نمونه کار های سندخوانی
استشهادیه دربارۀ مهمان خانه حاجی عبدالرحیمدر محله وشاد مورّخ سال 1266 هجری

خوانش: استشهاد و استخبار و استعلام مى‌رود از حضرات علما و فضلا و مؤمنين و مقدّسين و مورّعين و عوام و خواص قريه آران كه هر كدام عليم و خبير بوده باشند كه مهمانخانه واقعه در جنب خانه حاجى عبدالرحيم و خانه حاجى محمّد وشادى از دو طرف كه مشهور است به مهمان خانه حاجى عبدالرحيم واقعه در محلّه وشاد من محلّات قريه مزبوره امروز حقّ طلق و مال صدق ورثه مرحوم مبرور جنّت و رضوان آرامگاه حاجى ملّا عبدالله خلف مرحمت پناه حاجى عبدالرحيم مى‌باشد اعنى عاليجناب ملّا محمّد رضا و عبدالرحيم و محمّد حسن و عفّت عصمت پناه خانم جان ، و احدى را درو بهره و نصيبى نيست و هركه بغير اذن ايشان تصرّف در مهمانخانه مزبوره نمايد بغصب و ناحق است ، شهادت خود را در بياض وريقه ثبت نمايد و به مهر شريف زينت بخشد كه عند الحاجه حجّت قاطع بوده باشد كه در نزد خدا و رسول ضايع نمىشود، كان ذلک في ثانی شهر رجب المرجّب من شهور سنة 1266. [پاسخ] (1) هو. حقير تخميناً سى سال قبل از اين تا بحال تفاصيل مهمانخانه را مطلع هستم و مالكين آنها را بعضى خود در ميان بودم و قبالجات ايشان را مهر نموده‌ام كه آن اشخاص كه مالك بودند منتقل نمودند بتفاصيلى كه موجب طول است تا زمان مرحوم مغفور جنّت مآب حاجى ملّا عبدالله غفر الله له مطلع هستم و خود فيما بين ايشان و مالك بعضى واسطه بودم كه آن مرحوم بعضى از غير بود خريدند و وجه آن را دادند، و بعض ديگر از زوجه آن مرحوم بود که تمامی مشترک بود فیما بین زوج و زوجه بتفصيلى كه قبالجات دارند و بعد از فوت مرحوم حاجى ملّا عبدالله تمامى مهمانخانه از بيوتات ثلاثه و فضاء و غيرها و ما اشتمل عليه الجدران منتقل شد بورثه مرحوم حاجى ملّا عبدالله ولكن بتفصيل و سهام مشخصه كه فيما بين ايشان معيّن است و خلافى هم در اينكه اصل مهمانخانه را كسى مدّعى باشد يا مالك باشد نبوده و نيافته‌ام و خود هم با جناب ملّا ابوالقاسم و ملّا جعفر و جناب ملّا محمّد على در تقسيم تركه مرحوم حاج ملّا عبداللّه بوديم كه مهمانخانه تقسيم شد فيما بين ورثه آن مرحوم و مالكين آن ، تابحال تحرير مطلع هستم، مالك آن هستند و خريد و فروش نشده و كسى هم نخريده ، بعض ورثه صغار و بعضى كبارند، و الحاصل ملك ورثه است و ديگرى در آن حق ندارد و تصرّف غير در آن بدون اذن مالكين آن كه ورثه آن مرحوم باشند و بدون اذن از حاكم شرع كه ولىّ صغير است يا قيّم صغير بر وجه غصب و عدوان است و شائبه در اين ندارم و تحتانيّه يورت آفتاب رو كه باب آن در خارج مهمانخانه هست ملك غائبى بوده بقول بعضى كه من آن را نمى‌دانم و ملّا ابوالقاسم مى‌گويد من نصيب در آن دارم از كيفيّت آن غائب و ملك آن خبرى ندارم و در اصل مهمانخانه اگر حال حرفى ظاهر شد محض حرف است و نزاع و لجاج و الّا مخالفى نيست و نبود تابحال. هذا ما عندي والله العالم.

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ دو پایه خانه لب جادّه در محلۀ وشاد مورّخ سال 1301 هجری

خوانش: مخفى نماند كه حسن بن على بن حاجى حسين آرانى در خلف خانه خود كه در سمت شمال آنست در قريب به ميدان كلاغ شهره در محلّه وشاد من محلّات قريه آران در فضائى كه واقع است در قريب كه حدّ شرقى آن بخانه محمّد على بن رمضانعلى بن ميرزا محمود، و جنوب آن خانه مرقومه و كوچه مابين آن واسطه است ، آن خانه مشهور به خانه حاجى رشيد دو پايه در جلو آن بنا كرده بود كه ضربى مدفون در اين دو پايه و ملك خود بزند بجهت استحكام ملك خود و سر كوچه كه متصل بمرز خانه خود است كه از آنجا داخل فضا مىشود سد نمود، و سر كوچه را ما بين دو پايه قرار داده بود و راه داخل فضا را تغيير داده بود و آقا محمّد على مرقوم و آقا محمّد بن استاد آقا بابا بن قربانعلى از جانب پسر خود كه خواهر زاده محمّد على است و خواهر ديگر آن كه حال زوجه محمّد است و سائر ورثه مرزا محمود مدّعى شدند به آقا حسن كه محلّ اين دو پايه است و محلّ عبوريكه از مابين اين دو پايه به شارعى كه در وسط فضا است متصل مى‌شود كه عرضاً سه ذرع الّا ريگى است تقريبا، و طولاً نيز سه ذرع است، كسرى بالاتر مال جدّ ما است كه امروز مال ورثه او است كه ماها باشيم، و در سند قديم معتبر داشت كه جدّ ايشان خريده سمت شرق اين فضا را كه متصل بخانه ايشان است كه عرضاً الى لب جادّه شش ذرع ما است و طولاً هفتاد و دو ذرع است. و امارات صحّت دعواى ايشان و تصرّف ايشان از قبيل نصب ميزاب و برف اندازى و حَردقه متصل باطاق ايشان ظاهر بود، و احتمال مرافق هم داشت، و حسن مدّعى بود كه اين مرافق است دخلى به شما ندارد اختياراً و با حاكم شرع است. بالاخره عمل ايشان به اصلاح تمام شد. چون حسن متضرّر مى‌شد و اين قدر تصرّف هم ضررى به عابرين نمى‌رسانيد چون شارع عام نبود ورثه مرزا محمود كه محمّد على و محمّد اصالة از خود و وكالة از سائر ورثه و اين جانب حسبة للّه حسب الاحتياط مصالحه نموديم به آقا حسن محلّ اين دو پايه را دعواى فوق اين دو پايه را بقدرى كه سواره با بار تواند عبور كند واگذارد و فوق آن را تصرّف شود و محلّ عبور راه از ما بين اين دو پايه الى محلّ عبور قديم كه ذرع شاة الّا كسرى است و طولاً سه ذرع است كسرى بالاتر بمبلغ يك تومان قران ناصرالدين شاهى 24 نخودى عددى در يك هزار دينار مقبوض فى المجلس، و قرار شد كه آقا حسن هم دكّان آن كه در خانه دارند مزاحم ايشان نشوند و بر تصرّف در اين فضاى شرقى جاده كه متصل بخانه ايشان است و اگر كسى مدّعى شود از كسان حسن رفع آن بر عهده حسن باشد. و صيغه جارى شد و مبلغ يك تومان را هم داد، بناء عليه ديگر كسى مزاحم حسن نمى‌تواند بشود شرعاً در تصرّف در محلّ مرقوم، له التصرف كيف يشاء، في هفتم شوّال سنه 1301.

مشاهده جزئیات
مراهنه (رهن و گرو)ی پانزده هزار دینار در ازای یک اصطبل مورّخ سال 1330 هجری

خوانش: از مال جناب مستطاب آقا اسماعيل سلّمه الله مبلغ پانزده هزار دينار قران احمد شاهى جديد الضرب 24 نخودى دين است بر ذمّه آقا على اكبر بن مرحوم بابائى كه در تيرماه سنه سچقان ئيل تسليم نمايد و مرهون دين مزبور نمود كه منفك نشود الّا؟ به اداء جزء اخير از دين، تمامى يك باب اصطبل شمالى الباب واقع در خانه اسب راهن در محلّه حاجى امير محدود: - بخانه استاد قاسم - و بخانه حاجى على - و به باغچه كه با حلول اجل و عدم اداء جزء اخير از دين فروخته به كم و زياد رجوع نمايد. و عقد مراهنه مشتمله بر توكيل و توصيه حياتاً و مماتاً با قبض و اقباض بعمل آمد. تحريراً في شهر صفر المظفّر مطابق 1330.

مشاهده جزئیات
وقف نامۀ مجری المیاه بیست و شش سرجه مزرعۀ آران دشت مورّخ سال 1245 هجری

خوانش: بسم الله الرحمن الرحيم الحمد للّه الواقف على الضمائر والنيّات، المطّلع على السرائر والخفيّات، والصلاة و السلام على سيّدنا الأمجد محمّد ص و آله الطيّبين إلى يوم العرصات . وبعد، غرض از تكتيب اين ورقه با‌ميمنت و بركات اينكه: عاقل كسى است كه عملى باشد كه موجب اجر اخروی و باعث نجات ابدى بوده باشد البته خود را از علايق دنيوى مهجور كند حتماً موجب رفاهيّت يوم النشور است و بهترين اعمال صدقات جاريه است كه معصوم فرموده : «إذا مات ابن آدم انقطع عمله إلّا عن ثلاث : ولد صالح يدعو له ، وعلم ينتفع به ، وصدقة جارية»، نظر به اين كلمات واضحة البركات و آيات قرآنيّه كه ذكر آنها موجب تطويل است توفيق رفيق جناب شرايع نصاب عمدة العلماء البارعين آقا حاجى ملّا عبدالله ولد ارجمند مرحمت آيات حاجى ملّا عبدالرحيم آرانی گشته قربةً الى الله تعالى و طلباً لمرضاته وقف مؤبّد شرعى و حبس مخلّد ملّى نمود همگى و تمامى مجرى المياه بيست و شش سرجه از مدار دوازدهگانه مزرعه آران دشت را با تمام منضمّات اراضی معيّنه از آن مزرعه كه تابع مجارى مرقوم است و مستغنى از توصيف است با تمام اشجار آن بر مسجد واقع در ميدان بزرگ قريه آران كه متولّى شرعى آتى ذكره آن همه ساله منافع آن را استيفا نموده بمصرف مقرّر آن برساند ولى بعد از مصارف لازمه قنات، و صيغه وقف موافق قانون شريعت مطهّره واقع شد و احتياطاً يكى از آحاد مسلمين قبول نمود، و متولّى آن را عاليجناب مقدّس القاب آخوند مهدى داماد را و بعد از آن ارشد اولاد نسلاً بعد نسل قرار داد كه مواظبت شش سرجه در حوضخانه مسجد مزبور جهت استعمالات وضو و طهارات جارى و منافع بيست سرجه آن نصف آن مال امام مسجد و نصف ديگرى صرف مرمّت مسجد بشود چون قبض شرعى بعمل آمد صارت المجاري والأرض وقفاً شرعيّاً إلى أن يرث الله الأرض، فمن بدّله بعد ما سمعه فإنما اثمه علی الذین یبدلونه. و كان الوقوع و التحرير في 17 شهر رجب الاصمّ يك هزار و دويست و چهل و پنج.

مشاهده جزئیات
عریضۀ تأیید تولیت موقوفات مزرعۀ معین آبادِ نوش آباد مورّخ سال 1325 هجری

خوانش: [ مورّخ سال 1325 هجری ] الاقل احمد: بشرفعرض بندگان عالى مى‌رساند، در خصوص بعضى از موقوفات از مجارى و املاك و غيره كه وقفند بر جهات و مصارف معيّنه در قباله جات وقفنامه از مزارع آران و يك ثمن از يك طاق از مزرعه معين آباد نوش آباد كه در تصرّف بندگان شامخ الاركان والد ماجد روحى فداه بوده است در اين تاريخ توليت تمامى موقوفه كه متصرّف بودند بهر اسم و رسم ، ذُكِرَ أم لَم يُذكَر، بهر جهت و بهر مصرف ، كلّاً و طُرّاً را به اين داعى مفوّض و مرجوع داشتند، موافق ورقه عليحدّه كه ملاحظه فرموديد. استدعاء از مكارم اخلاق كه به بندگان عالی هم بر طبق آن نوشته كه ملحوظ افتاد چه در ولايت عامّه و چه در ولايت خاصّه نسبت به موقوفات مرقومه اذن توليت مرحمت فرمائيد تا لدى الحاجه سند باشد، أمركم العالي مطاع مطاع. [پاسخ] بسم الرحمن الرحيم الحمد للّه على نعمه المتوافرة وسننه المتواترة ، والصلاة على نبيّه محمّد المؤيّد بالآيات الباهرة والحجج القاهرة ، وعلى آله المعصومين وعترته الطاهرة ، امّا بعد، موافق مرقومه مختومه بخاتم شريف بندگان عمدة المحقّقين وزبدة المدقّقين ، برهان الفقهاء، ظهير الاسلام آقاى ملّا محمّد على مجتهد آرانى متّع الله المسلمين بطول بقائه كه در اين تاريخ ملاحظه شد بر توليت موقوفات و اوقاف كه بتوليت خاصّه يا بولايت عامّه با جناب معزی اليه بوده و در تصرّف داشتهاند مفوّض و رجوع نموده‌اند بفرزند دلبند ارشد خود جناب مستطاب شريعتمدار مجتهد الزمان ملاذ الانام آقاى آقا ميرزا احمد سلّمه الله تعالى كه بزيور فضائل و فواضل آراسته و از حضيض تقليد قدم به اوج اجتهاد و ايقان گذارده است فبناء عليه كافّه مجارى واراضى و اشجار و عقار و غيره كه در عداد موقوفاتى است كه توليت آنها خاصّه او عامّه با بندگان معزی اليه بوده اليوم توليت آنها مفوّض و راجع است به جناب شريعتمدار آقا ميرزا احمد معزی اليه و تصرّف ديگرى در آنها بدون اجازه معزی اليه حرام است ، حرّره العبد الفاني المعروف بالمحقّق الكاشاني في الخامس من العشر الثالث من شهر ذي قعده 1325: [سجع مهر:] محمد حسن بن نصرالله الموسوی  

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ قطعی زمینی در محلۀ میدان حاجی امین به مقدار یک من نمک حومۀ آران که فی المجلس بخشیده شده مورّخ سال 1332 هجری

خوانش: وبعد، صلح شرعى قطعى نمود عفّت پناه معصومه صبيه مرحوم حسن بن عليسلطان آرانى به بندگان حضرت مستطاب حجّة الاسلام ، ملجأ الانام ، آقای آقا ميرزا احمد مدّ ظلّه العالى تمامى زمينى كه عرضاً بقدر يكخشت و طولاً بقدر پنج زرع مىشود تقريباً كه حاليه جزء پايه جديد البناء بندگان مصالح است كه محاذى جنوبى اطاق مصالحه است در خانه حاجى على بن حاجى حسين در محلّه ميدان حاجى امين من محلّات قريه آران بمال المصالحه مقدار يكمن نمك حومه آران موهوب فى المجلس ، و عقد مصالحه با جميع شرايط صحّت جارى شد تحريراً في شهر ذي القعدة الحرام سنه 1332.

مشاهده جزئیات
نقل و انتقالات خانه ای در محلّۀ درب مسجد قاضی آران همراه با عقد عُمری مورّخ سال 1334 هجری

خوانش: وبعد، بتاريخ دو سال و نيم قبل بموجب مصالحه شرعيّه قطعيّه منتقل نمودم اين راقم الحروف اقلّ الانام احمد بن خلد مقام آقاى ملّا محمّد على آرانى طاب ثراه به نور چشمى و ثمره فؤادى آقا مهدى حفظه الله تعالى من جميع الدواهى والبوائق وشدائد الدارين همگى و تمامى يك دنگ بالاشاعه از جميع يك باب خانه جديدة البناء مشهور بخانه حاجى خدابخش در محلّه درب مسجد قاضى من محلّات قريه مرقومه چه از اندرون خانه و چه از ميهمان خانه و چه از باغچه. و بالجمله سدس بالاشاعه از شش سدس از اصل خانه و ميهمان خانه و باغچه و ابواب و اغلاق و غير ذلک. بمال المصالحه مقدار بيست من بوزن شاه نمك سفيد حومه آران كه هبه نمودم، و عقد مصالحه جارى شد و شرائط لازمه ملحوظ شد. و بتاريخ ذيل ايضاً بموجب مصالحه شرعيّه قطعيّه منتقل نمودم به نور چشمى آقا مهدى حفظه الله تعالى من جميع شدائد الدارين همگى و تمامى باغچه متصل باندرونْ خانۀ خانۀ مرقومه كه محدوده بخانۀ استاد قاسم بن آقا باقر، و بخانۀ حاجى على ، و بخانۀ بابائى باستثناء شش ذرع عرض و هفت ذرع طول از جنب خانه استاد قاسم كه محاذى مىباشد با اطاق بيرون مهمان خانه كه مىخواهم بيت الخلاء كنم بجهت اندرون خانه، و همگى و تمامى دو باب اطاق جديد البناء جنب يكديگر بفاصله يك راه گذار كه داخل هستند در ميهمان خانه خانه مسطوره مع جميع ما يتعلّق بهما من الممرّ والمدخل ، وهمگى و تمامى غلامگذار بين دو اطلاق مرقوم ، و همگى و تمامى دو باب اصطبل تحتانيّه دو اطلاق مرقوم و كاه دان و آغل دان اصطبل متصل بتحتانيّه اطلاق ورثه حسين بن جعفر بانضمام حق الممر والمدخل وكلّ ما يتعلّق بهما بمال المصالحه مقدار يك من بوزن شاه نمك سفيد حومه آران كه هبه نمودم. *** و غبّ ذا بعمرى داد نور چشمى آقا مهدى حفظه تعالى بخود اقلّ الانام احمد مقروناً بقبولي منه على النهج الشرعي الأنور و عقد مصالحه شرعيّه قطعيّه جارى شد و همچنين عقد عمرى جارى شد و شرائط كافّه ملحوظ شد. وكان ذلک وقوعاً و تحريراً في اليوم التاسع من شهور ذي الحجّة الحرام من شهور قمريّه عربيّه معروفه سنه 1334.

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ کلاه دوز آرانی دربارۀ دعاویِ خرابۀ محاذی مسجد ملا علی مورّخ سال 1312 هجری

خوانش: وبعد، صلح صحيح شرعى نمود عزّت قرين مانده على بن مرحوم آقا على بن استاد احمد كلاه دوز آرانى ، بعزّت نشان استاد حسن بن آحسن همگى و تمامى دعاوى و حقوقى كه ادّعا مىنمود در خرابه محاذى مسجد مرحوم ملّا على جنب خانه رمضانعلى عبدالحسن كه حسب الارث از مرحوم خلد مقام حاجى ملّا على بمن رسيده بملغ شانزده هزار دينار قران ناصرالدين شاهى 24 نخودى كه یکتومان آن را نقداً باو داده و شش هزار دينار را در حواله حاجى حسين بن جعفر على احسن نمود و صيغه جارى شد، و چون مورد مصالحه مشهوره بخرابه ملّا على بود و اليوم معلوم نبود كه مالك آن كيست و مصالح كه نبيره دخترى مانده على برادر آن خلد مقام بود مدّعى بود كه حسب الارث بمن رسيده و وارث آن امروز منحصر بمن است مدّتى نزد راقم الحروف مرافعه كردند يكقدرى از آن در تصرّف عبّاس بن على اكبر بن رمضان عبدل بود و مدّعى ملكيّت بود و قدرى از آنهم موافق گفته بعضى از ميرابىها مال غائب بود لهذا اليوم حكم مجهول المالك داشت چون مالك حالى شرعى ثابت نبود سالها خرابه افتاده بود متصرفى در آن نبود در آن معلوم نبود بجز اينكه مشهور بود بخرابه ملّا على و بعض هم مدّعى وقفيّت آن بر مسجد بودند آنهم سندى كه قابل حكم بر آن باشد در دست نبود چون مانده على فقير بود و بر فرض مجهول المالك بودن مستحقّ آن بود، اين جانب محض اطلاع باو گفتم ادّعاى غير ثابت خودت را خود با وجود معارض بودن مدّعى وقف و غائب باين مبلغ مصالحه كن چون با اين حال مشترى زائد بر اين نداشت لهذا باين مبلغ مصالحه شد بناء عليه مورد مصالحه محكوم بملكيّت استاد حسن است. فى ثامن رمضان المبارک سنه 1312.

مشاهده جزئیات
نظرات مشتریان