نمونه کار های سندخوانی
صلح نامۀ استیجار هفده سرجه از جمله هزار و پنجاه سرجه قنات مزرعۀ حسین آبادِ آران، به مدت سه سال شمسی مورّخ سال 1337هجری

خوانش: وبعد قبول مصالحه شرعيّه نمود از بندگان شامخ الاركان، حجّة الاسلام آقاى آميرزا احمد دام ظلّه العالى عاليشان خير الحاج حاجى قربانعلى خلف مرحوم حاجى على من القرية، همگى و تمامى منافع مجرى المياه هفده سرجه از جمله هزار پنجاه سرجه مدار قنات مزرعه حسين آباد، من مزارع قريه آران بانضمام اراضى تابعه و فاضله و كلّما يتعلّق به. ابتداء از يوم آب بست مهرماه هذه السنه قوىئيل الى مضى مدّت سه سال شمسى كامل الايّام. بمال المصالحه هر سالى مقدار سی من بسنگ شاه جو پاك كه در تيرماه آن سال تسلّم نمايد، ماليات ديوانى بر عهده مصالح له و قنائى مجارى مرقومه مطابق معمولى دشت باير رفتار شود، و كم و زياد اجاره مجارى مرقومه از قرار ساير دشت باير معمول دارند، عقد مصالحه جاريشد و شرايط لازمه بعمل آمد. باشد وكان ذلک في شهر ذي القعدة الحرام سنه 1337.

مشاهده جزئیات
وقف نامۀ قطعه زمینی در دشت ابراهیم آبا مورّخ سال 1307 هجری

خوانش: وبعد، بر حسب مصالحه شرعيّه قطعيّه منتقل نمود عفّت پناه خانم كوچك بنت مرحوم حاجى على شيرآبادى، به بندگان شريعت بنيان حضرت مستطاب حجّة الاسلام آقاى ملّا محمّد على دام ظلّه العالى، خلف خلد مقام آخوند ملّا محمّد مهدى طاب ثراه، همگى و تمامى يكقطعه زمين دشت ابراهيم آباد كه بمساحت دهاقين يكجريب است تقريباً محدوده به: ـ زمين ورثه محمّد حسن ـ و به دشت ابراهيم آباد ـ و به ورثه حاجى باقر من الطرفين ـبه مال المصالحه مقدار يكمن بوزن شاه نمك حومه آران كه ابراء نمود. و فى ضمن العقد قرار داد كه از حين وفاة مصالحه الى ده سال شمسى هر سالى دو ختم قرآن مجيد بندگان آقاى معظّم اليه نمايند يا استيجار نمايند. و عقد مصالحه و الزام كلّاً واقع شد، و مورد صلح را بتصرّف جناب مصالح له معظّم داد، و مصالحه مرقومه تخليه يد نمود. و كان ذلک تحريراً وقوعاً فى بيست و چهارم شهر صفر المظفّر سنة 1307.

مشاهده جزئیات
وقف نامۀ زینب بنت عموکریم آرانی بیست و دو قفیز از قطعه ای در خرم آباد آران مورخ سال 1304 هجری

خوانش: بسم الله الرحمن الرحيم الحمد للّه الواقف على الضمائر والنيّات، المطّلع على سرائر البريّات، والصلاة والسلام على أشرف المخلوقات محمّدٍ وعترته الطاهرات. وبعد، وقف مؤبّد شرعى و حبس مخلّد ملّى نمود قربةً الى الله وطلباً لمرضاته عفّت و عصمت پناه شاه زينب، بنت مرحوم عمو كريم آرانى، همگى و تمامى بيست و دو قفيز از جمله سى و چهار قفيز دهقانى ارض ملسى از تمامى هفت قطعه واقعه در مزرعه خرّم آباد من مزارع آران: قطعه در دشت زير سيارك تقريباً نه قفيز. قطعه در دشت نو كه تقريباً هجده قصبه است. قطعه در دشت سرپشته تقريباً نه قفيز. سه قطعه در درّه بزرگ تقريباً هفت قفيز. قطعه در دشت زير سيارك تقريباً هشت قفيز. بانضمام اشجار مغروسه در آن بر وجوه بِرّ و مصارف خير بهر نوع كه متولّى آتى ذكره صلاح و صواب آن را دانند بعمل آورند. و صيغۀ وقف بر نهج شرع با شرائط مقرّره در شريعت مطهّره جارى و واقع گرديد، و قبض و اقباض بعمل آمد، و اراضى مرقومه را بتصرّف متولّى داد. واقفه مشار اليها و متولّى از جانب وقف قبول نمودند و اجاره دادند، و توليت آنرا مفوّض نمود بسركار شريعت مدار مجتهد العصر والزمان آقاى ملّا محمّد على خلف مرحمت مآب ملّا محمّد مهدى آرانى، و بعد هركس را كه جناب ايشان مشخّص نمايند و توليت را به او واگذار نمايند. وكان ذلک وقفاً صحيحاً شرعيّاً و حبساً مخلّداً ملّيّاً بحيث لا يباع ولا يصالح ولا يوهب ولا يملک، فمن بدّله بعد [ما] سمعه فإنّما اثمه على الذين يبدّلونه إنّ الله سميع عليم، وكان ذلک واقعاً في شهر ذي القعدة الحرام من شهور سنة 1304.

مشاهده جزئیات
وقف مجدد پانزده سرجه مدار قنات مزرعۀ خرم آباد بجهت مفقود شدنِ وقف نامۀ اصلی

خوانش: بسم الله الرحمن الرحيم وبه نستعين امّا بعد حمد الله تعالى، مخفى نماند كه چون جدّ ما مرحوم مغفور جنّت مآب حاجى ابوطالب آرانى در حال حيات خود وقف نموده بر مسجد جامع آران مشهور بمسجد قاضى، همگى تمامى مجرى المياه پانزده سرجه مدار قنات مزرعه خرّم آباد من مزارع قريه آران را، مع اراضى تابعه و فاضلۀ آن كه منافع آن را متولّى صرف تعمير و روشنائى و فرش مسجد نمايند، و متولّى آن مادام الحياة خود او بوده و بعد از فوت خود متولّى را ارشد اولاد خود قرار داده، و چون وقفنامه مفقود شده و مجارى در يد تصرّف مستأجر بوده، بعضى ائمّه جماعات مسجد خواستند انتزاع نمايند و متصرّف شوند قريب چهل سال قبل از اين. و در طبقۀ ثانى اولاد واقف حقير اقلّ العلماء محمّد مهدى بن حاجى محمّد حسين بن حاجى ابوطالب بودم، و پسر عمّ من ملّا محمّد على، چون او كوچكتر من بود و ارشد اولاد حقير بودم شرفياب خدمت مشايخ عظام و فقهاء ذوى العزّ والاحترام اهالى كاشان كه مطاع بودند از جملۀ آنها آقاى شريعتمدار ملّا محمّد مهدى مشهور بآقاى بزرگ، و از جملۀ آنها آقاى حجّة الاسلام والمسلمين نصير الملّة والدين آقاى حاجى ملّا محمّدا اعلى الله مقامهما فى الجنان رسيدم، و خواهش ثبوت توليت خود و ملّا محمّد على و وقفيّت آن را نمودم. شهود خواستند، اقامه شهود عدول از علماء آران و غيرهم و معمّرين كه ادراك زمان واقف را نموده بودند نموديم، و توليت حقير و ارشديت خود و ملّا محمّد على نمودم. بعد از ثبوت حكم اثبات و توليت خاصّه خود را و او رانمودم و بعد از صدور حكم از ايشان مجارى را متصرّف شده به اجاره دادم، و در تصرّف من بود، و ملّا محمّد على نیز باذن من در آن تصرّف مى نمود، و منافع آن را او باذن من صرف مى نمود. تا چهار سال قبل از اين ملّا محمّد على مرحوم شدند، و طبقه ثانى منحصر در حقير بود. شيخ محمّد نام كه ولد او بود خواست زراعت نمايد، خواهش استيجار از من نمود بتوسّط شريعتمدار ملّا محمّد على ولد حقير كه حاكم شرع و تصديق اجتهاد از علماء عتبات و غيرها و از حجّة الاسلام دارند، و مقبول عامّه و خاصّه و نافذ الحكم در آران و بيدگل و نوشاباد بلكه كاشان و بسيارى از قراء بودند كه شيخ محمّد طلبه است، چون متولّى منحصر بشما است اجاره بده، لهذا باجاره دادم. و الحال مدّت چهار سال است كه بعنوان اجاره در نزد او بود و منافع آن را با بعضى موقوفات ديگر تصرّف نموده كه آنچه اخذ كرده مقدار سی و پنج خروار جو و از دكاكين وقف مبلغ شصت و پنجتومان گرفته مجموع را ميل نمود، مسجد را خرابه واگذار نموده كه محلّ سگ و گربه و حيوانات و فضلۀ ايشان شده، بدون قرشى مگر خرجى كه تقريباً دوازده تومان شايد مخارج نموده باشد، آنچه تأكيد نمودم فايده نبخشيد. لهذا مجارى را به اجاره دادم و چون او طلبۀ مفسدى است و فساد او اشهر من الشمس است در آران و توابع آن در صدد اغتشاش كارى برآمده تا آنكه محتاج شدم، و بخدمت آقاى حجّة الاسلام رسيديم در حيات ايشان در اواخر ذى الحجّه حكم صريح فرمودند كه متولّى جناب ملّا مهدى است، شيخ محمّد اگر تصرّفى بنمايد باذن او بايد باشد، و چون احكام و صدور او از مشايخ عظام اند روانه شد؟ لهذا سواد آن را و صورت سؤال چون متفق بود از ايشان اختصار به يك سؤال نمودم، اگر صورت حكم هريك را جداگانه محرّر شد كه واضح باشد.

مشاهده جزئیات
صورت اراضى موقوفه

خوانش: قطعه سردار دشت نو پانزده قفيز: ـ حدّى بحسين حاجى آقا مؤمن ـ حدّى بورثه حاجى جانعلى فخّار ـ حدّى بمحمّد على مرادى ـ بشارع. ايضاً قطعه دشت نو چهار قفيز: ـ حدّى بحاجى حسن آقا مؤمن، ـ حدّى به پل خاكى گلچين آباد، ـ حدی بحاجی رمضان علی آمؤمن، ـ حدّى بمحمّد على آقا مراد. ايضاً قطعه دشت نو هشت قفيز: ـ حدّى بمحمّد على مراد، ـ حدّى حسنعلى عطّار، ـ حدّى حاجى رمضانعلى آقا مؤمن من الطرفين. قطعه سر پشت نه (9) قفيز بحدود ذيل: ـ حدّى بحاجى حسن آقا مؤمن، ـ حدّى دم پلّه؟ گلچين آباد، ـ حدّى بعبدالكريم آقا ارباب، ـ حدّى بآقا جان؟ عمو حسين. قطعه بنه درّه بزرگ چهارده قفيز: ـ حدّى بعلى اصغر حاجى احمد، ـ حدّى بحاجى حسنعلى حاجى ملّا احمد، ـ و حدّى بحاجى على عطّار، ـ و حدّى بجوى دره بزرگ. قطعه زير مباركه 5 قفيز بحدود ذيل: ـ حدّى بحاجى حسينعلى آقا مؤمن، ـ و حدّى به اراضى دولت آباد، ـ و حدّى بحاجى ملّا محمّد حسين، ـحدّى بورثه محمّد ذى مآثر ايضاً قطعه زير مباركه شش قفيز: ـ حدّى بحسین خان آقا مؤمن، ـ و حدّى بحاجى على عطّار، ـ و حدّى بحاجى حسينعلى آقا مؤمن، ـ حدى بحاجى ملّا محمّد تقى. ايضاً قطعه زير مباركه شش قفيز بحدود ذيل: ـ حدّى بورثه محمّد ذى مآثر، ـ و حدّى بحاجى ملّا محمّد تقى، ـ و حدّى بعلى آقا خان، ـ حدّى بحسين حاجى جمال. قطعه سردار لاشه زار؟ چهار قفيز: ـ حدّى بحسين خان، ـ حدّى حاجى عبّاس ذه تاب، ـ حدّى آقا كوچك آهنگر، ـ حدّى بحاجى جمال. ايضاً قطعه در سردار لاشه زار يك قفيز و نيم قفيز: ـ حدّى بحاجى على عطّار، ـ حدّى بمحمّد ذى مآثر، ـ حدّى بمحمّد حسن حاجى على اصغر، ـ حدّى حاجى على اکبر حاجى آبابا. ايضاً قطعه جوب كج شهره هشت قفيز: ـ حدّى حسين على اكبر حلّاج من الطرفين، ـ حدّى حاجى محمّد على كاشانى، ـ حدّی ورثه حاجى رمضان. ايضاً قطعه جوب كج هفت قفيز: ـ حدّى بحسين خان آقا مؤمن، ـ حدّى بجناب حاجى ملّا محمّد حسين، ـ حدّى باستاد حسن حلّاج، ـ حدّى بورثه حاجى رمضان. ايضاً قطعه جوى كج نه (9) قفيز بحدود: ـ حدّى بحاجى رمضانعلى آقا مؤمن، ـ حدّى بحاجى ملا محمّد حسين، ـ حدّى بملّا محمّد طاهر، ـ حدّى بحسين خان آقا مؤمن. قطعه پشت درخت نزديك دولت آباد نوش آباد بيست و دو قفيز: ـ حدّى بحاجى على اكبر، ـ حدّى بحاجى حسن حاجى محمّد، ـ و حدّى آقا جان عمو حسين، ـ حدّى زير اسحاق آباد نوش آباد. قطعه چالۀ رو زیرابه؟ مشهور عمو رجب پانزده قفيز، بحدود ذيل: ـ حدّى بآقا جان عمو حسين، ـ حدّى به پلّه اسحاق آباد، ـ حدّى حسينعلى رجبعلى جمّال، ـ حدّى حسن حاجى حمال. قطعه در درّه نوگير سه قفيز: ـ حدّى بحاجى ملّا تقى، ـ حدّى على اكبر اسماعيل بيك، ـ حدی بحاجی ملا محمد صادق، ـ حدّى بحاجى ملّا محمّد على كاشى. قطعه بوستان؟ بالا شهره چهار قفيز: ـ حدّى بحاجى سيّد اسماعيل، ـ حدّى ورثه مرحوم رمضان محمّد بيك، ـ حدّى بحاجى عبّاس، ـ حدّى به آكوچك. قطعه سردار باغ دو قفيز و نيم قفيز: ـ حدّى بحسين رجبعلى حمّال ، ـ حدّى بحاجى رجبعلى مراد، ـ حدّى بحاجى على اكبر، ـ حدّى اخوى دشتى.

مشاهده جزئیات
تجدید وقفیت مجاری پانزده سرجه موقوفۀ خرم آباد آران مورخ سال 1326 هجری

خوانش: هو مخفى و مستور نماناد كه چون در چندى قبل مرحومه مغفوره حاجيه خانم صبيّه مرحوم حاجى آقا باباى آرانى مجارى پانزده سرجه از نهصد سرجه مزرعه خرّم آباد را با اراضى متعلّقه بآن موافق ظهر وقف نموده بود بر مطلق مصارف بر موافق قباله وقفنامه عليحده معتبره كه در دست است، و توليت آن را بعد از حيات خود بابندگان شامخ الاركان حجّة الاسلام آقاى ملّا محمّد على دام ظلّه العالى مفوّض داشته و شرايط وقفيّت بعمل آمده بود؛ پس از فوت آن مرحومه با وجود اسناد معتبره و احكام شرعيّه ورثه مدّعى شدند بطلان وقفيّت، و مدّتى بواسطه دعواى ورثه امر وقف معوّق ماند تا اين تاريخ كه بسعى بعضى از مصلحين، مجدد مجارى مرقومه بتصرّف بندگان معظّم آمد و تمام ورثه ذكوراً و اناثاً از هر طبقه اى حاضر شدند، و امضاء وقفيّت و توليت را نمودند، و بر حسب احتياط بعد از اقرار دعاوى خود را چه در باب مجارى و اراضى آن و چه از بابت زياده و نقصان اراضى كه مدّعى بودند مصالحه نمودند به بندگان آقاى معظّم، و اوشان هم من باب ولايت خاصّه قبول نمودند. و صيغه هم جاريشد و جميع شرائط صحّت بعمل آمد. و در ضمن عقد خارج لازم اسقاط حقوق و دعاوى بندگان معظّم، چه در باب اجرت المثل سنوات ماضيه و چه در باب اراضى كه مدّعى بودند شد. بناءً عليه ديگر ورثه را بر بندگان معظّم دعوائى باقى نيست همچنانكه بندگان معظّم را بر ورثه حقّى و ادّعائى نيست و كافّه شرايط صحّت و قواعد شرعيت كما هو المقرّر والمرسوم فى الشرع الانور معمول و مرعى گرديد. في 27 شهر محرّم الحرام مطابق اسفند ماه جلالى هذه السنة قوى ئيل من شهور سنة 1326.

مشاهده جزئیات
وقف نامۀ حاجی حسن علی آرانی، بر حسب وصیت برادرش مجاری 15 سرجه از قنات خرم آباد را برای روضه خوانی، و طبخ آش حلیم جهت فقرا، و روشنائی انبار و وقف یک حلقه قپان مورخ سال 1298 هجری

خوانش: بسم الله الرحمن الرحيم وبه نستعين الحمد للّه ربّ العالمين، العالم بأسرار العباد أجمعين، الواقف على السرائر والنيّات والضمائر والخفيّات من جميع الخلائق اكتعين، والصلاة والسلام على محمّد وآله الطيّبين الطاهرين، اشرف البريّات. امّا بعد، وقف صحيح شرعى و حبس مخلّد ملّى نمود خير الحاج حاجى حسن على بن آقا مؤمن آرانى قربةً الى الله تعالى وطلباً لمرضات الله، بموجب التزامى كه مرحوم حاجى رمضانعلى برادر ابوينى او در حياة خود در ضمن عقد مصالحه شرعيّه به او نموده بود كه وصاياى او را موافق وصيّت او بعمل آورد، و لهذا از جمله وصاياى او اين بود كه مجارى پانزده سرجه از مدار نهصد سرجه مزرعه خرّم آباد قريه آران را با اراضى تابعه مرقومه ظهر وقف نمايد بر مصارف مشخصه. و لهذا وقف نمود همگى و تمامى مجرى المياه سه سرجه من جمله پانزده سرجه را با اراضى بقدر الحصّۀ ظهر بر روضه خوانى مسجد بازار قريه آران يا غير او يا در هر مصرف خيرى كه متولّى او صلاح داند. و همگى تمامى چهار سرجه ديگر را با اراضى بقدر الحصّه ظهر وقف نمود بر روضه خوانى خانه آمؤمن در محلّه بازار. و همگى و تمامى وقف نمود مجرى المياه شش سرجه ديگر را با اراضى بقدر الحصّه ظهر بر طبخ آش حليم در خانه آمؤمن بر فقراء. و وقف نمود همگى تمامى مجرى المياه يكسرجه ديگر را با اراضى بقدر الحصّه ظهر بر انبار بازار صرف روشنائى آنموضع شود. و همگى تمامى وقف نمود يكسرجه ديگر را با اراضى ظهر بقدر الحصّه بر انبار بالكنیه محازى خانه آمؤمن صرف آنجا شود، و وقف نمود بر ورثه آمؤمن همگى تمامى يك حلقه قپان مشخص را بر ورثه آمؤمن، و در حيات خود حاجى رمضان واقف قپان بوده و موقوف عليه قپان حاجى حسن و حسين خان و على اكبر صيفى برادر زاده او است و بعد بر اولاد ايشان نسلاً بعد نسل و طبقاً بعد طبق. و بايد همۀ اين مجارى در دست حاجى حسن و بعد در دست حسين خان بنظارت اولاد حاجى حسن، و متولى غير از سه سرجه حسين خان است، با نظارت حاجى حسن، و استصواب سركار شريعتمدار مجتهد الزمانی آقاى ملّا محمّد على بن ملّا محمّد مهدى آرانى آنچه مصلحت داند و متولّى سه سرجه را شرط نمود آقاى ملّا محمّد علىا ـ زيد عمره ـ باشد، و بعد بر اولاد او طبقاً بعد طبق، و با تساوى بقرعه معمول شود، و ملاحظۀ اصلح و ارشد بشود. و صيغۀ وقف بر نهج شرع مطاع و اركان جارى شد، و قبض و اقباض عين مرقومه بعمل آمد با تعیین متولى خاصّ آنها بايد تخلف نشود، فمن بدّله بعد ماسمعه فإنّما اثمه على الذين يبدّلونه. وكان ذلک وقوعاً في يوم الأربعين بيستم شهر صفر المظفّر من شهور سنه 1298.

مشاهده جزئیات
حبس نامۀ آقا ایوب عرب، مورخ سال 1225 هجری مجاری پنج سرجه از قنات خرم آباد را بر مسجد محلۀ وشاد آران وبر حمام کوچک و بر قرائت قرآن به مدت 110 سال

خوانش: امّا بعد، غرض از ترقيم اين ارقام ميمنت انجام خجسته فرجام آنست كه در اسعد ساعات و اشرف اوقات بالطوع والرغبة والاختيار دون الكلفة والكراهه، فى حال صحّة العقل وسائر المشاعر، حبس شرعى نمود ستوده خصلت نيكو منقبت سعادت انتساب عزّت و تقوى شعارى آقا ايّوب خلف مرحوم آقا بديع عرب، ساكن قريه آران من قراى كاشان، على النهج الشرعى والقانون الملّى همگى و تمامى مجرى المياه پنج سرجه از جمله نهصد سرجه مدار قنات خرّم آباد من مزارع قراى آران مع اراضى و صحارى و آبار و انهار و جميع ما يتعلّق به بقدر الحصّه از دوازده سرجه. و همگى قطعه ارض مشجّر البعض باشجار توت كرم در مزرعه مرقومه در دشت بالاى مسجد مزرعه مرقوم محدوده: ـ بزمين على فرج ـ بتوت استان ابوالحسن قصّاب ـ بتوت استاند ورثه صيفى ـ و بشارع مع اصل اشجار و ساير متعلقات را بر مسجد محلّه وشاد من محلّات قريه مسطوره در جنب ميدان سليمان غنيه از تحديد و بر حمّام واقعه در قريه مزبوره و محلّه مسطوره مشهور بحمّام كوچك در جنب خوانه حاجى كاظم چاوش. بر خاتمين قرآن باين تفصيل كه منافع دو سرجه آن با قدر الحصّه از اراضى آن صرف خرابى و بوريا و روشنائى و روغن چراق مسجد مرقوم شود. و منافع دو سرجه آن با قدر الحصّه از اراضى صرف قرائت اطعامى شود كه در حين بروز و ظهور منفعت آنرا قبض كرده جمعى از قاريان قرآن مجيد را جمع كرده طعامى مهيّا كرده بعد از ختم قرآن مجيد طعام را صرف نمايند. فاتحه بجهت حابس مرقوم بخواند و ثواب آن را هبه نمايند. و منافع يكسرجه را با قدر الحصّه از اراضى صرف تعمير و خرابى و فاطيل حمّام نمايند از حين ترقيم اين ورقه الى انقضاء مدّت يكصد و ده سال قمرى. و صيغه حبس با ملاحظه كافّه شرايط واقع گرديد، تسليم و تسلّم بعمل آمد. بعد از مراتب فوق جميع عين محبوسه را صلح صحيح شرعى نمود حابس آقا ايّوب مسطور بعاليجناب قدسى انتساب علّامى فهّامى خير الحاجّ والمعتمرين حاجى ملّا عبدالله فرزند ارجمند عاليجناب قدسى انتساب نخبة الانجاب حاجى ملّا عبدالرحيم زيد توفيقه، با قبول وى از آن بمقدار يكصد درم نمك حومه آران، و بخشش نمود به او. و در حال عقد مصالحه شرط شرعى نمود بر عاليجناب حاجّ مرقوم كه در سفر عتبات عاليات در بقاع متبرّكه و مشاهد معظّمه او را ياد كند و بزيارت و دعا او را شاد نمايد. و صيغه صلح با كلّ شرايط جاريشد. و على ذلک وقع الاشهاد في يوم الجمعة التاسع والعشرين من شهر ربيع الثاني من شهور سنه 1225.

مشاهده جزئیات
نظرات مشتریان