نمونه کار های سندخوانی
عریضه در باب اطاق علی آباقری که یکصد سال است محل عبور بوده بدون تاریخ

خوانش: بشرفعرض عالى مى‌رساند (اين كمينه بنت خلد مقام ملّا محمّد على طاب ثراه) در باب اطاق شمالى الجهة كه واقع در خانه حاجی ابوطالب در محلّه دربه مسجد قاضى مشهور است اطاق مذكور به اطاق على آباقرى كه جنب اطاق اين كمينه است كه ايوان جلو اطاق مرقوم محلّ عبور اطاق كمينه است از صد سال قبل الى كنون محلّ عبور اين اطاق بوده كه اظهر من الشمس است ، حاليه همشيره آقا ميرزا صدر الدين مى‌خواهد دو طرف ايوان كه محلّ عبور است در كار بگذارد جنابعالى علم كامل داريد و هرگز در آنجا در هيچ طرفى در نبوده ، متمنّیه آنچه را علم داريد و يقين داريد كه حق ندارد در كار بگذارد و محلّ عبور بوده حقيقت را درين ورقه مرقوم فرماييد كه بطلان او معلوم شود، عند الله عند الرسول ضايع نخواهد شد. [پاسخ] هو. معلوم است حقّ منع عبور و مرور را ندارند، راه اطاق وسط از اينجاست كه بايد از پله اطاق على آباقر بيايند و بروند و در نبوده است در قديم . حرّره الخاطى: [سجع مهر:] عبده محمد جعفر بن محمد حسن

مشاهده جزئیات
اجاره نامۀ فضای یک دنگ خانه در محلۀ درِ مسجد قاضی مورّخ سال 1276 هجری

خوانش: به اجاره شرعيّه داد عفّت پناه معصومه خانم بنت مرحوم ملّا آباباى حلّاج آرانى به عاليجناب فضايل مآب قدسى القاب ملّا محمّد مهدى من القريه، و مومى اليه نیز به اجاره شرعيّه قبول نمود همگى و تمامى يك دنگ شایع از كلّ شش دانگ فضاى خانه واقعه در محلّه در مسجد قاضى مشهوره به خانه آقا بابا كه طولاً منتهى مى‌شود از جانب جنوب به ستوناى يورت پيشكم، و شمالاً به خانه حاجى هادى، و عرضاً منتهى مى‌شود از سمت غرب به حصار خانه آقا حسين حاجى خدابخش، و از سمت شرق منتهى مى‌شود به حصار خانه كه به شارع عام واقع است با حصار. و بالجمله آنچه را كه در فضاى خانه واقع است به اجاره داد بموضع حصار يك دانگ او را به جناب معزى اليه مزبور بمال الاجاره مقدار صد درم بوزن شاه جو بومى بى عيب كه در مجلس قبض نموده ، مؤاجره صحيحه شرعيّه اسلاميّه بشرايط مقرّره در شرع انور به مدّت ده سال تمام هلالى ابتدا از يوم اوّل محرّم الحرام هذه السنه قوى ئيل كه مطابق سنه يك هزار و دويست و هفتاد و شش هجرى مىباشد و به وقع الاشهاد، تحريراً في شهر محرّم الحرام من شهور سنه 1276.

مشاهده جزئیات
عقد مصالحۀ ربع بالاشاعه از یک دانگ مبال واقع در یورت سرای حاجی علی در میدان حاجی امین آران مورّخ سال 1334 هجری

خوانش: وبعد، بموجب عقد مصالحه لازمه شرعيّه منتقل ساخت به جناب مستطاب شريعتمدار، عمدة الفقهاء الاخيار حجّة الاسلام آقاى ميرزا احمد سلّمه الله عفّت پناه هاجر خواتون صبيّه عزّت مآب آقا سلطان بقّال آرانى زوجه آقا حسين بن آقا حسن استاد آقا بابا آرانى مقروناً بقبوله منها على قانون الشريعة المطهّره همگى و تمامى ربع بالاشاعه از يك دانگ از شش دانگ مبال؟ خانه مملوكى و ملوكى جناب مصالح معزى اليه را كه جزء آن خانه شده است واقع در يورت سراى حاجى على حاجى حسين در ميدان حاجى امين شهره در قريه مسطوره بمال المصالحه معلوم القدر مبلغ هفت هزار دينار فضّی كه اخذ نمود و صیغه بر طبق آن واقع و اسقاط غبن بالغاً ما بلغ من طرفها معمول شد. بناء عليه مورد صلح بر ملكيّت جناب معظّم له قرار گرفت، و ضمان الدرک عليها ضماناً شرعيّاً، وكان ذا في عاشر شهر ذي القعدة الحرام سنه 1224 (یا 1334؟).

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ انتقال یک باب خانه خرابه درب مسجد ملا شکر الله ] [ مورّخ سال 1356 هجری

خوانش: وبعد، حسب المصالحة الشرعيّة القطعيّه منتقل نمود اقلّ الانام احمد آرانى عاملى هويّت، خلف خلد مقام آقاى ملّا محمّدعلى طاب ثراه، بنور عين آقا مهدى شهره محمّد مهدى شهره؟ اصلا مقروناً بقبوله منه همگى و تمامى مبناى يك باب خانه خرابه واقعه بدرب مسجد ملّا شكر الله معروفه بخانه اولاد عبدالله بن عبدالكريم و هم عبدالرحيم و عبدالحسين و عبدالحق در محلّه وشاد من محلّات قريه آران محدوده به: ـ خانه على احسنيها؟ ـ و بشارع متصل به مسجد ـ و بشارع خلف خانه حاجى على ـ و بشارع خلف خانه ملّا آقا بابا و بالجمله جميع مبناى جميع آنچه داخل در خانه مسطوره مى‌باشد حتّى آن مبناى حصار خانۀ مزبوره و غيره به هر اسم و رسم بمال المصالحه معيّن القدر و الوصف مقدار يك من بوزن شاه نمك سفيد حومه آران كه ذمّه مصالح له آن ابراء شد و كان في يوم سه شنبه غرّه شهر رجب المرجّب مطابق بيست و يكم شهريور ماه ايت ئيل سال شمسى يك هزار و سيصد و شانزده و سال قمرى يك هزار و سيصد و پنجاه و شش هجرى سنه 1356.

مشاهده جزئیات
تقسیم نامچه ورثۀ حسین باقر از ملک محلۀ سرکوچه دراز در آران مورّخ سال 1294 هجری

خوانش: هو امّا بعد حمد الله سبحانه، مخفى نماند كه بعد از فوت مرحوم حسين باقر جمع دار؟ آران، و انحصار ورثه آن مرحوم در زوجه او و على اكبر نام صغير و دو بنت كبيره نظاره خاتون و هاجر خواتون و چون ولىّ شرعى صغير حاكم شرع مطاع و مجتهد جامع الشرائط لازم الاتّباع بود لهذا كبار ورثه حضور در محضر اهالى شرع بهم رسانيده در تقسيم ملك خانه آن مرحوم بعد از تقويم و تعديل و اخراج ثُمنیه زوجه از عمارات آن و ملاحظه صرفه و غبطه صغير و وقوع عقد مصالحه شرعيّه فيما بين ايشان در محضر شرع آنچه اختصاص يافت به عفّت پناه نظاره خواتون بنت كبيره او عبارت است از همگى و تمامى اطاق ارسى شهره واقعه در خانه مرحوم آقا محمّد حاجى اسماعيل بيك در محلّه سر كوچه دراز شهره من محلّات قريه آران، بانضمام پس اطاق و علامتگذار؟ و توابع و لواحق و ابواب و اغلاق و مشاعات من كلّ ما يسمّى مشاعاً فى عرف أهله بقدر الحصّة الشايعه و همگى تمامى تحتانى واقع در تحت اطاق هاجر خواتون بنت كبيره او كه او نيز ملك نظاره خواتون است و اطاق مرقوم مزبور در سمت شرق خانه مرقوم واقع است و ساير کنار حق؟ كه در اطاق مرقوم داشتند مصالحه نمودند به مسمّات مرقومه و سهم و حصّه كه على اكبر صغير داشت حاكم شرع مصالحه نمود به مسمّات مرقومه به حقّى و سهمى كه مسمّات مرقومه در ساير ملك خانه كه داشت فعلى هذا تمامى اطاق مرقوم بتفصيل مزبور حقّ صدق و ملك طلق نظاره خواتون بنت آن مرحوم است و سائر ورثه را در آن حق و نصيبى نيست و اسقاط غبن از هر طرف ساقط شد چنانچه نظاره را در ساير ملك خانه حقّى نيست. وكان ذلک في غرّة شهر صفر المظفّر من شهور سنه 1294.

مشاهده جزئیات
عریضه برای تأیید تولیت مجاری و املاک مزرعۀ معین آباد نوش آباد مورّخ سال 1325 هجری

خوانش: هو الاحقر احمد: بشرفعرض اقدس بندگان عالى مى‌رساند در خصوص بعضى از موقوفات از مجارى و املاك و اراضى و اشجار و مستغلّات و غيره كه وقف است بر جهات و مصارف معيّنه در قباله جات وقفنامه كه در تصرّف بندگان عماد الاسلام آقاى والد روحى فداه بوده است در اين تاريخ آن بندگان معظّم توليت تمامى موقوفه كه متصرف بودهاند از مجارى و املاك و مزارع آران و مستقلّات در آن قريه و يكثمن طاق از مزرعه معين آباد نوش آباد با اراضى و اشجار به هر جهت و به هر اسم و رسم، ذُكِرَ ام لم يذكر، كلّاً و طرّاً را به اين احقر مفوّض و مرجوع فرموده‌اند من حيث كه تعيين متولّى با اين داعى باشد آنچه را مِن با ولاية الخاصّه أو العامّه متصرّف بودند به اين داعى واگذار نمودند موافق ورقه عليحدّه كه به لحاظ انور رسيد، استدعاء از الطاف مباركه آنكه بندگان عالى هم بر طبق آن نوشته حكم و اذنى در توليت مرقوم فرمائيد كه بر طبق وقفنامه هر كدام معمول شود، امركم العالى مطا[ع] مطاع، احمد. صح. [پاسخ] هو، ورقه مباركه مشتمله بر تفويض توليت موقوفات مشار اليها كه بخطّ شريف و مهر مبارك سركار عماد الاسلام و ملاذ المسلمين آقاى ملّا محمد على معزى اليه بود مطالعه شد، اين احقر نيز تفويض توليت مزبوره را به جناب شريعتمدار عمدة الفقهاء الابرار آقاى آقا ميرزا احمد سلّمه الله نمودم به همان نحو كه والد ماجدشان مرقوم فرموده‌اند. حرّره العبد حبيب الله في العشرين من ذي قعده سنه 1325: [سجع مهر:] یا حبیب قلوب العارفین

مشاهده جزئیات
سواد عریضه در خصوص تطلیق (طلاق دادن) و عزل وکیل مورّخ سال 1288 هجری

خوانش: [سواد عریضه] حجّة الاسلاما! ملجأ الاناما! معروض .. .. مى‌دارد: كه در خصوص مصالحه‌اى كه جناب قدسى القاب ملّا محمّد رضا خلف مرحمت پناه حاجى ملّا عبدالله آرانى بوكالة ثابته از جانب عفّت پناه سكينه خانم بنت مرحوم آقا ابراهيم آرانى به عزت آثار آقا على اكبر ولد مرحوم آقا رضای؟ من القريه زوج غير داخل بهاى مشار اليه تمامى نصف حقوق مهريّه و صداقيۀ مشار اليها را نقداً و جنساً، عيناً و دیناً كائناً ما كان و جميع دعاوى كه بر مشار اليه داشت بابت؟ بقعه و كوه ايّام ماضيه و دعاوى ديگر به هر اسم و رسم كه بوده باشد بانضمام مبلغ ده تومان وجه نقد از قرار بناباد بيست .. بمال المصالحه هر ادّعا و حقّى كه زوج مرقوم بر زوجه مسطوره داشت كائناً ما كان بانضمام يك سر قند جوهر نروى؟ مقبوض فى المجلس در محضر سركار حجّة الاسلامى نموده بود، و جريان صيغه مسطوره در محضر عالى شده بود و ضمن العقد شرط وكالت از جانب آقا على اكبر در تطليق مسمّات مزبوره از براى جناب مشار اليه شده بود كه مسمّات مزبوره را جناب مشار اليه بطلاق اوّل بائن مطلّقه نمايد، و با عزل نمودن وكيل مزبور را در حين تحرير كه سابع شهر رمضان المبارك سنه یکهزار و دويست و هشتاد و سه هجرى است الى سه ماه تمام هلالى در ده يوم سه ماه خيار فسخ مصالحه مرقومه با زوجه مسطوره بوده باشد اما در صورتيكه آقا على اكبر مزبور در مدّت سه ماه مزبور جناب معزى اليه را از وكالت عزل نكنند و وكيل مزبور طلاق نگويد و خود را عزل نمايد از وكالت و زوج مزبور وفات نمايد در اين صورت ده تومان را مسمّات مزبوره بورثه بايد بدهد و در اين باب حكمى مرحمت فرمودهاند كه باید ده تومان بدهد. استدعا است كه مستقلّاً حكم شرعى آن را مرقوم داريد امرکم [العالی مطاع مطاع] في شهر ربيع المولود 1288. [پاسخ] بسم الله الرحمن الرحيم. بلى امر به نهج مرقوم واقع شده لكن وقتى كسى اظهار كرده كه عمل بشرط كه طلاق باشد نشده لهذا اختيار فسخ مصالحه براى زوجه مرقومه حاصل شد و اين ايّام كه ملاحظه كاغذ و سندى كه در اين باب نوشته شده بود كردم ديگر شرط طلاق نبوده بلكه شرط وكالت در طلاق براى عاليجناب آخوند ملّا محمّد رضا بوده و آن شرط بعمل آمده است بناء عليه عمل مصالحه صحيح و لازم و عمل بمقتضاى آن لازم است زيرا كه زوج وكيل در طلاق كرده و عزل هم در مدّت مرقومه معلوم نشده پس به اقتضاى مصالحه نصف مهر ساقط شده و مبلغ ده تومان را هم زوجه بايد به ورثه زوج بدهد. حرّر ذا في 25 شهر ربيع الأوّل سنه 1288، محلّ خاتم شريف سركار حجّة الاسلام والمسلمين آقاى آقا حاجى سيّد محمّد حسينا دام فضله العالى. *** السواد مطابق لأصله حقّاً: [سجع مهر:] افوض امری الی الله عبده سید حسین الحسینی

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ سهم یورت در محلۀ درِ مسجد قاضی مورّخ سال 1266 هجری با عقدی لاحق به تاریخ سال 1281 هجری

خوانش: وبعد، صلح صحيح صريح شرعى نمود عفّت پناه فاطمه نسا خانم بنت مرحوم حاجى رحيم آرانى به بنت بطنى خود مسمّاة بشهربانو خانم بنت مرحوم كربلایى حسن عرب مقروناً بقبولها منها همگى و تمامى دو سهم از دوازده سهم يورت شماليّه مع دو سهم از دوازده سهم سردابه در تحت آن و ايوان در جلو آن و علامتگزار؟ از دو طرف مع جميع متعلّقات و منضمّات و متفرّعات و ابواب و اغلاق و پس يورت و بالا خانه فوق علامتگزار؟ و مشاعات بقدر الحصّه واقعه در خانه حاجى ابوطالب در محلّه در مسجد قاضى، غنيّه از تحديد. بمال المصالحه مقدار يك من بوزن شاه جو مقبوض فى المجلس و عقد مصالحه معتبره با جميع شرايط صحّت و اركان و قبض و اقباض، و اسقاط خيارات فاحشاً بل افحش و ضمان درك يوم بروزه و خروجه مستحقّاً للغير جارى و واقع گرديد، و تخليه يد و تصرّف مصالحه لها كتصرّف الملّاک في املاكهم بعمل آمد، بناء عليه ملك مزبور حقّ صدق و ملک طلق شهربانو مرقومه است و مدّعى خلاف قول او باطل است. تحريراً في شهر ربيع الاوّل سنه 1266.

مشاهده جزئیات
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
نظرات مشتریان