نمونه کار های سندخوانی
صلح نامۀ کلیۀ متروکات همشیرۀ متوفات از املاک و صحرا و اثاث الدار مورّخ سال 1310 هجری

خوانش: باعث بر تحرير و ترقيم اين ارقام خجسته فرجام ميمنت انجام آنست كه بالطوع والرغبة والاختيار دون الكلفة والكراهة والاجبار صلح صحيح صريح شرعى نمود آقا على اكبر ابن مرحوم عبدالحسين على نقى شهره آرانى، بعاليحضرت نيكو فطرت استاد حسن ابن مرحوم آحسن شهره من القريه مقروناً بقبوله منه على وفق الشرع الأنور همگى و تمامى دعاوى كه داشت در باب متروكات همشیرۀ متوفّات خود فاطمه خانم لا بحقّ النصف؟ چه از املاك خانه و چه صحرا و چه اثاث الدار از مس و فروش و رختخاب و البسه و غير ذلک ولو بلغ الى مائة تومان بمقدار يك من نمك موهوب فى المجلس و مبلغ ده تومان قران ناصر الدين شاهى امين السلطانى مقبوض به اعتراف او بتفصيل ذيل، مشروط بر آنكه مخارج عزا و غيرها و وصاياى آن مرحومه هرچه باشد دخلى به او نداشته باشد، و دعواى غبن خود را و دو ثلث الى مائة تومان در ضمن عقد خارج لازم با وجود آنكه باب غبن مسدود بود ساقط نمود. و الى سى سال قمرى ملتزم شرعى شد كه با ظهور فساد اين مصالحه بواسطه سبق استحقاق از عهده غرامات شرعيّه و معادل مال المصالحه مجّاناً بلا عوض برآيد بعلاوه مبلغ بيست تومان موصوف مجّاناً بدهد، و در ازاى اين مبلغ اشياء مفصّله ذيل را به صيغۀ صلح قبول نمود و دعواى غبن او را هم بالغاً ما بلغ ساقط نمود. مخفى نماند كه مسمّات مرقومه مرحومه چون در حيات خود ما يملك خود را به استثناء مخلّفات مصالحه نموده بود به استاد حسن سابق الذكر چند سال قبل از فوت خود و الزاماتى به او نموده بود و در مخلّفات او را وصى نموده بود باستصواب جناب علّام فهّام عمدة العلماء العظام آقاى ملّا محمّد على صرف مصارف معيّنه نمايد محض ارفاع به مصالح اين مصالحه واقع شد و اشياء مفصّله كه آقا على اكبر در ازاء مال المصالحه قبول نموده بود به اين موجب مى‌باشد: كرباس سفيد و چيت زرد پنج قطعه قیمت (سیاق) دستمار و چادر شب چهار صوب (سیاق) چادر سر يك صوب (سیاق) ورنيمه رنگين (سیاق) چارقد و غيره نه صوب (سیاق) البسه متفرّقه (سیاق) مسينه آلات ورق(سیاق) و آقا على اكبر مرقوم قبض اشياء مرقومه شد و كان ذا تحريراً و وقوعاً في الثامن والعشرين من رجب المرجّب سنه 1310.

مشاهده جزئیات
فروش دو اطاق تحتانی در محلۀ درِ مسجد قاضی حسب الوکاله مأخوذه در طهران مورّخ سال 1298 هجری

خوانش: هو امّا بعد حمد الله سبحانه، مخفى نماند كه بموجب وكالت ثابته محقّقه كه عزّت شعارى و سعادت آثارى آقا حسين خان خلف مرحوم مغفور آقا ابراهيم بن آقا مؤمن بن اصغر آرانى در پشت در دار الخلافه طهران از قِبَل عفت و عصمت پناه اُمّ نساء خانم بنت مرحوم حاجى محمّد صادق آرانى ساكن طهران در سفرى كه به طهران رفته بود در باب فروش و انتقال سهمى كه داشت در همگى و تمامى دو؟ اطاق تحتانی آفتاب روى واقع در خانه مشهور به خانه حاجى ابوطالب در محلّه در مسجد قاضى من محلّات قريه آران من قراى كاشان كه در پشت عقد او نموده بانضمام تواقع و لواحق و پس اطاق و ايوان پيش اطاق و سردابه تحتانى آن و جميع متعلّقات و توابع آن كه مشخّصه و معيّنه است و مشاعات آن في كلّ ما يسمّى مشاعاً في عرف أهله كه سهم او دو سهم از هفت سهم است كه خانم كوچك والده آقا حسين بن آقا حسن انتقال نمود به ولد خود و او پشت عقد مسمّات مرقومه نمود. و بالجمله آنچه حقّى و سهمى و ملكى كه از او بود پشت عقد نمود و حال ملك مسمّات مرقومه اُمّ نساء خانم بود آقا حسين خان را در دار الخلافه طهران وكيل نمود كه آن را به مبلغ ده تومان مصالحه نمايد بسركار شريعتمدار عمدة العلماء الاعلام و صفوة الفقهاء العظام و نخبة افاضل الكرام الهمام مجتهد جامع شرائط و لازم الاتّباع كه مابقى اطاق مرقوم از ايشان و بستگان ايشان بوده و تأكيد اكيد مسمّات مرقومه در انتقال سهم او به ايشان بوده و لهذا بعد از رجوع آقا حسين خان از دار الخلافه به آران در صدد انجام امر او برآمده چون مسمّات مرقومه طائعةً و راغبةً خواهش داشته به ايشان بدهد و به همين جهت صلح صحيح صريح شرعى قطعى نمود آقا حسين خان مشار اليه حسب الوكالتى كه داشت از قِبَل مسمّات مرقومه همگى و تمامى دو سهم از هفت سهم كه پشت عقد او بود و بلكه آنچه را مدّعيه بود كه از مورد مصالحه ملك من است مجموع آن را مصالحه نمود به جناب سعادت انتساب فضيلت مآب آقا ميرزا احمد ولد سعيد سركار شريعتمدار سابق الذكر، و معزی اليه ميرزا احمد نيز قبول مصالحه نمود از وى بر وفق شرع مطاع جميع ملكيّت آن را در طاق و توابع آن كائناً ما كان داشت بدون استثناء شيئى از آن كه اطاق محصور خانه معروفة الحدود است بمال المصالحه مبلغ ده تومان پول روپيه ناصر الدين شاهى بيست و چهار نخودى از قرار عددى يكهزار دينار مصالحه صحيحه شرعيّه ومعاقدۀ صريحۀ مليّه جامعۀ جميع شرايط صحّت و اركان ، مشتمله بر قبض و اقباض و تسليم و تسلّم عوضين فى المجلس جارى شد با اسقاط جميع دعواى خيارات. و غبّ ذلک حسب الاحتياط دعواى غبن مسمّات مرقومه را در مورد مصالحه اگرچه غبن او مبلغ بيست تومان باشد در ضمن عقد لازم خارج ساقط نمود و در ضمن عقد لازم خارج آقا حسين خان وكيل ثابت الوكاله ضامن شد كه هرگاه از تاريخ ذيل الى مدّت سى سال هلالى مورد مصالحه مستحقّاً للغير ظهور و بروز نمايد و حكم از اهالى شرع بر آن صادر شود آقا حسين خان خود او از عهده همگى غرامات شرعيّه او برآيد با اصل مال المصالحه. فبناءً على هذا جميع مورد مصالحه بدون استثناء شيئى از آن حقّ صدق و ملك طلق مصالح له است كه آقا ميرزا احمد باشد و احدى را در آن حقّ و بهره و نصيب نيست، و مدّعى خلاف كاذب و آثم و قول او از درجه اعتبار ساقط و هابط خواهد بود. وكان ذلک في يوم ثاني رجب المرجّب من سنه 1298.

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ جانی خانم و کوچک خانم بالمناصفه به آقا محمدحسن آرانی، یک باب خانه در محلۀ مسجد قاضی مورّخ سال 1288 هجری همراه با دو لاحقه

خوانش: هو المالک بالاستحقاق امّا بعد حمد الله سبحانه ، غرض اصلى و علّت غائى و باعث كلّى از تحرير و ترقيم اين كلمات شريفه شرعيّه واضحة الدلالات ، خاليه از شائبه و ريب و شك آنست كه از روى رضاء و رغبت و اختيار بدون كلفت و كراهت و اجبار، صلح صحيح صريح شرعى نمودند عفّت و عصمت پناهان جانی خانم و كوچك خانم بنتان مرحوم آقا عبدالباقى بن آقا كاظم آرانى بالمناصفه بعاليحضرت سعادت فطرت آقا محمّد حسن ولد مرحوم آقا آحسن آرانى، و مومى اليه نیز قبول مصالحه نمود از ايشان بر وفق شرع مطاع همگى و تمامى يك باب خانه مشهوره به خانه مرحوم حاجى خدابخش بعبارة اُخرى همگى و تمامى چهار دانگ و نيم دانگ بالاشاعه از تمامى خانه مرحوم حاجى خدابخش واقعه در محلّه در مسجد قاضى من محلّات قريه آران صانها الله عن الحدثان محدوده بحدود ذيل : ـ حدّى به خانه مرحوم مهدى آقا شرقاً ـ و حدّى به خانه حاجى رحيم منصور غرباً ـ و حدّى به خانه حاجى هادى شمالاً ـ و حدّى بمسجد قاضى جنوباً بانضمام كافّه بيوتات و مهمانخانه آن و باغچه خانه و فضاى خانه و شبستان سراى و جميع بيوتات فوقانى و تحتانى و توابع و لواحق و متعلّقات ومنقمات و شاعات من كلّ ما يسمّى مشاعاً في عرف أهله بقدر چهار دانگ و نيم مالك و بالجمله جميع آنچه ايشان حقّى و سهمى و نصيبى كه داشتند حسب الوراثة از مالك متوفّاى آن كه بحسب شرع سهم ايشان چهار دانگ و نيم دانگ بود از جميع خانه و از كلّ ما احاط به الجدران. بمال المصالحه مبلغ چهارده تومان و شش هزار دينار پول روپيه ناصر الدين شاهى بيست و شش نخودى از قرار عددى يكهزار دينار مصالحه صحيحه شرعيّه ومعاقده صريحه مليّه، جامعه جميع شرائط صحّت و اركان ، خاليه از كلّ نواقض و مفاسد و بطلان ، محتويه بر قبض و اقباض و تسليم و تسلّم عوضين فى المجلس لا برسم القبالة ، و بر اسقاط كافّه دعاوى محتمله سيّما دعوى الغبن فاحشاً كان بل افحش، و بر التزام ضمان درک يوم خروجه و بروزه مستحقّاً للغير ضماناً شرعيّاً ملّيّاً، و غبّ ذلک دعواى غبن مصالحتین مرقومتین در مورد مصالحه اگرچه غبن ايشان مبلغ يكصد تومان موصوف باشد ساقط نمودند در ضمن عقد مصالحه لازمه عليحدّه و مصالحتين مومى اليهما تخليه يد تصرّف از جميع مورد مصالحه نمودند و بتصرّف مصالح له دادند و او هم تصرّف مالكانه كتصرّف الملّاک في ملكهم و ذوي الحقوق في حقوقهم نمود، و قرار و استقرار او بر ملكيّت مصالح له گرفت. فله التصرّف فيها ما يشاء بما يشاء. و مال المصالحه را فى المجلس بالمناصفه اخذ نمودند و اقرار و اعتراف به اخذ و وصول او نمودند، فعلى جميع ما رقم و سطر مورد مصالحه كه تمامى خانه مرقوم باشد بدون استثناء شيئى از آن كه كلّ ما احاط به الجدران باشد از آبدون خانه و مهمانخانه و بستان سراى و باغچه و كلّ توابع و ملحقات آن دو حقّ صدق و ملك طلق مصالح له است و احدى را در آن حقّ و بهره و نصیبی نيست و مدّعى خلاف مراتب محرّره كاذب و آثم و قول او از درجه اعتبار ساقط و هابط خواهد بود. وكان ذلک في 25 شهر جمادى الاخرى من شهور سنه 1288.

مشاهده جزئیات
رونوشت صلح نامۀ فاطمه جان و استاد حسن حق الارث را تماماً از اراضی و نقود و اجناس و اعیان مورّخ سال 1300 هجری

خوانش: و بعد، بطوع و رغبت بدون كلفت و كراهت، دانسته و فهميده، صحيح النفس والعقل ، صلح صحيح شرعى نمود خدارت دستگاه فاطمه جان بنت مرحوم آقا قربانعلى ملّا رمضانعلى بعاليحضرت سعادت منزلت استاد حسن خلف مرحوم آقا آحسن من القريه مقروناً بقبولٍ منه على النهج الشرعي و القانون الملّى همگى و تمامى حقوق و دعاوى خود را در آنچه بحسب وراثت از جدّ اُمّى مرحوم حاجى على اكبر آرانى حقيقة ام اجمالاً ذات الحقّ بوده از مجارى و صحارى و اراضى و نقود و اجناس و اعيان و منقول حتّى الوتد فى الجدار و كلّما ينبغي أن يُسمّى شيئاً و احتمل أن يخلف كائناً ما كان وبالغاً ما بلغ، عيناً أم قيمة الى الف تومان كما موصوف بمال المصالحه معيّنة القدر و الوصف مبلغ معيّن القدر و مبلغ از قرار روپيه ناصرالدين شاهى متعارف بين البلد، و مقدار سى من بوزن شاه جوزق دست اوّل سبز برگ ، و موازى يك زوج جوال نو معاين و مشاهد پشمينه مصالحه صحيحه شرعيّه و معاقده صريحه ملّيّه بصيغه عربيّه و فارسيّه ، مشتمله بر قاطبه شرايط صحّت و ضوابط لزوم از قبض و اقباض در آنچه ذكر شد، و تسليم و تسلّم كلّ مال المصالحه نقداً و جنساً فى المجلس لا برسم القبالة، و اسقاط جميع دعاوى و خيارات محتمله لاسيّما خيار الغبن ولو بلغ الى مثل المبلغ السابق ذكره. *** مخفى نماند كه در زمان مرض الموت حاجى على اكبر فوق بعد از آنكه عفّت پناه مرقوم امضاى وصاياى آن مرحوم را و تصرّفات منجّزه يا غير منجّزه زايد بر ثلث باشد يا نباشد نمود بر نحو شرعى و احتياط حقوق خود را مصالحه نمود و اسقاط دعاوى و حقوق خود را به صلح شرعى نمود، مجدّداً همين صلح لاحق بر نحو مرقوم واقع شد، و نيز اقرار شرعى نمود كه در ضمن عقد خارج لازم بر خود الزام نمودم كه هرگاه نكول از صلح سابق نمايم مال المصالحه صلح سابق را ذات الحقّ نباشم ، و آنچه گرفتم مسترد دارم ، و نيز بر نحو لازم شرعى حسب الشرط الواقع في ضمن العقد الخارج اللّازم مسمّات مرقومه بر خود الزام شرعى نمود كه من حين التحرير الى مضى مدّت بيست سال تمام با وجود آنكه استحقاق غير و مورد مصالحه مرقومه ظاهر شود كه مستند به مسمّات مرقومه باشد علاوه بر ردّ دو مال المصالحه نقداً و جنساً و ردّ غرامات و خسارات شرعيّه معادل مبلغ بيست تومان بوصف مرقوم مجّاناً به مصالح له مرقوم بدهد و مطالبه عين و عوض آن را نكند، فبناء عليه مسمّات مرقومه را به هيچ نحو در مورد مصالحه و مخلّفات حاجى على اكبر مرقوم حقّى و بهرهاى نيست و سخن آن برخلاف ما رقم كاذب و ادّعاى از هر جهت ساقط است. و بما رقم وقع الاشهاد و التحرير في يوم شانزدهم اسفند ماه هذه السنة يونت ئيل مطابق شهر ربيع الثاني من الشهور العربيّة من شهور سنه 1300. [رونوشت سجلات] اعترفت معترفة بما نسب اليها فيه لديّ. حرّره في 22 (عى) (غش): عبده الراجي الخاطي محمّد رضا وقع ما رقم في الكتاب عندي حرّره: محمّد الحسيني اعترفت معترفة بما نسب اليها فيه لديّ. حرّره في 22 (ع2) (غش): عبده الراجي باقي الطباطبائي اعترفت بجميع ما رقم فيه لديّ يوم الجمعة 22 شهر ربيع الثاني 1300: عبده الراجی حسین ابن محمد مهدی هو. اعترفت المصالحة المزبورة معترفة بتمام ما رقم فيه لديّ. حرّره في 22 شهر ربيع الثاني سنه 1300: باقي الله كلّ فعال لمحمود اعترفت بما فيه لديّ. حرّره: احمد أقرّت بما رقم فيه لديّ. حرّره يوم الجمعة 22 شهر ربيع الثاني [رونوشت شهود:] من الشاهدين 1300: نصر الله ابن احمد الطباطبائي أنا شاهد بذلک: عبده مهدي الطباطبائي ملّا محمّد خلف مرحمت پناه: ملّا عبدالهادى ملّا محمد ولد ملّا مهدى اعترفت بما فيه لديّ: محمّد باقر الحسيني من الشاهدين حاجى جمال: عبده جمال كدخدا اسمعيل: عبده محمّد اسمعيل كدخدا محمّد طاهر: محمّد طاهر آقا رمضانعلى ولد محمّد ابراهيم ولدان حاجى غلامحسين: عبده رمضان على؛ عبده محمّد ابراهيم ابن غلام حسين سيادت انتساب آقا سيّد رضا محمّد على ابن استاد عبدالهادى استاد حسن صبّاغ ولد استاد عبدالهادى استاد حسين زوج مسمّاة مرقومه. من الشاهدين: چاوش محمّد على [لاحقه] توضيح آنكه الزامى كه در باب نكول از وصاياى حاجى على اكبر با مصالحه سابقه كه در متن اشاره به آن شده با وجود نكول نمودن مال المصالحه سابقه را که معلوم فيما بين متعاقدين هست آقا محمد حسن متن بمصرف وجوه برّ كه خود مصلحت بداند برساند. تحرير في التاريخ. عبده الراجي محمّد علي ابن مهدي محمّد الحسيني

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ یک باب اصطبل مخروبه در محله میدان حاجی امین مورّخ سال 1337 هجری

خوانش: وبعد، صلح صحيح شرعى قطعى نمود عاليقدر آقا عمو على بن مرحوم عبدالرحيم قراخان شهره آرانى به بندگان حضرت مستطاب حجّة الاسلام ملاذ الانام آقاى آقا ميرزا احمد مدّ ظلّه العالى همگى و تمامى بناى يك باب اصطبل مخروبه واقع در خانه حاجى على بن حاجى حسين در محلّه ميدان حاجى امين من محلّات قريه مرقومه، كه اين اصطبل شرقى الجهة و غربى الباب است خلف دالان سراى مرحوم چاووش محمّد على بانضمام فوقانى آن و كلّ ما يتعلّق به از حقّ الممرّ و المدخل و غيره بمال المصالحه مبلغ سه (3) تومان قران احمد شاهى رايج المعامله، و اسقاط خيارات سيّما خيار الغبن و لو بلغ من المصالح الى ضعف مال المصالحه و من المصالح له معظّم الى نصف مال المصالحه، و قبض و اقباض عوضين بعمل آمد، و ضمن العقد الخارج اللازم بر مصالح مرقوم الزام شرعى شد از حال تحرير الى مدّت پنجاه سال قمرى كه با ظهور فساد در مصالحه بسبق استحقاق الغير مورده كلّاً ام بعضاً، عيناً أم منفعةً از عهده خسارات وارده و معادل ما ظَهَر خُسرانه برآيد و عقد مصالحه و الزام بر نهج شرع مطاع جارى شد و شرايط صحّت و لزوم بعمل آمد. تحريراً في 28 شهر محرّم الحرام من شهور سنه 1337.

مشاهده جزئیات
مخاصمه نامه و رفع تشاجر در بابت چیدن بته هندوانه مورّخ سال 1353 هجری

خوانش: وبعد، تشاجر و تنازع واقع شده بود فيما بين عاليشان استاد حسين سلمانى آرانى و بين عزّت نشان آقا حسين خلف مرحوم على اصغر آرانى در بابت هندوانه‌اى كه پسر حسين از بته هندوانه پسر استاد حسين چيده بود و بعضى گفتگوها بين ايشان شده بود و از قيل و قال بسيار عمل ايشان به اصلاح قطع شد و ديگر ايشان را راه منازعه با يكديگر نيست. وكان ذلک في بيست و هشتم شهر جمادى الثانيه مطابق مهر ماه ايت ئيل از شهور قمريّه سنه 1353.

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ یک باب یورت، به نیابت از صغیره مورّخ سال 1288 هجری همراه با دو عقد لاحق دیگر

خوانش: هو وبعد، چون عزّت آثار ستوده اطوار آقا على ولد مرحوم آقا باقر زين العابدين آرانى همگى و تمامى نصف شايع از تمامى يك باب يورت شماليّه از سمت شرق مع نصفه جميع توابع و لواحق از صفه جلو و پشت يورت و بالا خانه فوق دالان كه راه بام است و ابواب و اغلاق و حقّ الممرّ و المدخل و مشاعات بقدر الحصّة و نصفه سردابه تحت يورت و جميع توابعى و لواحق آن از كنده و بالا خانه فوق كنده و جميع آنچه متعلق است به يورت مرقوم و سردابه مرقومه كائناً ما كان بدون استثناء شيئى از آن واقعه در خانه حاجى ابوطالب در محلّه در مسجد من محلّات قريه مرقومه را مرهون صبيّه مرحوم آقا اسماعيل عطّار شهره آرانى كه مسمّات است برقيّه خاتون در حال صغر او نموده بود بمبلغ معيّن موافق سند معتبر ممهور به مهر جمعى از اجلّه ثقات علماء قريه آران و در رأس موعد آقا على مشار اليه نتوانست تنخواه؟ نمك به قيّم صغيره رد نمايد، و در ضمن العقد لازم وكيل بلا عزل و وصى نموده بود قىّم صغيره را كه با حلول اجل و عدم اداء دين مرهون مرقوم فروخته استيفاء حقّ صغيره را نمايد؛ لهذا عزّت آثار ستوده اطوار آقا محمّد باقر عطّار خلف مرحوم آقا اسحاق عطّار آرانى كه قيّم صغيره مشار اليها بود با ملاحظه صرفه و غبطه صغيره صلح صحيح صريح شرعى لازم جازم نمود بعليا جناب خدارت انتساب، زبدة العفايف والمخدّرات خانم جان بنت مرحمت پناه حاجى ملّا عبدالله آرانى مقروناً بقبولها منه على النهج الشرع الأنور همگى و تمامى مرهون مرقوم فوق را بدون استثناء شيئى از آن بمال المصالحه مبلغ یازده تومان پنجهزار دينار نياباد ناصرالدين شاهى 13 نخودى از قرار عددى در پانصد دينار كه نقد تسليم نمود و بعقد مصالحه معتبره شرعيّه بالفارسيّه و العربيّه با جميع شرائط صحّت و اركان خالى از كلّ نواقص و مفاسد و بطلان ، محتوى بر قبض و اقباض و تسليم و تسلّم كلّ من مال المصالحه و ما صولح عليه فى المجلس لا برسم القبالة ، و اسقاط كافّه خيارات متصوّره و دعاوى محتمله سيّما دعوى الغبن ولو كان فاحشاً بل افحش و ضمان الدرک يوم بروزه وخروجه مستحقّاً للغير ضماناً دركاً شرعيّاً با تخليه و تصرّف جارى و واقع گرديد و غبّ ذلک بعقد مصالحه جداگان؟ شرعيّه لازمه دعاوى غبن در مورد مصالحه الى مبلغ بيست تومان موصوف ساقط گرديد و چون صغيره مرقومه در حال وقوع مصالحه على الظاهر كبيره و رشيده شده بود حسب الاحتياط خود هم حاضر شد و اجاره و تنفيذ هر دو مصالحه را نمود و نيز خود آقا على مشار اليه فوق كه راهن است حاضر شد اجاره و تنفيذ مصالحه اصل و مصالحه غبن را نمود و اظهار كمال طوع و رغبت و رضا نمود. فعلى هذا مورد مصالحه حقّ صدق و ملك طلق عليا جناب مشار اليها است و احدى را در آن حقّى و بهره و نصيبى نيست ، و مدّعى خلاف كاذب و آثم است ، تحريراً في 23 شهر ذي قعدة الحرام من شهور سنه 1288.

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ دختر دلال آرانی یورت مخروبه را در محلۀ مسجد قاضی مورّخ سال 1266 هجری

خوانش: هو امّا بعد، صلح صحيح صريح شرعى نمود عفّت و عصمت پناه اُمّ نساء خانم بنت مرحوم حاجى هادى دلّال آرانى به اخت ابوينى خود و هى المسمّات بعفّت و عصمت پناه زينب خانم، و او هم قبول مصالحه نمود از او به وفق شرع انور: تمامى نصف شايع از همگى و تمامى يورت مخروبه شماليّة المبنى و جنوبيّة الابواب آفتاب رو واقعه در خانه حاجى هادى دلّال مشهوره به خانه عبد الحسين آقا تقى در محلّه در مسجد قاضى من محلّات قريه آران كه يك باب خانه مرقومه واقع است در محاذى خانه مرحوم حاجى ابوطالب. و يورت مرقومه عبارت است از يورت اوّل آفتاب رو متصل به دالان سراى محاذى خانه حاجى ابوطالب. و خانه محدود است به: - خانه ملّا آقا بابا آقا مطهّر - و به خانه آقا حسين حاجى خدابخش - و به خانه استاد احمد كلاه دوز - و به شارع من الطرفين جميع و همگى و تمامى تحتانيّه يورت مرقوم و مطبخ واقعه در عقب يورت، و ايوانچه پيش يورت كه مخروبة الحال است، و تمامى فوقانى اسطبل واقع در عقب يورت كه فوق او مشهور است به كرشك و تحتانى كه اسطبل باشد از مال غير است و بالجمله متعلّقات و منضمات و مشاعات از تمامى خانه من كلّ ما يسمّى مشاعاً عند عرف اهله و سائر آنچه حقوقاتى كه از يورت مرقوم داشت مجموع آنچه مرقوم شد از يورت و غيرها و متعلّقات بقدر نصف كه مصالحه مومى اليها مالكه بود صلح نمود به اخت مشار اليها خود. بمال المصالحه مقدار يكصد درم جو بومی خوب مقبوض، و صيغه مصالحه معتبره مشتمله بر قبض و اقباض و تسليم و تسلّم عوضين جارى شد، فعلى هذا تمامى مورد مصالحه حقّ صدق و ملك طلق مصالح لها مشار اليها است و احدى را در آن حق و بهره و نصيبى نيست و مدّعى خلاف كاذب و آثم و قول او از درجه اعتبار ساقط و هابط خواهد بود، كان ذلک في شهر جمادى الثانيه من سنه 1266. [لاحقه] و توضيح شد آنکه يورت مرقوم بالمناصفه بود فيما بين دو خواهر كه مصالحه و مصالحه مومى اليهما باشد كه از والد ايشان حاجى هادى به ايشان رسيده بود اُمّ نسا نصفه خود را چنانچه در متن مرقوم شد صلح نمود به زينب خواهر خود، فعلى هذا تمامى يورت [ملک] زينب خانم است، تحريراً فى التاريخ.

مشاهده جزئیات
نظرات مشتریان