نمونه کار های سندخوانی
اجاره نامۀ یکباب دکان صبّاغی وقفی در محلۀ وشاد قریۀ آران، بمدت سه سال شمسی مورّخ سال 1327 هجری

خوانش: باجاره شرعيّه قبول نمود اوستاد سليمان، ولد استاد على از جناب بندگان شريعت مدار افقه الفقهاء العظام آقاى حجة الاسلام آقاى آقا ميرزا احمد دام اجلاله حسبةً للّه باذن جناب آقا مهدى سلّمه الله. همگى و تمامى يكباب دكّان صبّاغى وقفى واقعه در محلّه وشاد من محلّات قريه آران: ـ حدّى بخانه آقا سيّد عبّاس ـ بشارع ـ بدوكّان ملّا رمضانعلى ـ بخانه آقا سيّد على. بانضمام پنج عدد خمر، و دو عدد تقار بزرگ، و يك عدد تقار نيل ساب و چرخ چاه و جميع ما يتعلّق به. از پانزدهم آبانماه هذه السنه اودئيل الى انقضاء مدّت سه سال شمسى تمام. بمال الاجاره هر سالى مبلغ سه تومان و ششهزار دينار فضی روپيه احمد شاهى 24 نخودى. مؤاجره صحيحه صريحه شرعيّه بصيغه عربيّه و فارسيّه جامعه جميع شرايط صحّت و اركان. و ضمن العقد خارج لازم شرط شد كه مال الاجاره را قسط الشهور بجناب موجر كه جناب آقا مهدى است بدهد، ماليّات ديوانيّة بر عهده مستأجر است، مخارج بنّائى دكّان مرقوم از يكهزار دينار الى سه هزار بر عهده مستأجر است، اگر از سه هزار دينار زيادتر بشود بر عهده جناب موجر است. و شرط شد كه هرگاه چنانچه در آخر هر ماهى اجاره را نرساند روز بعد اختيار فسخ با خود موجر است الى سه يوم، صيغه اجاره .............................................. شرط کرد در سال آخر جناب موجر مبلغ هشت هزار دينار .............................................[عکس ناقص است] موجر جناب آقا مهدى باذن و اجازه جناب بندگان شريعت.. آقاى آقا ميرزا احمد دام اقباله به نرسيدن آخر هر ماهى سه روز بعد اختيار با جناب موجر است. فى التاريخ . [سجع مهر:] عبده احمد ابن محمد علی ابن سعید؟

مشاهده جزئیات
اجاره نامۀ یکباب دکان صبّاغی در محلۀ سرکوچه بمدت پنج سال شمسی مورّخ سال 1343 هجری

خوانش: وبعد، قبول اجاره شرعيّه نمود از حضرت مستطاب حجّة الاسلام والمسلمين فخر المحقّقين آقاى آميرزا احمد مدّ ظلّه العالى، عزّت نشان استاد ابوالقاسم بن استاد محمّد رضا حلّاج آرانى همگى و تمامى يكباب دكّان صبّاغى جنوبىُّ الجهة شمالىُّ الباب، واقعه در محلّه سركوچه من محلّات قريه آران كه محدود است: ـ بدكّان حلّاجى خود مستأجر، ـ و بدالان شترخانه، ـ و بشارع بانضمام چهار عدد خم منصوب در آن بدون ماداب، و چهار عدد تخته درب خم، و يكعدد آب گردان مس، و يكعدد چوب كاركوب، ويكعدد چوب خم، و دو عدد چوب كينجك با غرغر، و سه عدد تقار بزرگ. ابتدا از يوم اوّل ديماه جلالى هذه السنه سيچقان ئيل الى مضىّ مدّت پنجسال تمام شمسى كامل الايّام والشهور. بمال الاجاره هر سالى مبلغ سه تومان قران احمد شاهى. و حسب المقرّر مبلغ پنج تومان از باب مال الاجاره مستاجر مزبور نقداً تقديم حضرت بندگان نمود كه در دو سال اوّل از وجه مال الاجاره كسر گذارده و بقيه را هم تا آخر مدّت برساند. و صيغه شرعيّه جارى و واقع گرديد، و در ضمن العقد شرط شرعى شد كه آنچه مخارج لازمه باشد از بنّائى و مرمّت و اندود كارى و اساسيه و لوازم دكّان، مستأجر مزبور متحمّل شود، و در ازاى مال الاجاره محسوب بدارد. وكان وقوعاً في شهر جمادى الأُولى من شهور سنه 1343.

مشاهده جزئیات
مصالحه نامه دكان علّافى محلّه وشاد مورّخ سال 1275 هجری

خوانش: وبعد، بموجب مصالحه شرعيّه قطعيّه منتقل نمود جناب علم العلماء الاطياب آقاى حاجى ملّا عبد الله مصالح له، به حفيد سعيد رشيد خود محمّد على فرزند جناب شريعتمدار آخوند ملّا محمّد مهدى آرانى سلّمه الله تعالى مقروناً بقبول وليّه المرقوم، همگى و تمامى مورد مصالحه ظهر را بدون استثناى شيئى از آن. بمال الصلح مقدار يكمن بوزن شاه نمك سفيد حومه آران كه هبه نمود. و فى ضمن العقد قرار شد ولىّ مصالح له با صغر آن و خود مصالح له با كبر آن بمقتضاى ما رُقم فى الظهر رفتار نمايد. وكان ذلک وقوعاً وتحريراً في پانزدهم شهر شعبان المعظّم سنه 1275.

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ دو باب دکان علافی در جنب مسجد وشاد مورّخ سال 1250 هجری

خوانش: وبعد، صلح صحيح شرعى نمود خير الحاجّ والعمّار حاجى على ابن حاجى حسين آرانى، بجناب مستطاب نخبة العلماء والفضلاء حاجى ملّا عبدالله زيد شأنه،، خلف مرحوم آقاى حاجى ملّا عبدالرحيم من القرية، مقروناً بقبوله منه، بر تمليك و تسليط در تصرّفات مالكيّت. همگى و تمامى دو باب دكّان علّافى شرقى الجهة غربىُّ الباب واقع در جنب مسجد وشاد من محلّات قريه آران بانضمام متعلّقات آنها از باب و غلق و غيرهما، بمقدار يكمن سنگ شاه نمك حومه آران كه آن را هبه نمود. و فى ضمن العقد مقرّر شد كه جناب مصالح له مرقوم از تاريخ ذيل السطور الى انقضاء غايت يكصد سال مصالح له كه هر سالى يكتومان قران محمّد شاهى صرف مسجد وشاد مرقوم كند از قبيل بنائى و روشنائى مسجد و غيره بنمايد، و ثواب آن را ايثار بروح پدر مصالح نمايد. و صيغه شرعيّه با كافّه شرايط لازمه جارى شد. وكان ذلک وقوعاً وتحريراً في يازدهم شهر شوّال المكرّم من شهور القمرى سنه 1250.

مشاهده جزئیات
استشهادیه موقوفات مسجد قاضی و چند مسجد دیگر از جمله در خصوص قپانهای وقفی مربوط به سالهای 1229، 1254 و 1262 هجری

خوانش: وبعد، چون عاليجناب مرحمت و غفران مآب حاجى عبدالرحيم ولد مرحوم شيخ ابوالقاسم آرانى شرحى در باب قپانهاى وقف نوشته بودند خواستم تجديد كنم آنرا بشهادت شهود تا از اندراس محفوظ باشد. و تفصيل خطّ ايشان اينست : ]تفصیل استشهاديه :[ امّا بعد، غرض از تحرير اين حروف آنست كه چون در قديم الايّام يكحلقه از قپان ميان ده و بارانداز ميدان بزرگ و كوچك كه در جنب ميدان بزرگ واقع است وقف مسجد قاضى و مسجد ملّا شكر الله و مسجد بالا ده و مسجد زير ده و مسجد بابا حاجى بود كه هر ساله اجرت آن صرف روشنى مسجدها مى‌شد، و يكحلقه و نيم از قپان و ميدانهاى مذكور ملك ورثه حاجى شكور و ورثه حاجى ابراهيم شتر شهره بود و قاطبه دو ورثه در نزد حقير اقلّ الطلبه عبدالرحيم بن المرحوم شيخ ابوالقاسم وقف مسجد قاضى نمودند، و بتصرّف اقلّ الطلبه دادند، و اقلّ الطلبه دو سال به آقا على رضا باجاره داده و اجاره آنرا داده صرف موقوف عليه شد. بناءً عليه از نوروز ايت ئيل سنه 1229 دو حلقه و نيم و دو سهم ميدانها را حسبةً بعاليشان معلّى مكان آقا محمّدسليم خلف مرحمت مآب آقا محمّد على در مدّت يكسال باجاره دادم، بمال الاجاره مقدار پنجمن بوزنشاه روغن چراغ كه به هر مسجدى يكمن رساند، و مبلغ پانزده هزار از قرار روپيه دو مثقال و ربعى فتحعلى شاهى در آن سال؟ كه بمسجد قاضى رساند، و روغن چراغ را اوّل ديماه و نقد بقسط الشهور. و چون قپان ميدان در مسجد قاضى وقف مسجد قاضى و حسينيّه در مسجد مزبور يعنى قاضى است بالمناصفه آن را نيز در مدّت يكسال فوق بعاليشان فوق باجاره دادم بمبلغ چهار تومان فوق كه اوّل محرّم الحرام دو تومان آن را در حسينيّه مرقوم صرف اخراجات تعزيه ابا عبدالله الحسين نموده و دو تومان مابقى را بمباشرين امور مسجد رساند كه صرف تعمير مسجد نمايد، فمن بدّله بعد ما سمعه فإنّما اثمه على الذين يبدّلونه. وبه وقع الإشهاد، استدعا كه هر كه بهر چه اطلاعى بهم رسانيده آن را در حاشيه رقمى نمايد. فى شهر ربيع الاوّل من شهور سنه 1262. ] واگذارى دوم :مصالحۀ بیست و دو ساله[ وبعد، مخفى نماند كه اهالى شرع از مجتهدين نافذ الحكم جامع الشرائط علماى كاشان منافع دو حلقه و نيم و دو سهم از شش سهم از تمامى دو ميدان بزرگ قريه آران را مع ميدان كوچك آن را كه واقع است در جنب دكّان حدّادى و نعله بندى و بقّالى و خانه قميان؟ از حال تحرير الى مدّت بيست و دو سال شمسى منتقل نمودند بعنوان مصالحه مع متعلّقات آنها بعاليجناب ملّا محمّد حسن ولد حقير غلامرضا بن ملّا محمّد على آرانى، بمال المصالحه هر سالى موازى سى و چهار روپيه سلطانيه ظلّ اللهى حال تحرير بيست و هشت نخودى كه هر ساله در وسط آن وجه را صرف روغن چراغ مساجد خمسه مرقومه متن كند. و صيغه مصالحه هم خواند شده. و امّا يكحلقه قپان در مسجد قاضى پس منافع آنرا منتقل نموده‌اند بمومى اليه هر سالى بمبلغ شش تومان روپيه موصوفه كه آنرا در عرض سال صرف مسجدات و حسينيّه كند كه ثلث آن صرف حسينيّه شود، و تاريخ مواجره آن بموجب قباله عليحده از نوروز سنه ايت ئيل است در شهر شعبان از شهور سنه 1254. و تقرير اين وريقه در بيستم ربيع الثانى است از شهور سنه 1262. [شهادات شهود:] 1. آنچه در ضميمه مرقومه مسطور است مطابق با اصل كه بخطّ مرحوم مبرور حاجى عبدالرحيم (ره). حرّرها ]سجع مهر:[ عبده ابن حسين محمدمهدى 2. مضمون مزبور بتفصيل مرقوم مطابق است با نوشته جناب رضوان مآب جنّت اياب حاجى عبدالرحيم. حرّرها ]سجع مهر:[ عبده الراجى محمدعلى بن حسن 3. مخفى نماند كه هفت سهم است بدل شش سهم از مرافق دو ميدان مذكورين و سهو نوشته شده. 4. مضمون مرقوم مطابق است با نوشته جناب مرحمت مآب رضوان اياب ابوى‌ام ]سجع مهر:[ عبده على بن ابوالقاسم 5. مضمون مرقوم مطابق است با نوشته جناب مرحمت مآب رضوان اياب ابوى‌ام ]سجع مهر:[ عبده الراجى محمد جعفر 6. مضمون مرقوم مطابق است با نوشته جناب مرحمت مآب و رضوان اياب جدى‌ام ]سجع مهر:[ عبده محمدرضا ابن عبدالله  

مشاهده جزئیات
اجاره نامۀ یکدر دکان عطاری در بازار مسجد قاضی بمدت سه ماه و بیست یوم دیگر یعنی نوروز سلطانی مورّخ سال 1328 هجری

خوانش: قبول اجاره شرعيّه نمود از جناب مستطاب عمدة العلماء ونخبة الفضلاء، شريعت مدار، ملّا غلامرضا ابن خلد مقام جنّت مكان ملّا محمّد حسن طاب ثراه، آقا حسين ابن جناب مستطاب فضائل مآب، علّام فهّام آقاى آميرزا أبو تراب أخوى موجر، همگى و تمامى يكدر دكّان عطّارى واقعه در بازار مسجد قاضى جنب مسجد مرقوم غنيه از تحديد و توصيف. از حال تحرير كه غرّه ذى الحجّه است الى مدّت سه ماه و بيست يوم ديگر كه نوروز سلطانى خواهد بود. بمال الاجاره مبلغ سه هزار دينار قران سلطان احمد شاهى 24 نخودى رواج. و صيغه اجاره واقع شد و شرائط آن مرعى گرديد، و قبض و اقباض بعمل آمد، بتاريخ غرّه شهر ذى الحجّه من شهور سنه 1328.

مشاهده جزئیات
استشهادیه در خصوص پانزده سرجۀ موقوفۀ مزرعۀ خرم آباد مورخ 1309 هجری

خوانش: شريعت مدارا! بعرض مقدّس جناب عالى مىرساند در باب مجارى پانزده سرجه آب خرّم آباد من مزارع قريه آران با اراضى تابعه آن كه مرحوم حاجى ابوطالب جدّ ابى حقير وقف بر مسجد قاضى شهره آران نموده موافق نوشتهجات معتبره و اسناد متقنه محكمه سابقين و توليت آن را مادام الحياة با خود و بعد از خود با ارشد اولادش نسلاً بعد نسل قرار داده است و در سنوات سابقه از همان عصر وقفيّت تاكنون بعد از فوت مرحوم حاجى ابوطالب هركس ارشد اولاد مرحوم حاجى ابوطالب بوده متولّى و متصرّف آن عرصه بوده است و تقريباً در بيست تا سى سال قبل كه مرحوم والد حيات داشتند و با مرحوم ملّا محمّد على عمو زاده و معاصر بودند بحكم علماء اعلام سابقين و مجتهدين سالفين راشدين كلاهما متولّى مجارى مرقومه بودند تا زمانيكه عموى مرقوم مرحوم شد عاليجناب شيخ محمّد فرزند آنمرحوم در مقام دعواى توليت بوراثت از والدش برآمده خدمت بندگان خلد آشيان مرحوم حجّة الاسلام آقاى حاجى ملّا محمّد نراقى طاب ثراه ترافع حضورى نموده مجاب شد و حكم فرمودند باينكه توليت خاصّه مرحمت مآب ملّا محمّد مهدى والد حقير است و بعد وفاته رحمه الله اجلّه علماء اعلام و ركن ركين از مجتهدين عظام حكم فرودند باينكه چون اليوم تو ارشد اولاد واقف مرحوم حاجى ابوطالب مىباشى لهذا اليوم توليت خاصّه تو مىباشد و نظر باينكه در چند سال قبل تاكنون عاليجناب شيخ محمّد را من باب گرفتارى و بىمجالى خود وكيل و مأذون نموده بودم كه رتق و فتق در مجارى و اراضى متعلّقه بآن مجارى نمايد در اجاره دادن و اخذ مال الاجاره و صرف آن در مصارف مقرّره واقف و در اين مدّت خيانتهاى فاش واضح بيّن نمود و جماعتى از معتبرين آران بر او مدّعى شدند و خلاف امانت و ديانتش آشكارا شد او را از دخالت در امور اين موقوفه خلع و معزول نمودم استدعا اينكه با وجود اسناد و احكام كه ملاحظه فرموديد و با وصف اطلاع بر لياقت اولاد حاليه واقف آنچه مطابق شرع و حكم الله تعالى شأنه است مرقوم و بخاتم مبارك مختوم فرمايند، في صفر الخير سنه 1309. (پاسخ): بسم الله تعالى. بلى در سابق حقير نوشتهاى در اين فقره دادهام و ولى قبل از ملاحظه بعضى از احكام صادره از بعضى از فقهاء عظام كثّر الله امثالهم بود و چنين گفته شد كه متولّى از بابت اين فقره موقوفه معيّن شده بعد ذلک احكام مسطوره را از آنجمله حكم محكم بندگان خلد آشيان طاير روضات جنان حجّة الاسلام آقاى حاجى ملّا محمّدا نور الله مرقده كه بخطّ شريف خود صريحاً قلمى فرموده بودند كه واقف متولّى تعيين نموده علاوه بر اين در ذيل حكم خود قلمى فرموده كه توليت بارشد اولاد واقف است علاوه بحكم بندگان معظّم اليه احكام ديگر ملاحظه شد در ا ين باب بناء عليه چون الحال جناب شرايع آداب سائل دام فضله ارشد اولاد واقف است توليت موقوفه مفوّض بآن جناب است و بمقتضاى شريعت مقدّسه كسى را نمىرسد مزاحم ايشان شود. حرّره في 12 شهر ربيع المولود من شهور سنه 1309: [سجع مهرٍ:] عبده الراجی عبدالغفور بن ابی القاسم

مشاهده جزئیات
استفتاء درباب یکباب باغچۀ اختصاصی و حقابه مورخ 1301 هجری

خوانش: بشرف عرض ملازمان عالى مىرساند كمترين ميرزا احمد كه در باب يكباب باغچه خانه اختصاصى ما كه از مجارى يكدنگ آب از لايه؟ شربهاى آب مىشود و بعضى معترضين كه قدرى از اين مزرعه مالك هستند و از اين دنگ بهيچوجه حقّى ندارند نظر باينكه بايد اهل اين طرف ده بجهت حوضها و حمّامها و باغچهها و انبارها و رش اقرصه و استعمالات ديگر از تطهير و غيره شرب نمايند و علاوه بر آنكه حقّ موهومى خود را وقف بقعه متبرّكه حضرت شاهزاده هلال بن على عليه السلام نمودهاند كه هرچه از استعمالات مردم فاضل آمد در خارج قريه زراعت شود اجرت آن صرف روشنائى بقعه متبرّكه بشود موافق وقف نامه معتبره با وجود اين مانع مىشوند در آب برداشتن لهذا بندگان عالى حسب الاحتياط بموجب ولايت شرعيّه و استصواب عاليجنابان ملّا لطفعلى و ملّا محمّد حسين كه از جانب شما و جمعى از احكام شرع منصوبند بتوليت آن بقعه مصالحه نمودید حق الشرب از اين يكدنگ بقدريكه حاجت اين باغچه باشد الى مدّت پنجاه سال شمسى ابتداء از اوّل فروردين ماه هذه السنه پيچى ئيل مطابق جمادى الثانى تاريخ هجرى كه هر سالى مبلغ پنجهزار دينار به متولّى آن بقعه كه شما بفرمائيد بدهم صرف روشنائى آن بقعه نمايند و احتياطاً از اهل آن مزرعه و مستأجرين و شاربين اين يك دنگ كه بعد از اين ظاهر باشد الى اوّل بقعه متبرّكه و ضمن العقد الخارج وكيل بلا عزل نمودند مرا كه با انهدام باغچه با عدم شرب اين آب بجهتى از جهات ذمّه خود را از اجاره آنسال برى نمايم با اين حالت كسى تسلّط ممانعت دارد از شرب اين يك دنگ باشد، مستدعى آنكه حكم شرعى آن در صدر عریضه مرقوم و بخاتم شريف مختوم فرمائيد إنّ الله لا يضيع اجر المحسنين. (پاسخ): بسم الله خير الأسماء. بلى بمقتضاى اين مصالحه مرقومه و اذن شاربين خانهاى بعد از اين باغچه سرا و اذن جماعتى از مالكين مزرعه سائل تسلّط آب برداشتن الى مدّت پنجاه سال شمسى از تاريخ اوّل فروردين پيچى ئيل مطابق تاريخ هجرى ذيل دارد و شرعاً كسى تسلّط مزاحمت ندارد نه مالكين و نه شاربين پائين ده بعلاوه آنكه ظاهر تصرّف اين سمت قريه در نهرها و باغچهها آنست كه حقّ الشرب دارند چنانچه از نوشتهجات قديم هم چنين معلوم مىشود و بتواتر از اسلاف اين طبقات نقل شده، في رجب المرجّب من شهور سنة 1301: [سجع مهرٍ:] عبده الراجی محمدعلی ابن مهدی

مشاهده جزئیات
نظرات مشتریان