نمونه کار های سندخوانی
عریضه برای تأیید تولیت مجاری و املاک مزرعۀ معین آباد نوش آباد مورّخ سال 1325 هجری

خوانش: هو الاحقر احمد: بشرفعرض اقدس بندگان عالى مى‌رساند در خصوص بعضى از موقوفات از مجارى و املاك و اراضى و اشجار و مستغلّات و غيره كه وقف است بر جهات و مصارف معيّنه در قباله جات وقفنامه كه در تصرّف بندگان عماد الاسلام آقاى والد روحى فداه بوده است در اين تاريخ آن بندگان معظّم توليت تمامى موقوفه كه متصرف بودهاند از مجارى و املاك و مزارع آران و مستقلّات در آن قريه و يكثمن طاق از مزرعه معين آباد نوش آباد با اراضى و اشجار به هر جهت و به هر اسم و رسم، ذُكِرَ ام لم يذكر، كلّاً و طرّاً را به اين احقر مفوّض و مرجوع فرموده‌اند من حيث كه تعيين متولّى با اين داعى باشد آنچه را مِن با ولاية الخاصّه أو العامّه متصرّف بودند به اين داعى واگذار نمودند موافق ورقه عليحدّه كه به لحاظ انور رسيد، استدعاء از الطاف مباركه آنكه بندگان عالى هم بر طبق آن نوشته حكم و اذنى در توليت مرقوم فرمائيد كه بر طبق وقفنامه هر كدام معمول شود، امركم العالى مطا[ع] مطاع، احمد. صح. [پاسخ] هو، ورقه مباركه مشتمله بر تفويض توليت موقوفات مشار اليها كه بخطّ شريف و مهر مبارك سركار عماد الاسلام و ملاذ المسلمين آقاى ملّا محمد على معزى اليه بود مطالعه شد، اين احقر نيز تفويض توليت مزبوره را به جناب شريعتمدار عمدة الفقهاء الابرار آقاى آقا ميرزا احمد سلّمه الله نمودم به همان نحو كه والد ماجدشان مرقوم فرموده‌اند. حرّره العبد حبيب الله في العشرين من ذي قعده سنه 1325: [سجع مهر:] یا حبیب قلوب العارفین

مشاهده جزئیات
سواد عریضه در خصوص تطلیق (طلاق دادن) و عزل وکیل مورّخ سال 1288 هجری

خوانش: [سواد عریضه] حجّة الاسلاما! ملجأ الاناما! معروض .. .. مى‌دارد: كه در خصوص مصالحه‌اى كه جناب قدسى القاب ملّا محمّد رضا خلف مرحمت پناه حاجى ملّا عبدالله آرانى بوكالة ثابته از جانب عفّت پناه سكينه خانم بنت مرحوم آقا ابراهيم آرانى به عزت آثار آقا على اكبر ولد مرحوم آقا رضای؟ من القريه زوج غير داخل بهاى مشار اليه تمامى نصف حقوق مهريّه و صداقيۀ مشار اليها را نقداً و جنساً، عيناً و دیناً كائناً ما كان و جميع دعاوى كه بر مشار اليه داشت بابت؟ بقعه و كوه ايّام ماضيه و دعاوى ديگر به هر اسم و رسم كه بوده باشد بانضمام مبلغ ده تومان وجه نقد از قرار بناباد بيست .. بمال المصالحه هر ادّعا و حقّى كه زوج مرقوم بر زوجه مسطوره داشت كائناً ما كان بانضمام يك سر قند جوهر نروى؟ مقبوض فى المجلس در محضر سركار حجّة الاسلامى نموده بود، و جريان صيغه مسطوره در محضر عالى شده بود و ضمن العقد شرط وكالت از جانب آقا على اكبر در تطليق مسمّات مزبوره از براى جناب مشار اليه شده بود كه مسمّات مزبوره را جناب مشار اليه بطلاق اوّل بائن مطلّقه نمايد، و با عزل نمودن وكيل مزبور را در حين تحرير كه سابع شهر رمضان المبارك سنه یکهزار و دويست و هشتاد و سه هجرى است الى سه ماه تمام هلالى در ده يوم سه ماه خيار فسخ مصالحه مرقومه با زوجه مسطوره بوده باشد اما در صورتيكه آقا على اكبر مزبور در مدّت سه ماه مزبور جناب معزى اليه را از وكالت عزل نكنند و وكيل مزبور طلاق نگويد و خود را عزل نمايد از وكالت و زوج مزبور وفات نمايد در اين صورت ده تومان را مسمّات مزبوره بورثه بايد بدهد و در اين باب حكمى مرحمت فرمودهاند كه باید ده تومان بدهد. استدعا است كه مستقلّاً حكم شرعى آن را مرقوم داريد امرکم [العالی مطاع مطاع] في شهر ربيع المولود 1288. [پاسخ] بسم الله الرحمن الرحيم. بلى امر به نهج مرقوم واقع شده لكن وقتى كسى اظهار كرده كه عمل بشرط كه طلاق باشد نشده لهذا اختيار فسخ مصالحه براى زوجه مرقومه حاصل شد و اين ايّام كه ملاحظه كاغذ و سندى كه در اين باب نوشته شده بود كردم ديگر شرط طلاق نبوده بلكه شرط وكالت در طلاق براى عاليجناب آخوند ملّا محمّد رضا بوده و آن شرط بعمل آمده است بناء عليه عمل مصالحه صحيح و لازم و عمل بمقتضاى آن لازم است زيرا كه زوج وكيل در طلاق كرده و عزل هم در مدّت مرقومه معلوم نشده پس به اقتضاى مصالحه نصف مهر ساقط شده و مبلغ ده تومان را هم زوجه بايد به ورثه زوج بدهد. حرّر ذا في 25 شهر ربيع الأوّل سنه 1288، محلّ خاتم شريف سركار حجّة الاسلام والمسلمين آقاى آقا حاجى سيّد محمّد حسينا دام فضله العالى. *** السواد مطابق لأصله حقّاً: [سجع مهر:] افوض امری الی الله عبده سید حسین الحسینی

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ سهم یورت در محلۀ درِ مسجد قاضی مورّخ سال 1266 هجری با عقدی لاحق به تاریخ سال 1281 هجری

خوانش: وبعد، صلح صحيح صريح شرعى نمود عفّت پناه فاطمه نسا خانم بنت مرحوم حاجى رحيم آرانى به بنت بطنى خود مسمّاة بشهربانو خانم بنت مرحوم كربلایى حسن عرب مقروناً بقبولها منها همگى و تمامى دو سهم از دوازده سهم يورت شماليّه مع دو سهم از دوازده سهم سردابه در تحت آن و ايوان در جلو آن و علامتگزار؟ از دو طرف مع جميع متعلّقات و منضمّات و متفرّعات و ابواب و اغلاق و پس يورت و بالا خانه فوق علامتگزار؟ و مشاعات بقدر الحصّه واقعه در خانه حاجى ابوطالب در محلّه در مسجد قاضى، غنيّه از تحديد. بمال المصالحه مقدار يك من بوزن شاه جو مقبوض فى المجلس و عقد مصالحه معتبره با جميع شرايط صحّت و اركان و قبض و اقباض، و اسقاط خيارات فاحشاً بل افحش و ضمان درك يوم بروزه و خروجه مستحقّاً للغير جارى و واقع گرديد، و تخليه يد و تصرّف مصالحه لها كتصرّف الملّاک في املاكهم بعمل آمد، بناء عليه ملك مزبور حقّ صدق و ملک طلق شهربانو مرقومه است و مدّعى خلاف قول او باطل است. تحريراً في شهر ربيع الاوّل سنه 1266.

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ پانزده یوم مشاع از چاه بیت الخلا خانه ای در میدان حاجی امین آران مورّخ سال 1320 هجری

خوانش: وبعد، صلح صحيح شرعى نمود عفّت و عصمت پناه فاطمه صبيّه مرحوم حاجى جعفر آرانى، به بندگان حضرت مستطاب شامخ الاركان حجّة الاسلام آقاى آقا ميرزا احمد مدّ ظلّه همگى و تمامى پانزده يوم مشاع از چاه بيت الخلاى واقع در خانه بندگان معزى اليه كه در بوستان خانه حاجى على بن مرحوم حاجى حسين واقع است در ميدان حاجى امين من محلّات آران غنيّةً عن التحديد والتوصيف بمال المصالحه مبلغ هشت هزار دينار قران احمد شاهى جديد الضرب. و عقد مصالحه كما هو المقرّر فى الشرع با جميع شرايط و اسقاط كافّه دعاوى محتمله و التزام ضمان الدرک يوم خروجه و بروزه مستحقّاً للغير كلّاً أم بعضاً جارى و واقع شد، و غبن در مصالحه من الطرفين الى ضِعف و نصف مال المصالحه ساقط شد، و مسمّات مرقومه اقرار بر اخذ و قبض مال المصالحه نمود، تحريراً في شهر ربيع الاوّل سنه 1320 (یا 1330؟).

مشاهده جزئیات
اجارۀ شرعیۀ تمامی رقبۀ ورثه برای انجام حجّ نیابتی ب مورّخ سال 1276 هجری

خوانش: هو امّا بعد، به اجاره شرعيّه داد عاليحضرت حاجى على خلف مرحوم آقا صفر آرانى به ورثه مرحوم آقا على اكبر ولد مرحوم استاد عبدالكريم دلّال آرانى، و هم المسمّون بـ: آقا حسين و آقا محمّد حسن و صاحبه و فاطمه بيگم و نسا خانم اولاد آن مرحوم و معصومه خانم زوجه آن مرحومه و ايشان هم قبول اجاره نمودند از او بر وفق شرع مطاع همگى و تمامى رقبه خود را كه نائب باشد از قِبَل مرحوم آقا على اكبر والد ايشان كه حجّ بيت الله الحرام را نيابةً از جانب او مرحوم بعمل آورد به حجّ بلدى كه از بلد مرحوم متوفّى كه قريه آران باشد بنيّت و قصد نيابةً از جانب آن مرحوم بسفر حج رفته و تمامى افعال واجبه حج كه واجب بر مورّث ايشان بوده و اعمال عمره آنچه شارع مقدّس واجب نموده بر او مرحوم نيابةً بعمل آورد از افعال واجبه عمره و افعال واجبه حج و قربانى نمودن و سائر آنچه مقرّر شده بتقليد مجتهد حىّ عادل بجا آورد بدون تقصير و تفريط و اهمال در واجبات حج و عمره از تاريخ يازدهم شهر رجب المرجّب تاريخ ذيل الى مدّت شش ماه تمام كه عمل حج در این مدّت تمام مى‌شود و الحاصل رقبۀ خود را به اجاره داد بجهت نيابت حجّ بلدى. بمال الاجاره مبلغ سى و يك تومان اشرفى ناصر الدين شاهى هجده نخودى ..؟ از قرار عددى يك تومان و صيغه مؤاجره مفسره جارى شد و مبلغ شانزده تومان آن را تسليم اجير نمودند. و قرار شد مبلغ پانزده تومان آن را بموجب تمسّك عليحده بعد از اياب از سفر حج با اتمام عمل وجه را تسليم نمايند و ضمن العقد شرط شد كه هرگاه عذر شرعى روى داد كه در بين راه ممكن نشود اجير ديگر نيابةً از جانب آن مرحوم گرفته در همان موضع نيابةً از براى على اكبر حج نمايد و اجرت را خود از عهده برآيد و هرگاه عذرى شرعى روى داد كه در شام نرفت و اجير نگرفت يا در مدينه عذرى روى داد يا مانع از حج در بين شد مبلغ پانزده تومان را تسلط نداشته باشد اخذ نمايد مگر آنكه اجير و نائب گرفته در همان سال حج را تمام نمايد، مجمل آنكه با اتمام عمل در اين سال تمامى وجه را گرفته است و با عذر شرعى و نگرفتن در اين سال پانزده تومان را نبايد بگيرد و با عذر غير شرعى كه ترك نمايد در بين راه از هر موضع كه ترك نموده حاجى على بقّال آرانی ضامن شد كه بعد از توديع بر منازل از عهده نقد وجه بیرون آيد و قرار شد كه زيارت حضرت رسول (ص) و ائمّه بقيع و جناب فاطمه ع را نيز نيابة از آن مرحوم بجا آورد بلكه امورات مستحبه را بقدر خواهش خود در خارج قرار داد بعمل آورد. و شرط شد كه نوشته، ممهور به مهر جماعتى از حجّاج و اعيان ايشان كه ممكن باشد بياورد که حاجى على حج را نيابةً از فلان كه آقا على اكبر باشد بعمل آورد. كان ذلک في شهر رجب المرجّب من سنه1276. [شهود:] جناب آمير عبدالباقى بيدگلى حاجى على بقّال آقا على ولد مرحوم استاد كريم آقا مهدى ولد مرحوم استاد كريم سيّد حسن صبّاغ استاد صادق صبّاغ آقا حسن ولد مرحوم آقا على اعلى؟ آقا غلام گر؟ فخّار سيّد رضای ولد سيّد جعفر وقعت المؤاجرة لديّ. حرّره: [سجع مهر:] عبده محمد مهدی ابن حسین  

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ یورت محلۀ وشاد مورّخ سال 1324 هجری

خوانش: [ابتدای سند پاره شده] .. بزوجۀ خود عفّت پناه ماه رخ بنت صدق آقا على اكبر بن حاجى حسن من القريه همگى و تمامى يك باب يورت جنوبى الجهة شمالى الباب جنب يورت حاجى محمّد باقر و جنب دالان سراى واقع در خانه آقا محمّد صادق ابو المصالح در محلّه وشاد من محلّات قريه مرقومه به انضمام كلّما يتعلّق به من الباب و الغلق وغير ذلک و سه ربع يك دنگ مشاع از شش دنگ مشاع خانه مرقومه بمال المصالحه مبلغ چهل تومان قران جديد الضرب مظفّر الدين شاهى 24 نخودى كه در ازاء قيمت پول ملك صداقى مسمّات مسطوره حساب كرد با اسقاط خيارات. و ايضاً مصالح مرقوم حسب المصالحة الشرعيّه منتقل نمود به مسمّات مرقومه مجرى المياه يك سرجه از جمله هزار و پانصد سرجه مدار قنات مزرعه طلق آباد از مزارع قريه مرقومه به انضمام دو قطعه زمين مزرعه مرقومه: الاولى قطعه سر پشته چهار قفيز دهقانى محدوده: ـ بزمين محمّد رضا بن استاد محمّد على بن استاد رحيم، ـ و به حاجى حسين قصّاب ، ـ و به حاجى حبيب ، ـ و به كاشيها. الثانيه قطعه‌ئ دشت نو چهار قفيز دهقانى محدوده: ـ بزمين حاجى حبيب ، ـ و بزمين عبدالله خافا، ـ و بوقفى ، ـ و بزمين باقر بن على اصغر بن حكيم بمال المصالحه مبلغ بيست و پنج تومان موصوف كه در ازاء قيمت مجارى صحراء صداقى مسمّات مسطوره حساب كرد با اسقاط خيارات ، كان ذلک وقوعاً فی (العشرین و الاحد) من شهر ذي الحجّة الحرام من شهور سنه1324.  

مشاهده جزئیات
تفصیل شهودی که در مجلس وصیت خیر النسا شهادت داده اند بدون تاریخ

خوانش: [ بدون تاریخ ] هو قرّة العينا! سلّمه الله تعالى، چون به من نوشتيد كه تفصيل شهودى كه در مجلس وصيّت مرحومه حاجيه خير نسا بنت مرحوم آقا رضاى عرب آرانى حضور داشتند و اداى شهادت نموده بطريقى كه از آن مرحومه شنيده‌اند در كاغذ جداگانه بنويسم بفرستم لهذا بصلاح نوشتم اين مرحلۀ از آن، تو مى‌دانى شيوع آن از جمله واضحات مثل شمس است در رابعة النهار و بتحريک بعضى معاندين و ارباب طمع اهل ديوان مانع مى‌شوند نمى‌گذارند حق ظاهر بشود و تهديدات و تلبيسات شيطانيّه بكار مى‌برند شايد مأمول ايشان بانجام رسد، خدا نخواهد گذاشت، آن كسانى كه اداى شهادت نموده‌اند و من و ديگران حضور داشتند و خود شما هم شنيديد اگرچه بعضى را بتخويف خائف نموده‌اند اين است: 1. عاليحضرت استاد حسن كه مرد امينى است و خويش آن مرحومه است شهادت داد كه در آن شب عقب من فرستاد، رفتم خواستم جناب آقا سيّد محمّد طبيب را بياورم گفت شايد به او مرا تمام نموده بنشين ، نشستم ، گفت : آب معين آباد نه سرجه و خورده وقف است بر امام حسين ع و سالهاى سال هم به من گفته بود، و ده سرجه آب تلق آباد على بار را با اراضى آن و دو جريب زمين باير منكول فاضلاب مرا، جناب ملّا محمّد على وصىّ من است و فرشه زمين را خرج حمل نعش بنجف اشرف و آب تلق آباد را خرج خود من نمايد از صوم و صلاة و ختم قرآن و غيره . 2. زوجه استاد حسن نيز متديّنه است گفت : من در آن وقت حاضر بوده‌ام، همان تفصيل استاد حسن را بدون كم و زياد گفت ، شنيدم همين را هم گفت اجاره امساله .. آقا باقر ... . 3. آقا حسین ولد آقا بابا آقا قاسم نيز اداى شهادت نمود كه من هم تفصيلى كه استاد حسن گفت همه را از او شنيدم اگرچه خوف دارد حالا. 4. حاجى على اكبر نيز به همین نحو اداى شهادت را نمود اگرچه آن را متوقف نموده‌اند الحال. 5. شاگرد حاجى رضا نيز در نزد من همین تفاصيل را گفت بدون كم و زياد گفت در پشت؟ از حاجیه خیر نسا شنیدم. 6. عاليحضرت آقا بابا حاجى شفیع آنچه را استاد حسن گفت شنيدم او هم شهادت داد كه همه را از آن مرحومه شنيدم . 7. عاليجناب سیادت مآب آقا سيّد محمّد بتفصيلى كه از حاجيه خير نسا شنيده در پشت منقول؟ بخّط خود نوشته مثل آنها است. 8. زوجه استاد آقا بابا ولد مرحوم آقا قاسم كه همسايه آن مرحومه است اداى شهادت نمود بنحو استاد حسن لكن گفت من مى‌ترسم محق نداريد. 9. شرف نسا خانم صبيّۀ حسین حاجی کتاب؟ اداى شهادت نمود بمثل استاد حسن و گفت مكرّر گفت وصىّ من جناب ملّا محمّد على است ميرزا بختیارى محمّد او عرض نمود به بهانۀ شش تومان او را متضرر كردند، بعتبات رفته است. 10. ضعیفه بانو ليلا كه حوش؟ آن مرحومه است بمثل آنها اداى شهادت نمود. 11. اقرار حاجيه خير نسا به وقفيّت آب معين آباد و وصيّت به تو و اقرار ورثه را نيز به اين و بر آب تلق آباد و زمين فاضلاب شنيدم. 12. جناب ملّا محمّد على هم نيز آنچه اقرار از او و ورثه شنيده مطابق بود به آنچه گفته. 13. والده خود مسمّی نيز در وقت كه ديدن او رفته نيز قريب به اين وصيّت گفت به من گفت آن مرحومه. 14. آقا باقر حاجى شفيع نيز گفت من همسايه او هستم در وقت وصيّت صداى او را شنيدم در آب معين آباد و ده سرجه تلق آباد و دو جريب باير منكول كه ملّا محمّد على خرج مى‌كند امّا نزديك نبودم. 15. آقا صادق مستاجر آب وقت اداى شهادت بود كه من از آن مرحومه شنيدم آب معين آباد را وقف كردم در دست [پارگی سند] باشد صرف نماید. 16. شهود حسّ جماعتى از زنان مثل زوجه حاجى على اكبر و زوجه خود ميرزا و زوجه على اكبر حاجى بودند لكن نمى‌آيند اداى شهادت بدهند خوف دارند. 17. شهود علمى بسيار است: ـ جناب ملّا محمّد حسين ـ ملّا حسن حاجى عبدالله ـ جناب ملّا محمّد رضا ـ استاد ابراهيم ـ استاد على ـ عاليشان آقا محمّد حسن ـ عاليشان خير الحاج حاجی على اكبر ـ ميرزا محمّد علی كاشى ـ شيخ محمّد ـ بلكه غالب آران. چون خواهش بعضی نوشتم تفصيل را و فرستادم و زوجه استاد حسن در تيول نوشته نشده و جمعى ديگر هم هستند نوشته نشده. حرّره الخاطى: [سجع مهر:] عبده محمد مهدی ابن حسین تفصيل چنين است كه مرقوم شده و خلافى و شبهه در آن نمى‌باشد، حرّره.

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ مبنای مطبخ که تقریباً هشت ذرع شاه است در جنب یورت بیگم در محلۀ وشاد مورّخ سال 1280 هجری

خوانش: هو امّا بعد، غرض از تحرير اين حروف خاليه از ريب و قصور آنست كه بالطوع والرغبة والاختيار دون الكلفة والكراهيّة والاجبار صلح صحيح صريح شرعى نمود عفّت پناه نسا خانم بنت مرحوم استاد اسماعيل سلمانى آرانى بعزّت قرين آقا عبدالله ولد مرحوم آقا سفر على من القريه مقروناً بقبوله منها على وفق الشرع الانور همگى و تمامى مبناى مطبخ كه تقريباً هشت ذرع شاه است واقعه در جنب يورت بیگم؟ مع حقّ الممرّ و المدخل داخله در خانه واقعه بقريه مزبوره در محلّه وشاد من محلّات قريه مرقومه مشهوره به خانه والد مصالحه مرقومه جنب حسينيّه محلّۀ وشاد در لب ميدان اسحاق و سلیمان غنيّه از تحديد لغاية الشهرة ونهاية المعرفة. بمال المصالحه معيّنه مبلغ پنجهزار دينار بناباد ناصرالدين شاهى 13 نخودى از قرار دانه پانصد دينار مصالحۀ صحيحۀ شرعيّه، مقرونه بصيغۀ عربيّه وفارسيّه ملیّه، جامعه جميع شرايط صحّت و آداب ، خاليه از كلّ نواقض و مفاسد و بطلان ، حاويه بر قبض و اقباض عوضين فى المجلس لا برسم القباله ، مشتمله بر اسقاط غبن فاحشاً بل افحش . مخفى نماناد كه حاضر شدند عزّت قرينون آقا قاسم و آقا عبّاس و آقا على اكبر و آقا حسين اولاد مرحوم آقا قربانعلى تریاکه؟ كه پيش زاد مشار اليها باشند تنفيذ مصالحه مرقومه را نمودند بناء عليه مورد مصالحه حقّ مال آقا عبدالله و مال المصالحه حقّ مال مشار اليها است پس هرگاه احدى بر خلاف مراتب محرّره ادّعا نمايد آن دعوى باطل و از درجه اعتبار ساقط و هابط خواهد بود. تحريراً في شهر رمضان المبارک من شهور سنه 1280.

مشاهده جزئیات
نظرات مشتریان