نمونه کار های سندخوانی
صلح نامۀ پانزده یوم مشاع از چاه بیت الخلا خانه ای در میدان حاجی امین آران مورّخ سال 1320 هجری

خوانش: وبعد، صلح صحيح شرعى نمود عفّت و عصمت پناه فاطمه صبيّه مرحوم حاجى جعفر آرانى، به بندگان حضرت مستطاب شامخ الاركان حجّة الاسلام آقاى آقا ميرزا احمد مدّ ظلّه همگى و تمامى پانزده يوم مشاع از چاه بيت الخلاى واقع در خانه بندگان معزى اليه كه در بوستان خانه حاجى على بن مرحوم حاجى حسين واقع است در ميدان حاجى امين من محلّات آران غنيّةً عن التحديد والتوصيف بمال المصالحه مبلغ هشت هزار دينار قران احمد شاهى جديد الضرب. و عقد مصالحه كما هو المقرّر فى الشرع با جميع شرايط و اسقاط كافّه دعاوى محتمله و التزام ضمان الدرک يوم خروجه و بروزه مستحقّاً للغير كلّاً أم بعضاً جارى و واقع شد، و غبن در مصالحه من الطرفين الى ضِعف و نصف مال المصالحه ساقط شد، و مسمّات مرقومه اقرار بر اخذ و قبض مال المصالحه نمود، تحريراً في شهر ربيع الاوّل سنه 1320 (یا 1330؟).

مشاهده جزئیات
اجارۀ شرعیۀ تمامی رقبۀ ورثه برای انجام حجّ نیابتی ب مورّخ سال 1276 هجری

خوانش: هو امّا بعد، به اجاره شرعيّه داد عاليحضرت حاجى على خلف مرحوم آقا صفر آرانى به ورثه مرحوم آقا على اكبر ولد مرحوم استاد عبدالكريم دلّال آرانى، و هم المسمّون بـ: آقا حسين و آقا محمّد حسن و صاحبه و فاطمه بيگم و نسا خانم اولاد آن مرحوم و معصومه خانم زوجه آن مرحومه و ايشان هم قبول اجاره نمودند از او بر وفق شرع مطاع همگى و تمامى رقبه خود را كه نائب باشد از قِبَل مرحوم آقا على اكبر والد ايشان كه حجّ بيت الله الحرام را نيابةً از جانب او مرحوم بعمل آورد به حجّ بلدى كه از بلد مرحوم متوفّى كه قريه آران باشد بنيّت و قصد نيابةً از جانب آن مرحوم بسفر حج رفته و تمامى افعال واجبه حج كه واجب بر مورّث ايشان بوده و اعمال عمره آنچه شارع مقدّس واجب نموده بر او مرحوم نيابةً بعمل آورد از افعال واجبه عمره و افعال واجبه حج و قربانى نمودن و سائر آنچه مقرّر شده بتقليد مجتهد حىّ عادل بجا آورد بدون تقصير و تفريط و اهمال در واجبات حج و عمره از تاريخ يازدهم شهر رجب المرجّب تاريخ ذيل الى مدّت شش ماه تمام كه عمل حج در این مدّت تمام مى‌شود و الحاصل رقبۀ خود را به اجاره داد بجهت نيابت حجّ بلدى. بمال الاجاره مبلغ سى و يك تومان اشرفى ناصر الدين شاهى هجده نخودى ..؟ از قرار عددى يك تومان و صيغه مؤاجره مفسره جارى شد و مبلغ شانزده تومان آن را تسليم اجير نمودند. و قرار شد مبلغ پانزده تومان آن را بموجب تمسّك عليحده بعد از اياب از سفر حج با اتمام عمل وجه را تسليم نمايند و ضمن العقد شرط شد كه هرگاه عذر شرعى روى داد كه در بين راه ممكن نشود اجير ديگر نيابةً از جانب آن مرحوم گرفته در همان موضع نيابةً از براى على اكبر حج نمايد و اجرت را خود از عهده برآيد و هرگاه عذرى شرعى روى داد كه در شام نرفت و اجير نگرفت يا در مدينه عذرى روى داد يا مانع از حج در بين شد مبلغ پانزده تومان را تسلط نداشته باشد اخذ نمايد مگر آنكه اجير و نائب گرفته در همان سال حج را تمام نمايد، مجمل آنكه با اتمام عمل در اين سال تمامى وجه را گرفته است و با عذر شرعى و نگرفتن در اين سال پانزده تومان را نبايد بگيرد و با عذر غير شرعى كه ترك نمايد در بين راه از هر موضع كه ترك نموده حاجى على بقّال آرانی ضامن شد كه بعد از توديع بر منازل از عهده نقد وجه بیرون آيد و قرار شد كه زيارت حضرت رسول (ص) و ائمّه بقيع و جناب فاطمه ع را نيز نيابة از آن مرحوم بجا آورد بلكه امورات مستحبه را بقدر خواهش خود در خارج قرار داد بعمل آورد. و شرط شد كه نوشته، ممهور به مهر جماعتى از حجّاج و اعيان ايشان كه ممكن باشد بياورد که حاجى على حج را نيابةً از فلان كه آقا على اكبر باشد بعمل آورد. كان ذلک في شهر رجب المرجّب من سنه1276. [شهود:] جناب آمير عبدالباقى بيدگلى حاجى على بقّال آقا على ولد مرحوم استاد كريم آقا مهدى ولد مرحوم استاد كريم سيّد حسن صبّاغ استاد صادق صبّاغ آقا حسن ولد مرحوم آقا على اعلى؟ آقا غلام گر؟ فخّار سيّد رضای ولد سيّد جعفر وقعت المؤاجرة لديّ. حرّره: [سجع مهر:] عبده محمد مهدی ابن حسین  

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ یورت محلۀ وشاد مورّخ سال 1324 هجری

خوانش: [ابتدای سند پاره شده] .. بزوجۀ خود عفّت پناه ماه رخ بنت صدق آقا على اكبر بن حاجى حسن من القريه همگى و تمامى يك باب يورت جنوبى الجهة شمالى الباب جنب يورت حاجى محمّد باقر و جنب دالان سراى واقع در خانه آقا محمّد صادق ابو المصالح در محلّه وشاد من محلّات قريه مرقومه به انضمام كلّما يتعلّق به من الباب و الغلق وغير ذلک و سه ربع يك دنگ مشاع از شش دنگ مشاع خانه مرقومه بمال المصالحه مبلغ چهل تومان قران جديد الضرب مظفّر الدين شاهى 24 نخودى كه در ازاء قيمت پول ملك صداقى مسمّات مسطوره حساب كرد با اسقاط خيارات. و ايضاً مصالح مرقوم حسب المصالحة الشرعيّه منتقل نمود به مسمّات مرقومه مجرى المياه يك سرجه از جمله هزار و پانصد سرجه مدار قنات مزرعه طلق آباد از مزارع قريه مرقومه به انضمام دو قطعه زمين مزرعه مرقومه: الاولى قطعه سر پشته چهار قفيز دهقانى محدوده: ـ بزمين محمّد رضا بن استاد محمّد على بن استاد رحيم، ـ و به حاجى حسين قصّاب ، ـ و به حاجى حبيب ، ـ و به كاشيها. الثانيه قطعه‌ئ دشت نو چهار قفيز دهقانى محدوده: ـ بزمين حاجى حبيب ، ـ و بزمين عبدالله خافا، ـ و بوقفى ، ـ و بزمين باقر بن على اصغر بن حكيم بمال المصالحه مبلغ بيست و پنج تومان موصوف كه در ازاء قيمت مجارى صحراء صداقى مسمّات مسطوره حساب كرد با اسقاط خيارات ، كان ذلک وقوعاً فی (العشرین و الاحد) من شهر ذي الحجّة الحرام من شهور سنه1324.  

مشاهده جزئیات
تفصیل شهودی که در مجلس وصیت خیر النسا شهادت داده اند بدون تاریخ

خوانش: [ بدون تاریخ ] هو قرّة العينا! سلّمه الله تعالى، چون به من نوشتيد كه تفصيل شهودى كه در مجلس وصيّت مرحومه حاجيه خير نسا بنت مرحوم آقا رضاى عرب آرانى حضور داشتند و اداى شهادت نموده بطريقى كه از آن مرحومه شنيده‌اند در كاغذ جداگانه بنويسم بفرستم لهذا بصلاح نوشتم اين مرحلۀ از آن، تو مى‌دانى شيوع آن از جمله واضحات مثل شمس است در رابعة النهار و بتحريک بعضى معاندين و ارباب طمع اهل ديوان مانع مى‌شوند نمى‌گذارند حق ظاهر بشود و تهديدات و تلبيسات شيطانيّه بكار مى‌برند شايد مأمول ايشان بانجام رسد، خدا نخواهد گذاشت، آن كسانى كه اداى شهادت نموده‌اند و من و ديگران حضور داشتند و خود شما هم شنيديد اگرچه بعضى را بتخويف خائف نموده‌اند اين است: 1. عاليحضرت استاد حسن كه مرد امينى است و خويش آن مرحومه است شهادت داد كه در آن شب عقب من فرستاد، رفتم خواستم جناب آقا سيّد محمّد طبيب را بياورم گفت شايد به او مرا تمام نموده بنشين ، نشستم ، گفت : آب معين آباد نه سرجه و خورده وقف است بر امام حسين ع و سالهاى سال هم به من گفته بود، و ده سرجه آب تلق آباد على بار را با اراضى آن و دو جريب زمين باير منكول فاضلاب مرا، جناب ملّا محمّد على وصىّ من است و فرشه زمين را خرج حمل نعش بنجف اشرف و آب تلق آباد را خرج خود من نمايد از صوم و صلاة و ختم قرآن و غيره . 2. زوجه استاد حسن نيز متديّنه است گفت : من در آن وقت حاضر بوده‌ام، همان تفصيل استاد حسن را بدون كم و زياد گفت ، شنيدم همين را هم گفت اجاره امساله .. آقا باقر ... . 3. آقا حسین ولد آقا بابا آقا قاسم نيز اداى شهادت نمود كه من هم تفصيلى كه استاد حسن گفت همه را از او شنيدم اگرچه خوف دارد حالا. 4. حاجى على اكبر نيز به همین نحو اداى شهادت را نمود اگرچه آن را متوقف نموده‌اند الحال. 5. شاگرد حاجى رضا نيز در نزد من همین تفاصيل را گفت بدون كم و زياد گفت در پشت؟ از حاجیه خیر نسا شنیدم. 6. عاليحضرت آقا بابا حاجى شفیع آنچه را استاد حسن گفت شنيدم او هم شهادت داد كه همه را از آن مرحومه شنيدم . 7. عاليجناب سیادت مآب آقا سيّد محمّد بتفصيلى كه از حاجيه خير نسا شنيده در پشت منقول؟ بخّط خود نوشته مثل آنها است. 8. زوجه استاد آقا بابا ولد مرحوم آقا قاسم كه همسايه آن مرحومه است اداى شهادت نمود بنحو استاد حسن لكن گفت من مى‌ترسم محق نداريد. 9. شرف نسا خانم صبيّۀ حسین حاجی کتاب؟ اداى شهادت نمود بمثل استاد حسن و گفت مكرّر گفت وصىّ من جناب ملّا محمّد على است ميرزا بختیارى محمّد او عرض نمود به بهانۀ شش تومان او را متضرر كردند، بعتبات رفته است. 10. ضعیفه بانو ليلا كه حوش؟ آن مرحومه است بمثل آنها اداى شهادت نمود. 11. اقرار حاجيه خير نسا به وقفيّت آب معين آباد و وصيّت به تو و اقرار ورثه را نيز به اين و بر آب تلق آباد و زمين فاضلاب شنيدم. 12. جناب ملّا محمّد على هم نيز آنچه اقرار از او و ورثه شنيده مطابق بود به آنچه گفته. 13. والده خود مسمّی نيز در وقت كه ديدن او رفته نيز قريب به اين وصيّت گفت به من گفت آن مرحومه. 14. آقا باقر حاجى شفيع نيز گفت من همسايه او هستم در وقت وصيّت صداى او را شنيدم در آب معين آباد و ده سرجه تلق آباد و دو جريب باير منكول كه ملّا محمّد على خرج مى‌كند امّا نزديك نبودم. 15. آقا صادق مستاجر آب وقت اداى شهادت بود كه من از آن مرحومه شنيدم آب معين آباد را وقف كردم در دست [پارگی سند] باشد صرف نماید. 16. شهود حسّ جماعتى از زنان مثل زوجه حاجى على اكبر و زوجه خود ميرزا و زوجه على اكبر حاجى بودند لكن نمى‌آيند اداى شهادت بدهند خوف دارند. 17. شهود علمى بسيار است: ـ جناب ملّا محمّد حسين ـ ملّا حسن حاجى عبدالله ـ جناب ملّا محمّد رضا ـ استاد ابراهيم ـ استاد على ـ عاليشان آقا محمّد حسن ـ عاليشان خير الحاج حاجی على اكبر ـ ميرزا محمّد علی كاشى ـ شيخ محمّد ـ بلكه غالب آران. چون خواهش بعضی نوشتم تفصيل را و فرستادم و زوجه استاد حسن در تيول نوشته نشده و جمعى ديگر هم هستند نوشته نشده. حرّره الخاطى: [سجع مهر:] عبده محمد مهدی ابن حسین تفصيل چنين است كه مرقوم شده و خلافى و شبهه در آن نمى‌باشد، حرّره.

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ مبنای مطبخ که تقریباً هشت ذرع شاه است در جنب یورت بیگم در محلۀ وشاد مورّخ سال 1280 هجری

خوانش: هو امّا بعد، غرض از تحرير اين حروف خاليه از ريب و قصور آنست كه بالطوع والرغبة والاختيار دون الكلفة والكراهيّة والاجبار صلح صحيح صريح شرعى نمود عفّت پناه نسا خانم بنت مرحوم استاد اسماعيل سلمانى آرانى بعزّت قرين آقا عبدالله ولد مرحوم آقا سفر على من القريه مقروناً بقبوله منها على وفق الشرع الانور همگى و تمامى مبناى مطبخ كه تقريباً هشت ذرع شاه است واقعه در جنب يورت بیگم؟ مع حقّ الممرّ و المدخل داخله در خانه واقعه بقريه مزبوره در محلّه وشاد من محلّات قريه مرقومه مشهوره به خانه والد مصالحه مرقومه جنب حسينيّه محلّۀ وشاد در لب ميدان اسحاق و سلیمان غنيّه از تحديد لغاية الشهرة ونهاية المعرفة. بمال المصالحه معيّنه مبلغ پنجهزار دينار بناباد ناصرالدين شاهى 13 نخودى از قرار دانه پانصد دينار مصالحۀ صحيحۀ شرعيّه، مقرونه بصيغۀ عربيّه وفارسيّه ملیّه، جامعه جميع شرايط صحّت و آداب ، خاليه از كلّ نواقض و مفاسد و بطلان ، حاويه بر قبض و اقباض عوضين فى المجلس لا برسم القباله ، مشتمله بر اسقاط غبن فاحشاً بل افحش . مخفى نماناد كه حاضر شدند عزّت قرينون آقا قاسم و آقا عبّاس و آقا على اكبر و آقا حسين اولاد مرحوم آقا قربانعلى تریاکه؟ كه پيش زاد مشار اليها باشند تنفيذ مصالحه مرقومه را نمودند بناء عليه مورد مصالحه حقّ مال آقا عبدالله و مال المصالحه حقّ مال مشار اليها است پس هرگاه احدى بر خلاف مراتب محرّره ادّعا نمايد آن دعوى باطل و از درجه اعتبار ساقط و هابط خواهد بود. تحريراً في شهر رمضان المبارک من شهور سنه 1280.

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ کلیۀ متروکات همشیرۀ متوفات از املاک و صحرا و اثاث الدار مورّخ سال 1310 هجری

خوانش: باعث بر تحرير و ترقيم اين ارقام خجسته فرجام ميمنت انجام آنست كه بالطوع والرغبة والاختيار دون الكلفة والكراهة والاجبار صلح صحيح صريح شرعى نمود آقا على اكبر ابن مرحوم عبدالحسين على نقى شهره آرانى، بعاليحضرت نيكو فطرت استاد حسن ابن مرحوم آحسن شهره من القريه مقروناً بقبوله منه على وفق الشرع الأنور همگى و تمامى دعاوى كه داشت در باب متروكات همشیرۀ متوفّات خود فاطمه خانم لا بحقّ النصف؟ چه از املاك خانه و چه صحرا و چه اثاث الدار از مس و فروش و رختخاب و البسه و غير ذلک ولو بلغ الى مائة تومان بمقدار يك من نمك موهوب فى المجلس و مبلغ ده تومان قران ناصر الدين شاهى امين السلطانى مقبوض به اعتراف او بتفصيل ذيل، مشروط بر آنكه مخارج عزا و غيرها و وصاياى آن مرحومه هرچه باشد دخلى به او نداشته باشد، و دعواى غبن خود را و دو ثلث الى مائة تومان در ضمن عقد خارج لازم با وجود آنكه باب غبن مسدود بود ساقط نمود. و الى سى سال قمرى ملتزم شرعى شد كه با ظهور فساد اين مصالحه بواسطه سبق استحقاق از عهده غرامات شرعيّه و معادل مال المصالحه مجّاناً بلا عوض برآيد بعلاوه مبلغ بيست تومان موصوف مجّاناً بدهد، و در ازاى اين مبلغ اشياء مفصّله ذيل را به صيغۀ صلح قبول نمود و دعواى غبن او را هم بالغاً ما بلغ ساقط نمود. مخفى نماند كه مسمّات مرقومه مرحومه چون در حيات خود ما يملك خود را به استثناء مخلّفات مصالحه نموده بود به استاد حسن سابق الذكر چند سال قبل از فوت خود و الزاماتى به او نموده بود و در مخلّفات او را وصى نموده بود باستصواب جناب علّام فهّام عمدة العلماء العظام آقاى ملّا محمّد على صرف مصارف معيّنه نمايد محض ارفاع به مصالح اين مصالحه واقع شد و اشياء مفصّله كه آقا على اكبر در ازاء مال المصالحه قبول نموده بود به اين موجب مى‌باشد: كرباس سفيد و چيت زرد پنج قطعه قیمت (سیاق) دستمار و چادر شب چهار صوب (سیاق) چادر سر يك صوب (سیاق) ورنيمه رنگين (سیاق) چارقد و غيره نه صوب (سیاق) البسه متفرّقه (سیاق) مسينه آلات ورق(سیاق) و آقا على اكبر مرقوم قبض اشياء مرقومه شد و كان ذا تحريراً و وقوعاً في الثامن والعشرين من رجب المرجّب سنه 1310.

مشاهده جزئیات
فروش دو اطاق تحتانی در محلۀ درِ مسجد قاضی حسب الوکاله مأخوذه در طهران مورّخ سال 1298 هجری

خوانش: هو امّا بعد حمد الله سبحانه، مخفى نماند كه بموجب وكالت ثابته محقّقه كه عزّت شعارى و سعادت آثارى آقا حسين خان خلف مرحوم مغفور آقا ابراهيم بن آقا مؤمن بن اصغر آرانى در پشت در دار الخلافه طهران از قِبَل عفت و عصمت پناه اُمّ نساء خانم بنت مرحوم حاجى محمّد صادق آرانى ساكن طهران در سفرى كه به طهران رفته بود در باب فروش و انتقال سهمى كه داشت در همگى و تمامى دو؟ اطاق تحتانی آفتاب روى واقع در خانه مشهور به خانه حاجى ابوطالب در محلّه در مسجد قاضى من محلّات قريه آران من قراى كاشان كه در پشت عقد او نموده بانضمام تواقع و لواحق و پس اطاق و ايوان پيش اطاق و سردابه تحتانى آن و جميع متعلّقات و توابع آن كه مشخّصه و معيّنه است و مشاعات آن في كلّ ما يسمّى مشاعاً في عرف أهله كه سهم او دو سهم از هفت سهم است كه خانم كوچك والده آقا حسين بن آقا حسن انتقال نمود به ولد خود و او پشت عقد مسمّات مرقومه نمود. و بالجمله آنچه حقّى و سهمى و ملكى كه از او بود پشت عقد نمود و حال ملك مسمّات مرقومه اُمّ نساء خانم بود آقا حسين خان را در دار الخلافه طهران وكيل نمود كه آن را به مبلغ ده تومان مصالحه نمايد بسركار شريعتمدار عمدة العلماء الاعلام و صفوة الفقهاء العظام و نخبة افاضل الكرام الهمام مجتهد جامع شرائط و لازم الاتّباع كه مابقى اطاق مرقوم از ايشان و بستگان ايشان بوده و تأكيد اكيد مسمّات مرقومه در انتقال سهم او به ايشان بوده و لهذا بعد از رجوع آقا حسين خان از دار الخلافه به آران در صدد انجام امر او برآمده چون مسمّات مرقومه طائعةً و راغبةً خواهش داشته به ايشان بدهد و به همين جهت صلح صحيح صريح شرعى قطعى نمود آقا حسين خان مشار اليه حسب الوكالتى كه داشت از قِبَل مسمّات مرقومه همگى و تمامى دو سهم از هفت سهم كه پشت عقد او بود و بلكه آنچه را مدّعيه بود كه از مورد مصالحه ملك من است مجموع آن را مصالحه نمود به جناب سعادت انتساب فضيلت مآب آقا ميرزا احمد ولد سعيد سركار شريعتمدار سابق الذكر، و معزی اليه ميرزا احمد نيز قبول مصالحه نمود از وى بر وفق شرع مطاع جميع ملكيّت آن را در طاق و توابع آن كائناً ما كان داشت بدون استثناء شيئى از آن كه اطاق محصور خانه معروفة الحدود است بمال المصالحه مبلغ ده تومان پول روپيه ناصر الدين شاهى بيست و چهار نخودى از قرار عددى يكهزار دينار مصالحه صحيحه شرعيّه ومعاقدۀ صريحۀ مليّه جامعۀ جميع شرايط صحّت و اركان ، مشتمله بر قبض و اقباض و تسليم و تسلّم عوضين فى المجلس جارى شد با اسقاط جميع دعواى خيارات. و غبّ ذلک حسب الاحتياط دعواى غبن مسمّات مرقومه را در مورد مصالحه اگرچه غبن او مبلغ بيست تومان باشد در ضمن عقد لازم خارج ساقط نمود و در ضمن عقد لازم خارج آقا حسين خان وكيل ثابت الوكاله ضامن شد كه هرگاه از تاريخ ذيل الى مدّت سى سال هلالى مورد مصالحه مستحقّاً للغير ظهور و بروز نمايد و حكم از اهالى شرع بر آن صادر شود آقا حسين خان خود او از عهده همگى غرامات شرعيّه او برآيد با اصل مال المصالحه. فبناءً على هذا جميع مورد مصالحه بدون استثناء شيئى از آن حقّ صدق و ملك طلق مصالح له است كه آقا ميرزا احمد باشد و احدى را در آن حقّ و بهره و نصيب نيست، و مدّعى خلاف كاذب و آثم و قول او از درجه اعتبار ساقط و هابط خواهد بود. وكان ذلک في يوم ثاني رجب المرجّب من سنه 1298.

مشاهده جزئیات
صلح نامۀ جانی خانم و کوچک خانم بالمناصفه به آقا محمدحسن آرانی، یک باب خانه در محلۀ مسجد قاضی مورّخ سال 1288 هجری همراه با دو لاحقه

خوانش: هو المالک بالاستحقاق امّا بعد حمد الله سبحانه ، غرض اصلى و علّت غائى و باعث كلّى از تحرير و ترقيم اين كلمات شريفه شرعيّه واضحة الدلالات ، خاليه از شائبه و ريب و شك آنست كه از روى رضاء و رغبت و اختيار بدون كلفت و كراهت و اجبار، صلح صحيح صريح شرعى نمودند عفّت و عصمت پناهان جانی خانم و كوچك خانم بنتان مرحوم آقا عبدالباقى بن آقا كاظم آرانى بالمناصفه بعاليحضرت سعادت فطرت آقا محمّد حسن ولد مرحوم آقا آحسن آرانى، و مومى اليه نیز قبول مصالحه نمود از ايشان بر وفق شرع مطاع همگى و تمامى يك باب خانه مشهوره به خانه مرحوم حاجى خدابخش بعبارة اُخرى همگى و تمامى چهار دانگ و نيم دانگ بالاشاعه از تمامى خانه مرحوم حاجى خدابخش واقعه در محلّه در مسجد قاضى من محلّات قريه آران صانها الله عن الحدثان محدوده بحدود ذيل : ـ حدّى به خانه مرحوم مهدى آقا شرقاً ـ و حدّى به خانه حاجى رحيم منصور غرباً ـ و حدّى به خانه حاجى هادى شمالاً ـ و حدّى بمسجد قاضى جنوباً بانضمام كافّه بيوتات و مهمانخانه آن و باغچه خانه و فضاى خانه و شبستان سراى و جميع بيوتات فوقانى و تحتانى و توابع و لواحق و متعلّقات ومنقمات و شاعات من كلّ ما يسمّى مشاعاً في عرف أهله بقدر چهار دانگ و نيم مالك و بالجمله جميع آنچه ايشان حقّى و سهمى و نصيبى كه داشتند حسب الوراثة از مالك متوفّاى آن كه بحسب شرع سهم ايشان چهار دانگ و نيم دانگ بود از جميع خانه و از كلّ ما احاط به الجدران. بمال المصالحه مبلغ چهارده تومان و شش هزار دينار پول روپيه ناصر الدين شاهى بيست و شش نخودى از قرار عددى يكهزار دينار مصالحه صحيحه شرعيّه ومعاقده صريحه مليّه، جامعه جميع شرائط صحّت و اركان ، خاليه از كلّ نواقض و مفاسد و بطلان ، محتويه بر قبض و اقباض و تسليم و تسلّم عوضين فى المجلس لا برسم القبالة ، و بر اسقاط كافّه دعاوى محتمله سيّما دعوى الغبن فاحشاً كان بل افحش، و بر التزام ضمان درک يوم خروجه و بروزه مستحقّاً للغير ضماناً شرعيّاً ملّيّاً، و غبّ ذلک دعواى غبن مصالحتین مرقومتین در مورد مصالحه اگرچه غبن ايشان مبلغ يكصد تومان موصوف باشد ساقط نمودند در ضمن عقد مصالحه لازمه عليحدّه و مصالحتين مومى اليهما تخليه يد تصرّف از جميع مورد مصالحه نمودند و بتصرّف مصالح له دادند و او هم تصرّف مالكانه كتصرّف الملّاک في ملكهم و ذوي الحقوق في حقوقهم نمود، و قرار و استقرار او بر ملكيّت مصالح له گرفت. فله التصرّف فيها ما يشاء بما يشاء. و مال المصالحه را فى المجلس بالمناصفه اخذ نمودند و اقرار و اعتراف به اخذ و وصول او نمودند، فعلى جميع ما رقم و سطر مورد مصالحه كه تمامى خانه مرقوم باشد بدون استثناء شيئى از آن كه كلّ ما احاط به الجدران باشد از آبدون خانه و مهمانخانه و بستان سراى و باغچه و كلّ توابع و ملحقات آن دو حقّ صدق و ملك طلق مصالح له است و احدى را در آن حقّ و بهره و نصیبی نيست و مدّعى خلاف مراتب محرّره كاذب و آثم و قول او از درجه اعتبار ساقط و هابط خواهد بود. وكان ذلک في 25 شهر جمادى الاخرى من شهور سنه 1288.

مشاهده جزئیات
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
نظرات مشتریان