نه سرجه و دو دنگ و ربع از معين آباد نوش آباد كه شماها زراعت مىكنيد وقف است بر جناب سيّدالشهداء. حرّره العبد. [سجع مهر:] عبده الراجی محمد الحسینی (22) كمترين راقم الحروف أيضاً از آقا باباى خلف مرحوم حاجى محمّد شفيع شنيدم كه اداى شهادت نمود كه در مرض الموت ضعيفه از ضعیفه شنيدم كه مى‌گفت مجارى معين آباد وقف ابا عبدالله الحسين (ع) است و جناب فضائل مآب مجتهد الزمان آقاى ملّا محمّد على وصىّ من است كه بعد از من بمصرف روضه خانى و غیره كه مصلحت داند برساند. و همچنین وصیت نموده بود آب یک سرجه؟ و دو جریب زمین دم منگول را؟ بجهت حمل نعش به نجف اشرف و صوم و صلاة كه جناب معظّم اليه معمول دارند و مذكور نموده كه بهمين قسم خدمت حجّة الاسلام دام ظلّه؟ شهادت نمودم . [سجع مهر:] عبده الراجی محمد الحسینی [پاسخ] بسم الله خير الاسماء از شهادت شهود مفصّله ظهر كه بعضى شهادت بوصيّت مرحومه حاجيه خير النساء دادند و بعضى باقرار ورثه بوصيّت مذكوره بانضمام بعضى قرائن جاريه وقفى كه عاليجناب آخوند ملّا محمّد على آرانى حسب الوصايه نموده و ايقاع صيغه وقف را نموده بر حسب وصيّت نموده و قرار آن مرحومه نموده كه مجارى نه سرجه و دو دانگ و ربع دانگ مزرعه معين آباد واقعه در نوش آباد با اراضى تابعه آن محكوم بوقفيّت بر مصارف متعلّقه به حضرت خامس آل عبا سيّدالشهداء روحنا و روح العالمين فداه مىباشد و ورثه را در اين حقّى نيست و بايد بتصرّف وصىّ مذكور باشد و اگر سخنی ديگر شنیده شد، حضور بهم رسانيد تا پرسیده شود. حرّره الخاطى في أواخر شعبان سنه 1283. [سجع مهر:] عبده الراجی محمد ابن احمد و همچنين وصيّت او به ده سرجه تلق آباد دو جريب زمين بجهت صرف حمل نعش و مخارج ایام تعزيه او و صوم و صلاة و غيرها بثبوت شرعى رسيده حرّره .

مشاهده جزئیات
عریضِۀ استشهاد ملا محمدمهدی آرانی در باب مجاری وقفیۀ خیرالنساء آرانی و شهادت جمعی از علماء و عوام و نساء مورّخ سال 1283 هجری

خوانش: الاقل الاحقر الافقر محمّد على ابن جناب ملّا محمّد مهدى الآرانی: بشرفعرض مقدّس بندگان عالى مىرساند در باب آنكه مرحومه مبروره عفّت پناه حاجيه خير النسا بنت مرحوم رضا عرب آرانى در حين حيات چه قبل از مرض موت و چه در حين مرض موت وصيّت نموده بود كه مجارى نه سرجه و دو دنگ و ربع دنگ سرجه از جمله يكهزار و پنجاه سرجه مدار قنات مزرعه معين آباد من مزارع قريه نوش آباد را بانضمام اراضى و صحارى و آبار و انهار و اشجار و توابع و لواحق مشخصه مفروزه را كمترين وقف نمايم بر جناب ابى عبدالله الحسين ع كه همه ساله منافع آن صرف امور متعلّقه به آن حضرت شود، و بعد از فوت وارث آن مرحومه منحصر بودند در زوج آن مرحوم حاجى رضا و خواهر آن مرحوم شهربانو منكر مراتب مرقومه شدند، كمترين حسبة للّه در خدمت بندگان شامخ الاركان معروض داشتم كه بعد از آنكه بر كمترين محقّق شد وصيّت مزبوره بناى بر تكليف شرعى خود مجارى مرقومه را موافق وصيّت مزبوره وقف نمودم بشرح قباله و وقف نامه عليحده و جميع شراط و آداب صحّت شرعيّه را بعمل آوردم و موافق اجاره نامه معتبره به مستأجر سابق آن اجاره دادم و بر وفق وصيّت مزبوره شهود متكثّره ذكوراً و اناثاً لهذابندگان شامخ الالقاب رسيدگى فرموديد و ملاحظه شهادت شهود را كه تفصيل شهادت ايشان علماً و حسّاً در ظهر مرقوم است نموديد، و چون جمعى از ايشان از عوام و نساء بودند جمعى از فضلا و متديّنين از ايشان استماع نمودند و آنها هم تفصيل را در ظهر قلمى نمودند و مستأجر مجارى مرقومه كه مدّت بيست سال است تقريباً زارع مجارى مرقومه بوده و يكى از شهود حسّى مراتب مرقومه بود بلكه اقرار بر وقفيّت از خود آن مرحومه كه مالكه مجارى مرقومه بود شنيده بود نيز شهادت داد و اقرار بر وقفيّت حاليّه نمود و كيفيّت شهادت و اقرار و اعتراف در ظهر قلمى شده، مستدعى از الطاف عميم و اعطاف حسيم آنكه آنچه در باب وصيّت مرقومه بر بندگان شامخ الاركان از ملاحظه شهادت شهود و قرائن ديگر ثابت شده حكم شرعى آن را در صدر عريضه بخطّ شريف محرّر و مرقوم و بخاتم منيف مزيّن و مختوم فرمائيد كه لدى الحاجه سند شرعى بوده باشد. [لاحقه] توضيح آنكه داخل در موارد وصيّت است مجارى ده سرجه آب مزرعه طلق آباد آران با اراضى تابعه و فاضله و جميع ما يتعلّق به بانضمام دو جريب دهقان زمين در مزرعه مزبوره با حدود مشخصه صرف مخارج خود آن مرحومه نمايم از حمل نعش بعتبات عاليات و مخارج عزا و صوم و صلاة و غيرها تحريراً في التاريخ .  

مشاهده جزئیات
اجاره نامۀ یک ثمن از یک طاق مزرعۀ معین آباد ب ] مورّخ سال 1353 هجری

خوانش: بعد حمد الله تعالى، از جناب مقدّس القاب نخبة الاطياب جناب آقاى آقا مهدى نتيجه بندگان شامخ الاركان حجّة الاسلام و المسلمين ظهير الملّة و الدين آقاى آقا ميرزا احمد مدّ ظلّه العالى آرانى قبول اجاره شرعيّه نمود عالى قدرى آقا حیدر على خلف مرحوم آقا قمر على نوش آبادى. تمامى و همگى مجارى المياه يك ثمن از يك طاق از چهارده طاقات مزرعه معين آباد كه عبارت از نه سرجه و دو دنگ و ربع دنگ مى‌باشد با تمام ملحقات آن از آبار و انهار و اراضى متعلّقه به آن بقدر الحصّة الشائعة بين الملّاك المزرعه بحدود مرقومه اربعه: ـ حدّی قريه نوش آباد و حسن آباد غرباً. ـ حدّی مزرعه غياث آباد و علاقبند جنوباً. ـ حدّی اراضى احمد آباد آران شرقاً. ـ حدّی مزرعه محمّد آباد نوش آباد شمالاً. ابتدا از يوم نصفه مهرماه جلالى هذه السنه ايت ئيل الى مدّت پنج سال تمام. بمال الاجاره هر سالى مبلغ بيست پنج تومان فضى روپيه جديد الضرب پهلوى شاهنشاه ايران كه در نصفه تيرماه و نصفه آبانماه هر سالى تسليم نمايد، رفع ماليات و تنقيه قنات با مستأجر است. و بر مراتب محرّره صيغه مؤاجره شرعيّه بينهما جارى و سارى گرديد، قبض و اقباض در مجارى مرقومه بعمل آمد. تحرير في ربيع الثاني مطابق هفتم مرداد ماه باستانى سنه 1353. محلّ مهر و انگشت حیدر على قمر على را تصديق مى نمايم صدر الحسين نوش آبادي. (اثر انگشت)

مشاهده جزئیات
اجاره نامۀ سه سالۀ بیست و هشت سرجه و سه ربع سرجه از سه ربع طاق من جمله هفت شبانه روز مدار قنات مزرعۀ معین آباد] [ مورّخ سال 1280 هجری

خوانش: هو امّا بعد، استيجار شرعى نمود عاليحضرت آقا محمّد ولد عاليحضرت آقا حسن نصير نوشابادى از عاليجناب قدسى القاب ملّا محمّد مهدى خلف مرحوم حاجى محمّدحسين آرانى و عاليجناب معزى اليه نيز باجاره داد بايشان بر وفق شرع مطاع همگى و تمامى مجرى المياه بيست و هشت سرجه و سه ربع از سرجه كه عبارت باشد از سه ربع طاق من جمله هفت شبانه روز كه چهارده طاق است مدار قنات مزرعه معين آباد من مزارع قريه نوشاباد بانضمام اراضى تابعه مشخصه معيّنه آن و اشجار مغروسه در آن از قديم و حديث الغرس بمدّت سه سال تمام شمسى ابتداء از يوم چهاردهم مهر ماه جلالى هذه السنه تنگوزئيل بمال الاجاره هر سالى مبلغ بيست و چهار تومان پول نيم روپيه ناصرالدين شاهى سيزده نخودى از قرار عددى ده شاهى مصالحه و هر سالى مقدار چهل من بوزنشاه خربوزه جعفرى خوب ، مؤاجره صحيحه شرعيّه و معاقده صريحه مليّه مستمرّه جامعه جميع شرايط صحّت و اركان مشتمله بر قبض و اقباض و تسلیم و تسلّم عين مستأجره بر منافع مجارى و اراضى و اشجار جارى شد و ضمن العقد شرط شد كه مال الاجاره را نصفه آن را در اوّل تيرماه هر سالى و نصفه ديگر را در اوّل آبان ماه هر سالى تسليم موجر نمايد و خربوزه را نيز در هر سالى در فصل خود برساند بموجر، و عوارضات و ماليات و قنائى از لاروبى غير كار نو تا نوروز سال آخر رجوعى بموجر ندارد. و بعبارة اُخرى بعد از انقضاى مدّت اجاره عوارضات و ماليات تا نوروز همان سال رجوعى بموجر ندارد و لاروبى رفع آن بر عهده مستأجر است چنانچه سال اوّل را موجر رفع آن را نمود رجوعى بمستأجر نداشته و با ندادن مال الاجاره كلّاً يا بعضاً در هر قسطى اوّل آن تا پانزدهم خيار فسخ اجاره با موجر است و كم بودن آب در مدّت اجاره تسلّطى از براى مستأجر نيست بايد مال الاجاره را برساند و اصول اشجار جديده ملك موجر است و اشجار قديمه تماماً از موجر است ، منافع آنها در اين سالها از مستأجراست و موازى هفده هزار سفيد از مال موجر بر ذمّه موجر است از بابت عمل خشك باعتراف مستأجر بايد در سال آخر همان قدر برساند، كان في شهر رجب المرجّب سنه 1280.

مشاهده جزئیات
رونوشت سند سابق؛ وصیت نامۀ خیرالنساء بنت آقارضا عرب آرانی بر وقفیت نُه سرجه و اندی از قنات مزرعۀ معین آباد مورّخ سال 1280 هجری

خوانش: [رونوشت] و بعد، بتاريخ ذيل چون توفيق رفيق عفّت و عصمت پناه حاجيه خير النساء بنت صدق آقا رضا عرب آرانى شد در حال صحّت نفس و كمال شعور و عقل بمضمون كريمه «فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره» و «من أراد الآخرة وسعى لها سعيها فأُولئک كان سعيهم مشكورا» راغبه شد مسمّات مرقومه در تحصيل مثوبات اخرويّه و چون عاليجناب قدسى القاب علّامة العلماء الاطياب آقاى ملّا محمّد على سلّمه الله تعالى فرزند عاليجناب كمالات اكتساب آخوند ملّا محمّد مهدى سلّمه الله تعالى را بزيور علم و فضل و صلاح و زينت قدس و ورع و تقوى آراسته ديد لهذا وصيّت نمود كه مجرى المياه نه سرجه و دو دنگ و ربع دنگ از يك سرجه از جمله هزار و پنجاه سرجه مدار قنات مزرعه معين آباد نوش آباد را بانضمام اراضى تابعه و فاضله و صحارى و آبار و انهار مفروزه متعلّقه به آن مجّاناً و هبه غير معوّضه بدهند بعاليجناب سابق الذكر و در ضمن متمنّيه شد كه جناب سابق الذكر از حين وفات مسمّات مسطوره الى مدّت سى سال قمرى آن را ياد نمايد بزيارت عاشوراء و روضه خانى و تلاوت كلام الله المجيد. وكان ذلک وقوعاً في بيستم (20) شهر ربيع الثاني سنه 1280.

مشاهده جزئیات
وصیت نامۀ خیرالنساء بنت آقارضا عرب آرانی بر وقفیت نُه سرجه و اندی از قنات مزرعۀ معین آباد جهت روضه خوانی، زیارت عاشورا و قرائت قرآن مجید مورّخ سال 1280 هجری

خوانش: وبعد، بتاريخ ذيل چون توفيق رفيق عفّت و عصمت پناه حاجيه خير النساء بنت صدق آقا رضا عرب آرانى شد در حال صحّت نفس و كمال شعور و عقل بمضمون كريمه «فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره» و «من أراد الآخرة وسعى لها سعيها فأُولئک كان سعيهم مشكورا» راغبه شد مسمّات مرقومه در تحصيل مثوبات اخرويّه. و چون عاليجناب قدسى القاب علّامة العلماء الاطياب آقاى ملّا محمّد على سلّمه الله تعالى فرزند عاليجناب كمالات اكتساب آخوند ملّا محمّد مهدى سلّمه الله تعالى را بزيور علم و فضل و صلاح و زينت قدس و ورع و تقوى آراسته ديد لهذا وصيّت نمود كه مجرى المياه نه سرجه و دو دنگ و ربع دنگ از يك سرجه از جمله هزار و پنجاه سرجه مدار قنات مزرعه معين آباد نوش آباد را بانضمام اراضى تابعه و فاضله و صحارى و آبار و انهار مفروزه متعلّقه به آن مجّاناً و هبه غير معوّضه بدهند بعاليجناب سابق الذكر. و در ضمن متمنّيه شد كه جناب سابق الذكر از حين وفات مسمّات مسطوره الى مدّت سى سال قمرى آن را ياد نمايد بزيارت عاشوراء و روضه خانى و تلاوت كلام الله المجيد، وكان ذلک وقوعاً في بيستم (20) شهر ربيع الثاني سنه 1280.

مشاهده جزئیات
نظرات مشتریان