نمونه کار های سندخوانی
عریضه و کسب تکلیف در خصوص حقوق صغار و پاسخ ملا غلامرضا آرانی بدون تاریخ

خوانش: هو بعرض مقدّس عالى مى‌رساند كه: بيان فرمائيد حكم اينكه ورثه مرحوم حاجى ملّاعبدالله كه محمّد رضا نام باشد ادّعاء مى‌كند بر حقير كه مايملك حاجيه فاطمه نسا از املاك صحراء و منقولات كائناً ما كان كه منتقل نموده است بچهار صغير تو بموجب قباله عليحدّه توزيع آنها را منتقل نموده ولايةً از صغار بپدرم بنمك و يا غير آن كه تو در عوض باطفال خود نان بده ، و شما مطلع هستيد كه چهار سال قبل از اين يا قليل كمتر كه چون حاجيه فاطمه نسا ما يملك خود را منتقل نمود بصغار حقير مرحوم حاجى ملّا عبدالله و اخوان ايشان با من بد شدند و معارضه نمودند و من از اين حرف گريزان بودم و ايشان چون مأيوس بودند خواستند كه ربع را من بايشان واگذارم من از سركار عالى استفسار نمودم با وجود آنكه خود مى‌دانستم كه آيا ولايةً مى‌توانم چنين كارى را بكنم با وجود عدم صرفه و غبطه صغار سركار فرموديد نمى‌توانى چون ملىّ؟ نيستى املاك مرغوب صغار با وجود عدم احتياج ايشان منتقل نمائى بغير، چون صرفه اطفال نيست و بسركار عرض كردم كه من چنين كارى نمى‌كنم و شما مطلع باشيد كه من به اطفال مجاناً اخراجات آنها را مى‌كشم و من آن عمل را نكردم و الى الحال مجاناً اخراجات آنها را كشيده‌ام و محمّد رضا نام الحال مدّعى آنست كه صيغه جارى شده آيا بنا بر قول آن و فرض حرف آن صيغه اگر جارى شده صحيح است يا نيست؟ بر من تسلطى دارد يا ندارد؟ استدعاء آنكه شما چون سركار بَدْواً الى الحال همراه بوده‌ايد و از شما مشورت اطفال را نموده‌ام حكم آنها را در حاشيه وريقه محرّر فرمايند كه عند الله والرسول ضايع نخواهد شد. ]پاسخ :[ بسم الله تعالى بنده آنچه از اين اوضاع اطلاع دارم در حيات مرحوم حاجى ملّا عبدالله آنمرحوم و متعلّقات او گريبان عاليجناب ملّا مهدى را گرفتند كه تو بيا از اموال عفّت پناه حاجى فاطمه نسا كه آنها را منتقل نموده به اولاد تو، تو ولىّ آنهائى ربع آنها مصالحه كن يعنى بانمرحوم كه ما در باب اموال حاجى فاطمه نسا با تو حرفى نداشته باشيم و چون آنمرحوم و سائر اخوان او قائل بودند كه مومى اليها اموال خود را باولاد اخوند صلح كرده و حقير هم مى‌دانستم و از او اقرار را شنيدم چنان پنداشته‌اند كه آخوند هر تصرفى در اموال اولاد خود بكند او صحيح است و حال آنكه شرط صحّت تصرّف در امور اطفال خود موقوف بغبطه و صرفه است و آخوند از من تحقيق اين امر را ميكرد من گفتم كه هرگاه باين راضى‌اند و تو هم اين عمل را بكنى فاسد خواهد بود چون اولاد تو ملى‌اند بعد از انتقال اين اموال بانها و تو هم نفقه را مجانا ميدهى باقرار خود و بر فرضى كه مجانا ندهى آنها احتياجى بنفقه تو ندارند بهر حال از علم ملّا مهدى دور است كه اينعملرا كرده باشد امّا من مجلس صيغه نبودم و او منكر است. و بر فرض وقوع و اقرار او آن مربع اموال را قيمت نكرده‌اند و آنچه مذكور مينمايد مدّعى ربع بچيز قليل ادّعاى انتقال را مى‌كند و ملّا مهدى مع ذلک قادر بر قوت عيال خود نيست و مقروض است و فقير است و تصرّف در اموال اولاد خودش بعنوان آنكه من عوض آنرا به آنها مى‌دهم غير مشروع است از وجوهى كه مذكور شد. و اين دعوى را بر فرض ثبوت هم بى‌ثمر و بى‌فائده مى‌بينم. و در باب كتب؟ حاجى فاطمه نسا و ملك مهمانخانه كه عاليجناب مخدوم‌زاده حاجى ملّا عبدالله ادّعا مى‌كند كه مومى اليها به پدرم مصالحه كرده به صيغه، و سهم خود را اقرار نمود كه من شاهدى ندارم كه اثبات كنم اينرا طى ميكنم بقسم . بارى اين دعواها را بعضى بى‌ميراث اوّل و بعضى ديگر بالاخره كه پاى صغار/2/ در ميان مى‌آيد اقرار ملّا مهدى چه فائده مى‌كند در باب غير كه اولاد دار باشد با وجود آنكه آنهم منكر است. و در باب ادّعاى طلبى كه در غلّات مى‌كند كه مرحوم مذكور گفته كه من مجّاناً ميكشم اگر ثابت شود ظاهراً از راه اين كرده كه املاك را كه باولاد خود منتقل كرده چون زوجه ملّا مهدى هم سهيمه است در ارث خواسته بعد از خود كسى نفقه را بر اولاد آن مرحوم ادّعا نكند كه اموال آنرا هم بگيرد به سهم خود با وجود آنكه بعد از ثبوت گرفتن آن مرحوم غلّاترا هر روزى تقريباً بيست و پنج غلّه تقريباً سهم شود چون تمام آن سالى چهل من است و او تقسيم شود بر اولاد خودش، بايد ديد چيز قليلى هر يوم ميشود ظاهراً از غرض او نمى‌يابم كه گفته من اين چيزيرا ميدهم باولاد بلكه ظاهراً غرض او اين بوده كه علاوه را نميخواهم باقى هر كه مرافعه ايشانرا كند امر را تمام خواهد كرد. اين چند كلمه فى الجمله چيزى است كه در نزد حقير است ، والله العالم

مشاهده جزئیات
ظهر سند پیشین؛ واگذاری جمیع حقوق به نورچشمی خانم جان، در عقد هبه مورّخ سال 1248 هجری

خوانش: وبعد، بموجب صيغه شرعيّه لازمه منتقل ساختم اين احقر عبدالله مشترى مورد مبايعه ظهر جميع حقوق خود را در نفع مرقومه ظهر به نور چشمى خانم جان مقروناً بقبولها منّي كه مقدار يك من نمك سفيد حومه آران كه آن را بخشيد به آن و به اينكه از تاريخ وقوع هبه الى بيست سال هر سالى ده عدد قرآن مجيد از براى من قرائت كند. و صيغه هبه جارى شد مع شرايط ، وكان ذلک في شهر شوّال المكرّم هزار و دويست و چهل و هشت.

مشاهده جزئیات
بیع نامۀ یک باب خوانه خرابه موروثی جنب حسینیه محلۀ وشاد مورّخ سال 1246 هجری

خوانش: وبعد، به مبايعه شرعيّه منتقل نمود عاليحضرت خير الحاج و العمّار حاجى محمّد على خلف مرحوم حاجى عبدالله آرانى به جناب شريعتمدار آقاى حاجى ملّا عبدالله سلّمه الله تعالى فرزند ارجمند آقاى حاجى ملّا عبدالرحيم آرانى زيد شرفه؛ مع قبول جناب المشتري منه: همگى و تمامى مبناى يك باب خوانه خرابه ارثيه پدر خود را كه واقع است در جنب حسينيه محلّه وشاد آران، و محدّد است به: - حسينه مرقومه - و به شارع در محاذى بقعه اسحاق سليمان (ع) بمال المبايعه مبلغ بيست تومان قران جديد الضرب رايج مملكت ايران كه بعد از فوت آن صرف تلاوت قرآن مجيد كند بجهت خود آن يا پدر آن و شرط نمود كه در اين قطعه زمين يك حوض بنا كند بجهت وضو ساختن و نماز در مسجد و چند چشمه بيت الخلاء و دستك و حطار؟ بجهت كوت انداز و استنجا بنا كند و منافع جميع آنها را بعد از وضع مخارج آنها از بنا و غيره صرف كند در مسجد محلّه وشاد يا بدهد به امام جماعت مسجد صرف امورات خود كند، اختيار تعيين و صرف منافع با خود آقاى حاجى ملّا عبدالله مىباشد. و صيغه صحيح شرعى با شرائط آن واقع شد در شهر ذى الحجّة الحرام از شهور سنه 1246.

مشاهده جزئیات
ظهر سند پیشین؛ مصالحۀ وارثان استاد حسن صباغ آرانی با میرزا احمد مورّخ سال 1341 هجری

خوانش: وبعد، صلح شرعى نمودند اشخاص مفصله الاسامى ذيل كه وارث مرحوم استاد حسن صبّاغ آرانى هستند: استاد محمّد باقر استاد محمّد آقا استاد محمّد حسين هاجر خاتون عفّت و عصمت پناه زهرا سلطان به بندگان حضرت مستطاب حجّة الاسلام آقاى آميرزا احمد مدّ ظلّه آرانى تمامى مورد مصالحه ظهر را بدون استثناى شيئى از آن بمال المصالحه مقدار يك من نمك حومه آران موهوب فى المجلس و عقد مصالحه جارى شد و شرايط صحّت بعمل آمد و قبض و اقباض شرعى معمول شد. تحريراً في 29 شهر شعبان المعظّم من شهور 1341.

مشاهده جزئیات
مصالحۀ یک باب اطاق پیشکم در محلۀ سرکنکه از قریۀ آران مورّخ سال 1332 هجری

خوانش: وبعد، بموجب مصالحه شرعيّه قطعيّه منتقل نمود عفّت پناه هاجر خواتون بنت عاليشان استاد حسن صبّاغ خلف مرحوم استاد عبدالهادى سلمانى آرانى بر پدر خود عاليشان استاد حسن همگى و تمامى يك باب اطاق پيشكم جنوبى الجهه شمالى الباب واقع در خانه حسين بن حاجى جمال در محلّه سركنكه من محلّات قريه مرقومه بانضمام جميع متعلّقات آن و ايوانچه جلو آن كه واقع در سمت خانه كدخدا ابوالقاسم و قدر الحصّه اين پيشكم و سردابه تحتانيه اطاق مرقوم و سائر متعلّقات سردابه مرقومه و سه ماه مشاعات خانه مرقومه. بمال المصالحه مبلغ سى و چهار تومان قران فضى احمد شاهى 24 نخودى با اسقاط خيارات سيّما الغبن ولو بلغ من جانب المصالحه الى الضعف ومن جانب المصالح له الى النصف وفي ضمن العقد الخارج اللّازم مقرّر شد كه با ظهور فساد در مصالحه مرقومه از حين تحرير الى پنجاه سال قمرى سبق استحقاق الغير لموردها كلّاً او بعضاً عيناً او منفعة مسمّات مرقومه از عهده غرامات شرعيّه و معادل ما ظهر فساده مجاناً و بلا عوض برآيد. و عقد مصالحه و الزام شرعيّين جارى شد و شرائط صحّت و لزوم مرعى شد. مخفى نماند كه مسمّات مرقومه از مرحوم حسنعلى بن حسين بن حاجى جمال كه زوج او بود سه پسر داشت و دو پسر او بعد از فوت حسنعلى فوت شد و سهم اين دو پسر حسب الارث منتقل شد به مسمّات كه والده ايشان بود و مرحوم حسنعلى چون بعضى ديون داشت كه بايد از تركه او انتزاع شود لهذا مسمّات مرقومه بجهت اداء ديون مذكوره مصالحه مسطوره اصالة از قبل خود و قيمومة از قبل پسر صغير خود باستصواب اينجانب واقع ساخت و داخل در مورد مصالحه است من النفقه و مخارجى كه استاد حسن داشت بر مسمّات مرقومه و صغير او و مال المصالحه را هم استاد حسن در ازاء ديون حسنعلى داد و كان ذلک في شهر صفر المظفّر سنه 1332.

مشاهده جزئیات
نکاح نامه آقا رضا و خیر النسا آرانی مورّخ سال 1249 هجری

خوانش: التاريخ ليلة السبت ثامن شهر ذى القعده الحرام من شهور سنه 1249 الناكح شابّ الاعزّ آقا رضا ولد خير الحاج حجى ميرزا حسين اكّار آرانى المنكوحه حرّه ثيّبه خير النسا خانم بنت مرحوم آقا رضا عرب شهره من القريه الصداق: همگى و تمامى مجرى المياء هشت سرجه من جمله يكهزار پانصد سرجه مدار قناة مزرعه تلقاباد مع اراضى و صحارى و آبار و انهار و اشجار تابعه آن كه معيّن است برين تفصيل : 1. زمين دردشته كه تقريباً 4 قفيز است محدود بزمين محمّد على و بزمين على حجى كتاب عبدالله بدو طرف و بزمين ملّا حسين . 2. قطعه انهار؟ دردشته واقعه در طرقى شاد نهر هشت باغ حجى مهدى كه هفت قفيز است. 3. قطعه در پاى برج نصراباد چه مشهور به زمين حجى كتاب الله كه يكجريب است . 4. قطعه در دشت وشاد كه 6 قفيز است محدود بزمين آقاى حجى محمّد بيدگلى و بزمين حكيم و بزمين على ميراب و بزمين حجى حسين . 5. و همگى و تمامى دو قطعه زمين بىآب در مزرعه مزبوره احدهما يكجريب و دو قفيز است در دشت بالاى مذكور نصراباد چه، محدود: - بزمين حجى عبدالله - و بزمين حجى ملّا على اكبر - و بزمين محمّد على - و بشارع . الباقى ايضاً بالاى منكول؟ كه تخميناً يكجريب و هشت قفيز است، محدود: - بزمين حجى عبدالله - و بزمين حجى رجبعلى - و بزمين حجى حسين - و بزمين حجى باقر. وكيله: ملّا حسين حجى عبدالله وكيلها: اقلّ الخلق ملّا آقا بابا ما فى الذمة: مبلغ دوازده تومان سفيدى آخر هر سال دو روپيه اخذ نمايد.

مشاهده جزئیات
واگذاری تولیت خاصه و عامۀ موقوفات آران از سوی ملا محمد مهدی آرانی، به فرزندش ملا احمد مورّخ سال 1325 هجری

خوانش: بسم الله الرحمن الرحيم مخفى نماند كه آنچه را اين جانب اقلّ الخليقه بل لا شىء فى الحقيقه محمّد على بن خلد مقام ملّا محمّد مهدى آرانى طاب ثراه متولّى استم به توليت خاصّه يا عامّه آن موقوفات كه خود وقف نموده‌ام يا ديگرى و توليت آن مفوّض باين جانب شده چه از مرحوم والد و چه غير آن از مجارى و اراضى و اشجار توليت آن را بنور چشم مكرّم شريعت مآب ميرزا احمد حفظه الله واگذاردم بايد آن بلوازم وقفيّت عمل نمايد و كسى را حقّ مزاحمت آن نيست شرعاً و داخل در آنست آنچه را ديگران از اين جانب متصرّف هستند، بخواهد از ايشان انتزاع نمايد مختار است، كسى را حقّ منع آن نيست. علاوه بر آنكه خود آن هم ولايت عامّه دارد از اين جانب هم متولّى است . وكان ذا فى السادس عشر من ذى القعدة الحرام من شهور سنه 1325. ولقد ولّيته فيما أتولّاه وله تعيين المتولّى بعده طبقاً بعد طبق وأشترط عليه كمال الاحتياط وأن لا ينساني من الدعاء سيّما في الخلوات وعقيب الصلوات . كتبه بيمناه الخاسرة ضحوة السادس عشر من ذي القعدة من شهور سنة الخامس والعشرين عقب الثلثمائة والألف من الهجرة النبويّة على هاجرها آلاف صلاة وصنوف تحيّة . تمّت بعون الله.

مشاهده جزئیات
مصالحۀ منافع رقبات املاکی در آران و حومه مورّخ سال 1352 هجری

خوانش: وبعد، قبول مصالحه شرعيّه نمود از جناب مستطاب شريعتمدار آقاى آقا مهدى عاملى آرانى مدّ ظلّه العالى سيادت پناه آقاى آقا سيّد ميرزا ولد مرحمت پناه آقاى آقا سيّد محمّد بن آقا سيّد حيدر تكيه‌اى مسبوقاً بالإيجاب على وفق الشرع المطاع همگى و تمامى منافع رقبات املاك ذيل السطر را: 1. يك قطعه زمين مزروعى واقعه در دشت علياى تكيه معروف به ملك باغ افرا بانضمام درخت مغروسه در آن بانضمام يك قفيز و نيم است در دو متن؟ آب قریر بند؟ از مجارى المياه قنوات مرغزار و قویله؟ كه بيست يوم در بیست يوم شرب مى‌شود محدود بحدود اربعه ذيل السطر: ـ حدّى به ملك زوجه سيّد میرزا سيّد محمّد ـ حدّى به ملك ميرزا فتح الله حاجى سيّد باقر ـ حدّى به نهر الماء و شارع عام ـ حدّى به ملك مشهدی لطفعلى قریر بند؟ و معروف است به باغ احمد كه مشتمل است بر پنج قطعه زمين مزروعى متصل در يكديگر بانضمام مجارى و اراضى دو قفيز و نيم است به آبی که شرب آن در طاق سراست ده يوم بده يوم شرب مى‌شود از مجارى المياه قنوات مرغزار و قويله؟. ابتداء از يوم مهرماه جلالى هذه السنه تخاقوى ئيل الى انقضاء مدّت ده سال شمسى تمام بمال المصالحه هر ساله مقدار بيست من بوزنشاه گندم و مقدار ده من بوزن مرقوم جو پاك همه ساله تسليم جناب مصالح معزى اليه نمايد. مقرّر آنكه قنائى رقبات مرقومه و ماليات به قانون اهل تكيه رفتار شود. و عقد مصالحه شرعيّه با جميع شرايط صحّت عربيّاً و فارسيّاً جارى و واقع گرديد و متصالح مرقوم اقرار و اعتراف به تصرّف نمودن رقبات مرقومه در فوق نمود و كان ذلک في يوم 9 شهر شعبان المعظّم من شهور سنه 1352. *** توضيح آنكه كم و زياد مال المصالحه مطابق قانون اهل تكيه رفتات (=رفتار) خواهد شد التاريخ.

مشاهده جزئیات
نظرات مشتریان