نمونه کار های سندخوانی
اقرار نامۀ عاریۀ یک دیگ وقفی و ملاقۀ مسی مورّخ سال 1313 هجری

خوانش: اقرار و اعتراف نمود آقا محمّد صالح بن مهدى عمو صالح آرانى كه يك عدد ديگ وقفى و با يك عدد ملاقه مسى عيال متوفات من نزد من است بعنوان عاريه به استحضار بندگان ملاذ الانام حجّة الاسلام آقاى ملّا محمّد على مدّ ظلّه العالى هست هركه بخواهد گروى گرفته بازپس گيرم و عند المطالبه مسترد دارم ، تحريراً في شهر شعبان سنه 1313.

مشاهده جزئیات
وصیت نامه و وقف نامه خانم ناز آرانی املاک و گوساله و میاه قنات خرم آباد آران را، مورّخ سال 1346 هجری

خوانش: وبعد، مخفى نماند كه عفّت پناه حاجيه خانم ناز بنت مرحوم ابراهيم آرانى با طيب خاطر خود و صحّت مشاعر او مصالحات و وصاياى چند نمود: اوّلاً بموجب مصالحه شرعيّه قطعيّه منتقل نمود به عفّت پناه سيّده گل رخ بنت سيادت پناه آقا سيّد على اكبر خلف مرحومم حاجى سيّد اسمعيل جرّاح آرانى مقروناً بقبولها منها همگى و تمامى املاك خانه حاجى رجبعلى مراد در محلّه سركنكه من محلّات قريه مرقومه آنچه را كه در خانه مزبوره مالكه بود به هر اسم و رسم ، و همگى و تمامى اثاث الدار خود را از ستور؟ و فرش و رختخواب و غير ذلک به هر عنوان ، و همگى و تمامى يك رأس گوساله ماده مسلوب المنفعه از تاريخ ذيل السطور الى سى سال قمرى با حيات مصالحه مزبوره به اين معنى كه با وفات آن در بين مدّت مسطوره منافع مورد مصالحه مثل عين آن مال مصالح لها مىباشد بمال المصالحه جميع حقوق و دعاوى كه از براى مصالح لها بود به مصالحه مزبوره در بابت دعاوى كه گل رخ داشت از زوج خود جعفر خلف مرحوم استاد محمّد حدّاد آرانى و حاجيه خانم ناز بعهده خود گرفته بود و عقد مصالحه با شرائط لازمه جارى شد و بنا بر مراتب مزبوره جميع مورد مصالحه ملك سيّده گل رخ مى‌باشد و جميع دعاوى گل رخ در بابت صداقيّه او از جعفر بر حاجيه خانم ناز ساقط مى‌باشد. و ثانياً وقف مؤبّد ملّى نمود حاجيه خانم ناز بر خامس اصحاب عباء عليهم آلاف التحيّة والثناء حضرت ابى عبدالله الحسين عليه السلام مجرى المياه دو سرجه از جمله سه سرجه ابتياعى از اسدالله كفش دوز از جمله سيزده سرجه مملوكى آن بانضمام دو ثلث بالاشاعه از جميع اراضى متعلّقه به سه سرجه از سيزده سرجه من جمله نهصد سرجه مدار قنات مزرعه خرّم آباد آران مع قدر الحصّه از سائر متعلّقات آن كه همه ساله منافع آن در روز عاشوراء صرف پختن آش شود و صرف روضه خوانى در خانه خود واقفه كه خانه حاجى رجبعلى مراد باشد در محلّه سركنكه من محلّات قريه بنظارت و استصواب سلالة السادات آقا اسماعيل شريف السادات حفظه الله تعالى خلف مرحوم آقا سيّد حسين من القريه، و توليت آن مادام الحیات واقفه با خود آن است و با وفات آن با گل رخ و اولاد آن عقباً بعد عقب با ثبوت اهليّت و قابليّت مى‌باشد و غبّ ذلک حسب التولية الشرعيّه. قبول اجاره شرعيّه نمود عين موقوفه را ابتداء از تاريخ ذيل السطور از يك سال شمسى بمال الاجاره مقدار بيست من بوزن شاه جو كه صرف مصارف وقف از قرار فوق بكند و عقد وقف و اجاره شرعيّين با شرائط لازمه آن جارى شد، و قبض و اقباض شرعيّين در وقف بعمل آمد. و ثالثاً بموجب مصالحه شرعيّه قطعيّه منتقل نمود عفّت پناه حاجيه خانم ناز به سيادت پناه آقا سيّد على اكبر خلف المرحوم حاجى سيّد اسماعيل جرّاح آرانى مقروناً بقبوله منها همگى و تمامى مجرى المياه دو سرجه از جمله سيزده سرجه خرّم آباد را بانضمام ثلث بالاشاعه از جميع اراضى متعلّقه به سه سرجه ابتياعى از اسدالله كفش دوز و سائر متعلّقات و بانضمام يك عشر از جميع اراضى متعلّقه به ده سرجه حاجى رجبعلى و قدر الحصّه از سائر متعلّقات مسلوب المنفعه از تاريخ ذيل الى سي سال قمرى با حيات مصالحه به اين معنى كه با وفات آن منافع مورد مصالحه مثل اصل آن مال مصالح له مى‌باشد، و فى ضمن العقد مقرّر شد كه با وفات مصالحه مزبوره در بين مدّت مسطوره آقا سيّد على اكبر مصالح له مورد مصالحه را از دخترش مصالحه كرده به استصواب و نظارت و اجازه احمد بن خلد مقام آقاى ملّا محمّد على آرانى طاب ثراه و سلالة الساده آقا اسمعيل شريف السادات خلف مرحوم آقا سيّد حسين آرانى و نصف مال المصالحه را تسليم احمد كرده در مصرفى كه صلاح داند صرف كند و نصف بقيّه مال المصالحه را صرف عزادارى مسمّات مرقومه مصالحه و غيره كند به استصواب و نظارت ناظرين مزبورين ، و با تخلّف آقا سيّد على اكبر از قرارداد مرقوم وكيل و وصىّ حياتاً و مماتاً احمد بن خلد مقام آقاى ملّا محمد على آرانى طاب ثراه مقرر شود و مصالحه بعد و مصالحه در بقيّه مدت را مصالحه كند و مال المصالحه را صرف مصارف مذكوره. و رابعاً حاجيه خانم ناز وصيّت نمود كه مجرى المياه نه سرجه بقيّه سيزده سرجه را با جميع اراضى آن و سائر متعلّقات آن ورثه آن حقیقت؟ شرعيّه آن را به احمد بن خلد مقام آقاى ملّا محمّد على بدهند و آن را راضى كنند، لقد وقع جميع المرقومات في العشر الآخر من شهور محرّم الحرام سنه 1346. [شهود] شهود مجلس: آقا سيّد على اكبر بن مرحوم حاجى سيّد اسمعيل جرّاح عاليشانان استاد حسن قصّاب و استاد عبّاسعلى عطّار خلفان مرحوم حاجى على اكبر قصّاب آقا سيّد محمود بن مرحوم سيّد عبدالله آقا محمّد على بن مرحوم آقا محمّد جعفر. عفّت فاطمه جان بنت استاد اسمعيل حمّامى سيّده گل رخ بنت آقا سيّد على اكبر و جمعى ديگر از نسوان .  

مشاهده جزئیات
مصالحۀ یک باب اصطبل در محلۀ میدان حاجی امین مورّخ سال 1350 هجری و عقد دیگر لاحق در سال 1352هجری

خوانش: بموجب مصالحه شرعيّه قطعيّه منتقل نمود جناب شريعتمدار آقاى آقا مهدى آقا زاده آرانى بعاليشان على اكبر تومان؟ و زوجه‌اش عفّت پناه ربابه بنت مرحوم مهدى فرّاش كاشانى بالمناصفه. همگى و تمامى يك باب اصطبل شرقى الباب غربى الجهه واقعه در خانه حاجى على حاجى محمّد در محله ميدان حاجى امين ـ حدّى به اصطبل رحيم حسين حاجى على ، و به اصطبل مصالح ، و به خرابه مرحوم چاووش به انضمام توقانى الى مجارى اصطبل خانم على مهدى مع ده (10) يوم مشاعات خانه مرقومه. مقرّر آنكه در اصطبل خود مصالح له باب آن مفتوح شود مع كلّما يتعلّق بها. بمال المصالحه مبلغ سى تومان از قرار قران رائج المعامله نقد مقبوض. و صيغه جارى شد، قبض و اقباض بعمل آمد و غبن در مصالحه ضعفاً و نصفاً ساقط شد من طرف المصالح الى ضعف مال المصالحه ومن طرف مصالح له الى نصف مال المصالحه، و ملتزم ضمان كاشف الفساد شرعى شد مصالح با ظهور فساد در مصالحه مرقومه الى سى سال قمرى ديگر از عهده خسارات درآمده و معادل مال المصالحه مجّاناً بلا عوض برآيد و صيغه غبن و التزام واقع شد و شرائط لازمه مرعى شد، وكان ذلک وقوعا في دویم شهر ذي الحجّة الحرام من شهور قمريّه عربيّه سنه 1350.

مشاهده جزئیات
عریضه در باب اطاق علی آباقری که یکصد سال است محل عبور بوده بدون تاریخ

خوانش: بشرفعرض عالى مى‌رساند (اين كمينه بنت خلد مقام ملّا محمّد على طاب ثراه) در باب اطاق شمالى الجهة كه واقع در خانه حاجی ابوطالب در محلّه دربه مسجد قاضى مشهور است اطاق مذكور به اطاق على آباقرى كه جنب اطاق اين كمينه است كه ايوان جلو اطاق مرقوم محلّ عبور اطاق كمينه است از صد سال قبل الى كنون محلّ عبور اين اطاق بوده كه اظهر من الشمس است ، حاليه همشيره آقا ميرزا صدر الدين مى‌خواهد دو طرف ايوان كه محلّ عبور است در كار بگذارد جنابعالى علم كامل داريد و هرگز در آنجا در هيچ طرفى در نبوده ، متمنّیه آنچه را علم داريد و يقين داريد كه حق ندارد در كار بگذارد و محلّ عبور بوده حقيقت را درين ورقه مرقوم فرماييد كه بطلان او معلوم شود، عند الله عند الرسول ضايع نخواهد شد. [پاسخ] هو. معلوم است حقّ منع عبور و مرور را ندارند، راه اطاق وسط از اينجاست كه بايد از پله اطاق على آباقر بيايند و بروند و در نبوده است در قديم . حرّره الخاطى: [سجع مهر:] عبده محمد جعفر بن محمد حسن

مشاهده جزئیات
اجاره نامۀ فضای یک دنگ خانه در محلۀ درِ مسجد قاضی مورّخ سال 1276 هجری

خوانش: به اجاره شرعيّه داد عفّت پناه معصومه خانم بنت مرحوم ملّا آباباى حلّاج آرانى به عاليجناب فضايل مآب قدسى القاب ملّا محمّد مهدى من القريه، و مومى اليه نیز به اجاره شرعيّه قبول نمود همگى و تمامى يك دنگ شایع از كلّ شش دانگ فضاى خانه واقعه در محلّه در مسجد قاضى مشهوره به خانه آقا بابا كه طولاً منتهى مى‌شود از جانب جنوب به ستوناى يورت پيشكم، و شمالاً به خانه حاجى هادى، و عرضاً منتهى مى‌شود از سمت غرب به حصار خانه آقا حسين حاجى خدابخش، و از سمت شرق منتهى مى‌شود به حصار خانه كه به شارع عام واقع است با حصار. و بالجمله آنچه را كه در فضاى خانه واقع است به اجاره داد بموضع حصار يك دانگ او را به جناب معزى اليه مزبور بمال الاجاره مقدار صد درم بوزن شاه جو بومى بى عيب كه در مجلس قبض نموده ، مؤاجره صحيحه شرعيّه اسلاميّه بشرايط مقرّره در شرع انور به مدّت ده سال تمام هلالى ابتدا از يوم اوّل محرّم الحرام هذه السنه قوى ئيل كه مطابق سنه يك هزار و دويست و هفتاد و شش هجرى مىباشد و به وقع الاشهاد، تحريراً في شهر محرّم الحرام من شهور سنه 1276.

مشاهده جزئیات
عقد مصالحۀ ربع بالاشاعه از یک دانگ مبال واقع در یورت سرای حاجی علی در میدان حاجی امین آران مورّخ سال 1334 هجری

خوانش: وبعد، بموجب عقد مصالحه لازمه شرعيّه منتقل ساخت به جناب مستطاب شريعتمدار، عمدة الفقهاء الاخيار حجّة الاسلام آقاى ميرزا احمد سلّمه الله عفّت پناه هاجر خواتون صبيّه عزّت مآب آقا سلطان بقّال آرانى زوجه آقا حسين بن آقا حسن استاد آقا بابا آرانى مقروناً بقبوله منها على قانون الشريعة المطهّره همگى و تمامى ربع بالاشاعه از يك دانگ از شش دانگ مبال؟ خانه مملوكى و ملوكى جناب مصالح معزى اليه را كه جزء آن خانه شده است واقع در يورت سراى حاجى على حاجى حسين در ميدان حاجى امين شهره در قريه مسطوره بمال المصالحه معلوم القدر مبلغ هفت هزار دينار فضّی كه اخذ نمود و صیغه بر طبق آن واقع و اسقاط غبن بالغاً ما بلغ من طرفها معمول شد. بناء عليه مورد صلح بر ملكيّت جناب معظّم له قرار گرفت، و ضمان الدرک عليها ضماناً شرعيّاً، وكان ذا في عاشر شهر ذي القعدة الحرام سنه 1224 (یا 1334؟).

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ انتقال یک باب خانه خرابه درب مسجد ملا شکر الله ] [ مورّخ سال 1356 هجری

خوانش: وبعد، حسب المصالحة الشرعيّة القطعيّه منتقل نمود اقلّ الانام احمد آرانى عاملى هويّت، خلف خلد مقام آقاى ملّا محمّدعلى طاب ثراه، بنور عين آقا مهدى شهره محمّد مهدى شهره؟ اصلا مقروناً بقبوله منه همگى و تمامى مبناى يك باب خانه خرابه واقعه بدرب مسجد ملّا شكر الله معروفه بخانه اولاد عبدالله بن عبدالكريم و هم عبدالرحيم و عبدالحسين و عبدالحق در محلّه وشاد من محلّات قريه آران محدوده به: ـ خانه على احسنيها؟ ـ و بشارع متصل به مسجد ـ و بشارع خلف خانه حاجى على ـ و بشارع خلف خانه ملّا آقا بابا و بالجمله جميع مبناى جميع آنچه داخل در خانه مسطوره مى‌باشد حتّى آن مبناى حصار خانۀ مزبوره و غيره به هر اسم و رسم بمال المصالحه معيّن القدر و الوصف مقدار يك من بوزن شاه نمك سفيد حومه آران كه ذمّه مصالح له آن ابراء شد و كان في يوم سه شنبه غرّه شهر رجب المرجّب مطابق بيست و يكم شهريور ماه ايت ئيل سال شمسى يك هزار و سيصد و شانزده و سال قمرى يك هزار و سيصد و پنجاه و شش هجرى سنه 1356.

مشاهده جزئیات
تقسیم نامچه ورثۀ حسین باقر از ملک محلۀ سرکوچه دراز در آران مورّخ سال 1294 هجری

خوانش: هو امّا بعد حمد الله سبحانه، مخفى نماند كه بعد از فوت مرحوم حسين باقر جمع دار؟ آران، و انحصار ورثه آن مرحوم در زوجه او و على اكبر نام صغير و دو بنت كبيره نظاره خاتون و هاجر خواتون و چون ولىّ شرعى صغير حاكم شرع مطاع و مجتهد جامع الشرائط لازم الاتّباع بود لهذا كبار ورثه حضور در محضر اهالى شرع بهم رسانيده در تقسيم ملك خانه آن مرحوم بعد از تقويم و تعديل و اخراج ثُمنیه زوجه از عمارات آن و ملاحظه صرفه و غبطه صغير و وقوع عقد مصالحه شرعيّه فيما بين ايشان در محضر شرع آنچه اختصاص يافت به عفّت پناه نظاره خواتون بنت كبيره او عبارت است از همگى و تمامى اطاق ارسى شهره واقعه در خانه مرحوم آقا محمّد حاجى اسماعيل بيك در محلّه سر كوچه دراز شهره من محلّات قريه آران، بانضمام پس اطاق و علامتگذار؟ و توابع و لواحق و ابواب و اغلاق و مشاعات من كلّ ما يسمّى مشاعاً فى عرف أهله بقدر الحصّة الشايعه و همگى تمامى تحتانى واقع در تحت اطاق هاجر خواتون بنت كبيره او كه او نيز ملك نظاره خواتون است و اطاق مرقوم مزبور در سمت شرق خانه مرقوم واقع است و ساير کنار حق؟ كه در اطاق مرقوم داشتند مصالحه نمودند به مسمّات مرقومه و سهم و حصّه كه على اكبر صغير داشت حاكم شرع مصالحه نمود به مسمّات مرقومه به حقّى و سهمى كه مسمّات مرقومه در ساير ملك خانه كه داشت فعلى هذا تمامى اطاق مرقوم بتفصيل مزبور حقّ صدق و ملك طلق نظاره خواتون بنت آن مرحوم است و سائر ورثه را در آن حق و نصيبى نيست و اسقاط غبن از هر طرف ساقط شد چنانچه نظاره را در ساير ملك خانه حقّى نيست. وكان ذلک في غرّة شهر صفر المظفّر من شهور سنه 1294.

مشاهده جزئیات
نظرات مشتریان